<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016</id><updated>2012-02-16T12:18:05.731-08:00</updated><category term='جنایات حکومت اسلامی'/><category term='انتصاباتی'/><category term='انتصابات حکومتی'/><category term='مناسبتی'/><category term='تاریخی- اسلامی'/><category term='تاریخ صدر اسلام'/><title type='text'>هر چیز را با خرد خود بسنجید</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>150</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2994926053714041026</id><published>2011-09-01T11:04:00.000-07:00</published><updated>2011-09-01T11:04:21.762-07:00</updated><title type='text'>دو تفاوت بزرگ ما ایرانیان با مردم سوریه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید  زمانی که دو سال پیش ما ایرانیان به خیابان ها آمدیم فکرش را نمی کردیم که  دو سال پس از آن در راه پایین کشیدن حکومت آخوندی از مردم سوریه بسیار عقب  تر باشیم.&lt;br /&gt;به راستی چه شد که سوریه ای ها در عرض چند ماه به همه  دنیا و به خود بشار اسد ثابت کردند که تا سرنگونی حکومت بشار اسد به خانه  ها بازنخواهند گشت اما ما ایرانیان تنها پس از چند ماه به خانه هایمان  رفتیم؟&lt;br /&gt;چه شد که جمعه های اعتراض در سوریه تا به امروز هم ادامه دارد اما سه شنبه های اعتراض ما ایرانیان حتی یک ماه هم ادامه داشت؟&lt;br /&gt;باید پاسخ این پرسش ها را داد تا بتوان فهمید که کجای کار ما ایراد دارد.&lt;br /&gt;اینکه  هیچ دستگاه سرکوبی مانند دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی نیست درباره وقایع  مصر و تونس درست بود اما جنایاتی که حکومت بشار اسد در سوریه کرده حتی دست  جمهوری اسلامی را هم از پشت بسته اما بازهم مردم سوریه با دلاوری تمام به  اعتراضاتشان ادامه می دهند.&lt;br /&gt;این موضوع از دید من دو دلیل عمده دارد یعنی مردم سوریه دو مزیت بسیار بزرگ بر ما ایرانیان دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1-  نخستین مزیت مردم سوریه این است که در آنجا هیچکس به فکر اصلاح حکومت بشار  اسد نیست و کسی نمی خواهد مثلا به دوران طلایی حافظ اسد (اگر حافظ اسد را  در سوریه معادل خمینی در ایران در نظر بگیریم) بازگردد و ملت سوریه با همه  اختلافاتشان حول یک محور با هم متحد و همبسته شده اند و آن این است که بشار  اسد و حکومتش به هر شکلی باید بروند اما در ایران اینگونه نبود. اصلاحاتچی  ها که بلندگوهای تبلیغاتی زیادی از سوی غربی ها در اختیارشان بود مرتب  چشمکی به خامنه ای و اطرافیانش می زدند و مرتب گوشزد می کردند که احمدی  نژاد را ول کند و به آنها بچسبد و مرتب هم بر طبل قانون اساسی کوبیدند.  قانون اساسی که چیزی جز مشتی احکام ضد آزادی چیزی ندارد. این رویه این جناح  اسلامیست باعث شد که مردم از خود بپرسند آیا ما به خیابان بیاییم تا  بازگردیم به دوران خمینی جنایتکار؟ و اینگونه بود به مرور بخش بزرگی از  مردم به دلیل ترس از به قدرت رسیدن اسلامیون به خانه هایشان رفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-  اما دلیل دوم مستقیما به خود ما مردم ایران بازمی گردد و آن این است که ما  مردم متاسفانه به ستم پذیری و همینطور به نشان ندادن واکنش در برابر خشونت  عادت کرده ایم و این دقیقا چیزی بوده که حکومت آن را می خواسته.&lt;br /&gt;زمانی  که دختری را به وحشیانه ترین شکل ممکن تنها برای ظاهرش به داخل ماشین پلیس  می برند و همه افراد حاضر در آنجا بی هیچ واکنشی تنها نظاره گر این صحنه  هستند این اوج بدبختی جامعه ما را نشان می دهد.&lt;br /&gt;زمانی که قیمت ها هر  اندازه که زیاد شود و مشکلات اقتصادی هر اندازه که بیشتر شود بازهم نه  اعتراضی می کنیم و نه اعتصابی و به زندگی خودمان می دهیم و تنها غر می زنیم  و نفرین می کنیم و دشنام می دهیم که هیچ تاثیری روی حکومتیان ندارد نباید  هم وضعیتمان از این بهتر باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنجشنبه - 10 شهریور 2570&amp;nbsp; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2994926053714041026?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/2994926053714041026/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/09/blog-post.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2994926053714041026'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2994926053714041026'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/09/blog-post.html' title='دو تفاوت بزرگ ما ایرانیان با مردم سوریه'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-7776440533751165214</id><published>2011-06-10T04:01:00.001-07:00</published><updated>2011-06-10T04:01:37.126-07:00</updated><title type='text'>مدحی اولی نبوده و آخری هم نخواهد بود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی شک فیلمی را که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد و سردار مدحی که تا  مدتی پیش ادعا می کرد از نظام برگشته و به مردم پیوسته و در خارج از کشور  است دیده اید یا درباره اش شنیده اید و خوانده اید.&lt;br /&gt;اما پرسش مهم این است که آیا مدحی در این زمینه اولی بوده و آخری خواهد بود؟ بدون شک نه.&lt;br /&gt;مطلب مهم این است که جناحهای مختلف جمهوری اسلامی مزدوران خودشان را به  داخل اپوزیسیون می فرستند که این مزدوران لزوما در خدمت دیگر جناحها نیستند  بلکه در خدمت آن جناح خاص هستند.&lt;br /&gt;رفسنجانی و خاتمی و باند آنها مزدوران خودشان را دارند. خامنه ای و باند  ولی فقیه مزدوران خودشان را دارند. سپاه مزدوران خودش را دارد . باند احمدی  نژاد و مشایی هم که این روزها در حال ضعیف شدن هستند مزدوران خودشان را  دارند.&lt;br /&gt;برخی از این مزدوران سالهای پیش با همان ادعایی که مدحی کرد و البته با  انفجار بمب های خبری که از زندان و شکنجه و اعتصاب غذاها سخن گفته می شد به  خارج رفتند و امروز در نظر بسیاری جزو اپوزیسیون هستند و برای خودشان یک  پا استراتژیست مبارزات سیاسی هستند.&lt;br /&gt;من نمی گویم به هیچکس نباید اعتماد کرد ولی به این سادگی ها نباید اعتماد کرد و هر که ادعای بریدن از رژیم را کرد نباید باورش کرد.&lt;br /&gt;این روند صادرات مزدور به اپوزیسیون از زمان خاتمی آغاز شد و اوج گرفت و تا  امروز هم ادامه دارد و نکته این است که در آن زمان تنها دو جناح بودند و  هر کدام هم مزدوران خودشان را داشتند ولی امروز حداقل چهار جناح وجود دارد  که هرکدام مزدوران خودشان را دارند.&lt;br /&gt;علاوه بر اینها جیره خواران جناح های جمهوری اسلامی در طیف های فکری مختلف  مخالف جمهوری اسلامی هم بسیارند. کسانی که یا پیش از انقلاب یا در سالهای  ابتدایی انقلاب از کشور خارج شده اند.&lt;br /&gt;بخواهم مزدوران هر جریان و هر گروه را نام ببرم بسیارند و برخیشون متاسفانه  خاطرخواهان بسیاری نزد مردم ساده لوح دارند. پس فقط به این اکتفا میکنم که  حواسمان باید جمع باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 20 خرداد 2570&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-7776440533751165214?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/7776440533751165214/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/06/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7776440533751165214'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7776440533751165214'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='مدحی اولی نبوده و آخری هم نخواهد بود'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-139360318815188255</id><published>2011-05-27T00:31:00.000-07:00</published><updated>2011-05-27T00:31:31.530-07:00</updated><title type='text'>مهدی بازرگان ،به بهانه ی پنجاهمین سالگرد تاسیس نهضت آزادی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این پست خود را به مقاله ای از بانو نادره افشاری درباره مهدی بازرگان اختصاص داده ام که امیدوارم خوانندگان استفاده کنند.&lt;br /&gt;&lt;div style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b style="color: black;"&gt;&lt;a href="http://parsdailynews.com/83968.htm" style="text-decoration: none;" target="_blank"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman; font-size: small;"&gt;&lt;span&gt;مهدی بازرگان ،به بهانه ی پنجاهمین سالگرد تاسیس نهضت آزادی /نادره افشاری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;"&gt;مهدی بازرگان، در سال 1286 در تهران به دنیا آمد. پدرش حاج&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;عباسقل&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;ی بازرگان،&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; تاجر بود. خانواده اش معتقدند که پدر بازرگان ِ مهدی بازرگان، «روشنفکر» هم بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;او   دبستان را در مدرسه ی سلطانیه ی تهران و دبیرستان را در مدرسه ی   دارالمعلمین گذراند. بازرگان یکی از دانش آموزانی بود که در دوران پادشاهی   رضا شاه فقید برای تحصیل به کشور فرانسه اعزام شد؛ تا &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«شاید» &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;در   راستای ساختن ایرانی مدرن و شکوفا به آموختن دانشهای نوین غربی بپردازد.   بازرگان که همراه با یار غارش یدالله سحابی با هزینه ی ملت ایران به خارج   اعزام شده بود، سوغاتش – برخلاف منویات رضا شاه – چند فرسنگ لقب بود و یک   خروار ارتجاع، عقب ماندگی، قشریگری، و کلی کتاب و جلسه و سخنرانی در همین   زمینه [برای گمراه کردن جوانان آن روزها] که البته موفق هم بود!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«[مهدی] بازرگان، در پی آن بود تا همه‌ ی اصول اعتقادی و دستورات فقهی را كه وی ب&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;ه &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;آن‌ها   عقیده داشت، سوار بر منطق علمی، به قشرهای «روشنفكر» جامعه بقبولاند؛  برای  این كار، وی اصول علمی و دستاوردهای دانشمندان روز را در زمینه ‌های  زیست  شناسی، فیزیك و ترمودینامیك به كار&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;می‌گرفت، تا حقانیت اعتقادات خویش [اسلام] را ثابت كند. ضمن&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;این ‌كه بازرگان در مبارزه ‌ی پی‌گیرش با رژیم شاه، الهام بخشِ&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;قشر جوان و روشنفكر [کذا] جامعه ‌ی ما بود؛ و این موفقیتی برای وی به شمار می‌آمد، اما رنسانس علمی/مذهبی او چندان موفقیت آمیز&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نبود. توجیه و اثبات حقانیت مساله ‌ی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;طهارت» در فقه شیعه از طریق تشبث به دستآوردهای میكرب شناسی روز، گرچه ظاهرا به معتقدان به&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;آن مسائل دلگرمی می‌داد؛ اما هرگز نمی‌توانست وسیله ‌ی اثبات&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;حقانیت   دین و خداشناسی باشد. تطابق مسائل فقهی با اصول علمی، اگر در جایی  خوانایی  داشت، در جاهای بسیار دیگری سوال ‌برانگیز بود. آیت ‌الله طالقانی  و دكتر  یدالله سحابی هم در چنین&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;زمینه ‌ای تلاش می‌كردند. آن‌ها می‌كوشیدند تا با تفسیر آیات&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;قرآن به سبكی جدید، دیدگاه قرآن پیرامون آفرینش انسان و جهان&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;را   با دستاوردهای علوم جدید تطبیق دهند و بدین وسیله پایه ‌های اعتقاد به   قرآن را در بین قشر تحصیل‌ كرده تقویت نمایند.»[محسن نجات حسینی، برفراز   خلیج، نشر نی، ص 416&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt;I&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;دولت   موقت مهدی بازرگان در بهمن ماه سال 1357 به دستور خمینی تشکیل شد. در   هفدهم بهمن 1357 زمانی که هنوز دولت بختیار سر کار بود و نظام پادشاهی هم   «سرنگون» نشده بود، خمینی،&amp;nbsp;بازرگان ِ «مشروطه خواه» را به نخست وزیری دولت   امام زمان «مشروعه خواهان» منصوب کرد. هزاران نفر در تهران رژه رفتند و از   تصمیم خمینی برای معرفی «نخست وزیر مشروعه خواهان» پشتیبانی کردند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;img alt="" height="400" src="http://parsdailynews.com/pics/bazargan-6.jpg" width="294" /&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;بازرگان   در سال 1357 و پیش از بردن خمینی به پاریس به عراق رفت و دست خمینی را   بوسید و وعده ی حکومت عدل الهی را از او دریافت کرد. عنوان این حکم «عضویت   در شورای انقلاب» بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;بیشتر   اعضای دولت بازرگان از نهضت آزادی [کذا] و نزدیکان نهضت آزادی بودند.  سهمی  هم به اعضای قدیمی جبهه ی ملی داده شد. همه چیز درست مثل کیک خوشمزه  ای  تقسیم شد. هنوز خمینی ادعایی نداشت؛ یا نکرده بود. همه ی اینها «همه با  هم»  به رفراندوم کمدی و مبهم خمینی در 12 فروردینماه 1358 رای «آری»  دادند.  مهدی بازرگان به آنانی که رای نداده بودند، یا رای «نه» دادند،  تهمت «یک  درصدیهای بیحیا» زد؛ جلو چشم رادیو و تلویزیون و همه ی رسانه های  داخلی و  خارجی. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;با   این همه خوشخدمتیها، دیگر «ماموریت» بازرگان تمام بود، و او که تنها   «محلل» یکشبه ای بود برای به حکومت رساندن آخوندها؛ میباید دور ریخته میشد و   دور ریخته شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;هاشمی ‌رفسنجانی می‌گوید: «كلمه ی لیبرالیسم به عنوان یك «ضد ارزش» مختص آقای پیمان [حبیب الله پایدار] است كه آن را به آقایان&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نهضت آزادی لقب داده بود و آقای دكتر [ید الله] سحابی هم حرف زشتی به ایشان می‌گفت كه فلان فلان شده این لقب را به ما داد.» &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;حبیب الله پیمان از جنبش مسلمانان مبارز بود كه نهضتی‌های دولت مهندس مهدی بازرگان ر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;ا «&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;لیبرال»   می‌خواند و هفته‌ نامه ی «امت» ارگان این جنبش، پر بود از «انذار» به   حاكمیت لیبرال‌ها: «ما بارها اعلام كرده ‌ایم كه اینها [لیبرال‌ها/دولت&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;موقت]   مجبور به تكیه بر سرمایه ‌داری وابسته، فئودال‌ها و عناصر وابسته ی ارتش   هستند و خواهند بود... مشخصه ی این خط [لیبرالیسم] طرفداری از «دموكراسی و   آزادی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;عقیده و بحث آزاد» [کذا]  است،  ولی قدرت تصمیم ‌گیری و اجرایی را برای خود می‌خواهند. لیبرال‌ها  همان  اندازه كه قشری و جزم‌گرا نیستند، مكتبی هم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نمی‌باشند و با نظام سرمایه ‌داری هم مخالفتی ندارن&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;د.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;در   رابطه با ضد امپریالیست بودن سید روح ‌الله خمینی، مهدی بازرگان، نخست   وزیر دولت موقت خمینی در روزنامه‌ ی میزان، ارگان نهضت آزادی در 6 بهمن ماه   1359 دو سال پس از به قدرت رساندن سید روح ‌الله خمینی «ضد امپریالیست»   نوشت: «روابط دولت امریكا با انقلاب و دولت موقت انقلاب اسلامی و جمهوری   اسلامی ایران، تنها با روی كار آمدن دولت موقت شروع نمی‌شود. به موجب   اطلاعات و مدارك و اسناد و شواهد، از ما‌هها قبل از پیروزی نهایی انقلاب،   تماس‌های متعددی میان اعضای شورای انقلاب در ایران با مقامات امریكایی   برقرار و مذاكراتی در جریان بوده است. علاوه بر تماس و مذاكرات با مقامات   امریكایی، ارتباط و گفت ‌و گوهایی [هم] با سران ارتش و همچنین [دكتر   شاهپور] بختیار [آخرین نخست وزیر محمد رضا شاه] وجود داشته است&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;»[ روزنامه‌ ی میزان، 6 بهمن 1359] &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;آن   روزها حتی مسعود رجوى [پیرو راه طی شده ی مهدی بازرگان]... بازرگان را   بورژوایى سازشكار می‌خواند و آنچه نقطه ی اشتراك فكری خیمه ی انقلابیون شد،   نفی مشی لیبرالی بازرگان بود؛ حال اینكه لیبرالیسم، سازشكاری و آمریكایی   بودن بازرگان، ترادف‌های اعتدال، تعامل و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;رواداری در ادبیات سیاسی آن روزها بود، و انقلابی‌گری البته تفسیرهای بسیار&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;داشت كه به قول بازرگان: «اگر مقصود از انقلاب، عمل كردن، زدن و ریختن و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;كشتن و پاشیدن و پا روی همه ی اصول و قانون و مقررات گذاشتن باشد، البته دولت و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;شخص بنده انقلابی نیستیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; اما اگر بنا باشد كه نظم و اصول و سیستم و تغییر عمیق باشد، ما انقلابی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;بودیم و هستیم...اما اینكه می‌گویند دولت قاطع نیست، فكر كنید كسی را چاقویی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;دستش می‌دهند، اما تیغه ی چاقو را به كس دیگری می‌دهند؛ دستش چاقویی است كه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;اصلا تیغه ندارد.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«راه طی شده» کتابی است از مهدی بازرگان که از کتابهای آموزشی در سازمان مجاهدین بود، برای ساختن «کادر همه جانبه» یا ولی فقیه!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;اما   در مورد داستان چاقوی بی دسته؛ من خود این برنامه را از تلویزیون جمهوری   اسلامی شنیده ام؛ حتی یادم هست که بازرگان شانه ها را بالا میانداخت و   «جوک» میگفت که مثلا: «مردی داشت غذا میخورد. گربه ای هم آنجا سر سفره اش   بود. تا میآمد لقمه ای بخورد، گربه میگفت «معو» آنگاه مرد تکه ای از گوشت   را برای گربه میانداخت. دوباره تا میآمد غذا بخورد، گربه میگفت «معو» و این   تا جایی ادامه پیدا میکند که آقای خانه غذا را میگذارد جلو گربه و خودش   مثل گربه کنار سفره مینشیند و میگوید: حالا من «معو»... او مسائل سیاسی را   اینگونه میفهمید و اینگونه هم طرح میکرد. اما آخوندها آنچنان «معو»یی  نشانش  دادند که برق از سرخودش و دولتش پرید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;بازرگان   پس از بازگشت از تحصیل در کشور فرانسه، به عنوان استادیار دانشکده ی فنی   به کار گماشته شد. بعد هم شد رئیس دانشکده ی فنی دانشگاه تهران. در همین   دوران بود که انجمن مهندسین اسلامی را راه انداخت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;یكی   از كسانی كه صریح و پژوهشگرانه به بررسی نقطه نظرات «نهضت آزادی» و «مهدی   بازرگان» پرداخته، یرواند آبراهامیان است&amp;nbsp;در کتابی تحت عنوان «اسلام   رادیكال»! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;این   کتاب متاسفانه به زبان انگلیسی است و من فقط بخش كوتاهی از ترجمه ‌ی آن  را  در دست دارم. این بخش كوتاه، تكه ‌ای است از بخش دوم كتاب كه با ترجمه‌  ی  زینل نوروزی توسط نشر بولتن در لندن در تاریخ آبان‌ماه 1378 [اكتبر  1999]  منتشر شده است. این بخش كه به «مجاهدین، علی شریعتی و نهضت آزادی»  پرداخته،  به نوعی بخش تكمیلی كتاب «ایران بین دو انقلاب» آبراهامیان است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نویسنده   كه در كتاب پیشینش بیشتر به روند كار حزب توده نظر داشته، با این كار   جاافتادگی‌ها و كمبودهای آن كتاب را جبران كرده است. با این كه حزب توده   نقشی اساسی در به بن بست كشاندن حكومت مدرن پیشین ایران داشته، اما نقش   اساسی را «نهضت مذهبی آزادی» منسوب به مهدی بازرگان و یدالله سحابی بازی   كرده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;این   دو تن كه از اولین سری دانشجویان ایرانی بودند كه در زمان رضا شاه فقید   برای تحصیلات عالیه به فرانسه اعزام شدند، درست برخلاف سمت و سوی وطن   دوستانه و ترقی ‌خواهانه ‌ی دانشجویان اعزامی از سوی دولت ژاپن به اروپا   [كه كشورشان را به مهد تمدن و دموكراسی و مدرنیته در شرق تبدیل كردند]   كوششی اساسی برای به قهقرا بردن و نابود كردن دستاوردهای ناچیز جنبش مشروطه   و دوران پهلوی‌ كرده‌ اند و سوگمندانه جانشینان ایشان هم، همچنان در این   سیر قهقرایی همراه و همرزم با حاكمان اسلامی فعلی در ایران، به همان   ماموریت ِ به اضمحلال كشاندن ایران ادامه می‌دهند. گرفتار شدن ایرانیان؛   برخلاف ملل دیگر خاورمیانه كه هفتاد و سه سال پیش از بهمن 57 به جدایی دین   از حكومت و حكومت قانون عرفی و ملی، طی جدالی خونین پای فشردند، با چنین   «روشنفكران» عقب افتاده ‌ای چندان هم دور از ذهن نیست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نهضت   آزادی ایران در سال 1340 تاسیس شد. بجز دو موسس اصلی آن [مهدی بازرگان و   ید الله سحابی] سید محمود طالقانی نیز در نضج گرفتن این نهضت دست داشت.   لطف‌ الله میثمی در كتاب خاطراتش «از نهضت آزادی تا مجاهدین» می‌نویسد كه   در این سال‌ها جبهه ‌ی ملی از چند طیف تشكیل شده بود؛ برخی هنوز ملی بودند؛   برخی خیلی مذهبی شده بودند و برخی نظیر بنیانگزاران نهضت آزادی، هم ملی   بودند و هم مذهبی. یرواند آبراهامیان می‌نویسد كه نهضت آزادی طی بیانیه ‌ای   در ماه مه 1961 اعلام موجودیت كرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;بنیانگزاران این نهضت در همین بیانیه ی اعلام موجودیتشان نوشته ‌اند: «ما مسلمان، مشروطه گرا و مصدقی هستیم.» &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;اما   شوربختانه نهضتی‌ها بر مسلمان بودنشان تاكیدی بسیار غلیظ‌تر از مشروطه‌   خواه بودنشان داشته و دارند؛ به این دلیل واضح كه پسوندهای ملیگرایی و   مشروطه‌ خواهی اساسا در تضادی اصولی با باور ایشان مبنی بر كشاندن دین به   دایره ‌ی حكومتی است. طرفه آن كه نهضتی‌ها در همان بیانیه‌ ی اعلام   موجودیتشان «جدایی دین از سیاست» را رد كرده ‌اند؛ چون «اسلامِ شیعی را بخش   جدایی ناپذیر فرهنگ ملت ایران می‌دانسته ‌اند.» &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;زمینه‌   ی اصلی این نگرش البته از همان «دوران مشروطه» و مشروعه خواهی بخشی از   روحانیت آن دوران تحت رهبری شیخ فضل الله نوری آغاز شد؛ اما این كه در   تاریخ معاصر ایران، شعار همان مرتجع معروف آن دوران، از زبان تحصیلكردگان   غرب و باصطلاح روشنفكران آن دوران مجددا طرح شود، بیشتر یك طنز گزنده‌ ی   تاریخ است؛ آن هم زیر عنوان نامربوط «مشروطه ‌گرایی»! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;تاكید   این دو تحصیل كرده ‌ی غرب بر عدم جدایی دین از حكومت در بیانیه ‌ی اعلام   موجودیت «نهضت آزادی»‌ و در همین راستا كشاندن ایران به نقطه ‌ای که هم   اینك در آن قرار داریم، از آن نقاط كلیدی است كه می‌باید به آن بیشتر و   بیشتر پرداخت. توجه داشته باشیم كه در سال 1340 دولت وقت ایران لایحه ‌ای   را تحت عنوان «انجمنهای ولایتی و ایالتی» در 92 ماده و 17 تبصره به تصویب   رساند كه از جمله مواد این لایحه، حذف قید سوگند به قرآن برای باورمندان به   ادیان و مذاهب دیگر بود. اما مهم‌ترین بخش این لایحه، حذف قید «ذكوریت»   برای انتخاب شوندگان و انتخاب كنندگان بود كه به دشمنی و شورش آخوندها   انجامید كه خود ایشان این بلوا را «جنبش دو ماهه ‌ی روحانیت» نامیدند و   البته «نهضت [باصطلاح] آزادی ایران» نه تنها به این بلوا اعتراضی نكرد؛ كه   برای یافتن «رگه ‌های ضد استبدادی» در این شورش آخوندی، كلی هم از وجودش   مایه گذاشته است! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;اینها   «افشاگری‌ها»ی لطف‌ الله میثمی در كتابش «از نهضت آزادی تا مجاهدین» است،   در تداوم همین دیدگاه و عملكرد است كه بلوای 15 خرداد رخ می‌دهد، جلال آل   احمد و علی شریعتی ظهور می‌كنند، و هم زمان با اعدام آخرین بقایای جریان   تروریستی «فدائیان اسلام» درست در همان سال 1344 دو سازمان تروریستی و   مسلحانه ‌ی مجاهدین خلق و فدائیان خلق، یكی از بطن نهضت آزادی و دیگری از   متن حزب توده اعلام موجودیت كرده، ترور و خشونت را در ایرانِ آن روز به   بستر جامعه‌&amp;nbsp;میكشانند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;کمدی   این که با این كه نهضت آزادی به مبارزه ‌ی قانونی و مسالمت جویانه، در   چارچوب قانون اساسی مشروطه‌ ی ایران ملتزم بود [با توجه به سکولار بودن   نظام در دوران پادشاهی پهلوی اول و دوم] زمینه ساز تولد جریانی چون سازمان   مجاهدین خلق شد كه همچون سیلی بنیان كن، نه تنها دستاوردهای دوران پیشین  را  نابود و مضمحل كرد، كه در نهایت، ترور و خشونت را در فرهنگ سیاسی ایران   برای برونرفت از دام همان حكومتی تبدیل كرد كه خود در تولد و ایجادش نقشی   اساسی داشت. آنانی كه می‌خواهند زمینه ‌های ایجاد حكومت اسلامی را بهتر   بشناسند، بد نیست به تاریخچه‌ ی «نهضت مذهبی آزادی» هم نگاهی بیندازند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;مهدی   بازرگان در مصاحبه ‌ی مطبوعاتی 4 بهمن 1357 با خبرنگاران داخلی و خارجی   اعلام كرد كه: «الگوی ما برای حكومت اسلامی، دوران رسالت و رهبری سیاسی   دهساله ‌ی محمد در مدینه و دوران پنجساله ‌ی امام علی در كوفه است.» همان   الگوی حكومتی‌ كه خود خمینی سال‌ها و دهه ‌ها رویایش را در سر پرورانده بود   و در سال 1357 با خیانت روشنفكران ایرانی، جامعه ‌ی عمل پوشید؛ رویای   بازگردادن كشور ایران به 1400 سال پیش و حذف و نفی تمامی دستآوردهای بشریت   در تمام طول تاریخ و به قولی حكومت در عصر الاغ و شتر؛ حكومت دلخواه تاریك   فكران روشنفكرنمای ما!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;دکتر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;هادی... گفت: «چه کسی این حرف را زده؛ بازرگان یک&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;متدین واقعی بود. زمانی که خدا در دانشگاه نبود و لیبرال‌های لائیک و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;کمونیست‌ها، دانشگاه را در اختیار داشتند، او با ساختن مسجد دانشگاه تهران و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;ارایه ی کتاب‌هایش، دین را در دانشگاه احیا کرد و بار دیگر خدا را به&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;دانشگاه آورد. او یک انقلابی با اخلاص و تیزبین بود و حتی نماز شبش ترک&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نمی‌شد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;»&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;[تجلیلی کم سابقه در سیمای اسلامی از سحابی و بازرگان؛ و در وبسایت تابناک، متعلق به پاسدار محسن رضایی]&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;مسجد دانشگاه تهران از 22 مهرماه سال&amp;nbsp;1345 به&amp;nbsp;بهره بردارى&amp;nbsp;رسيده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;با تبلیغات منفی که عده‌ ای علیه «امام و نهضت ایشان» به راه ‌انداخته بودند، انتخاب یک چهره ی «تحصیل ‌کرده در خارج» با سوابق&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;روشن انقلابی و «ملی» [کذا] چون مهندس بازرگان، بهترین گزینه بود و تبلیغات منفی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;علیه روحانیت را خنثی میکرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12.0pt;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; امام با انتصاب بازرگان از یک سو بنا بر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نظر خود، مانع درگیر شدن روحانیت با امور اجرایی شد و از سوی دیگر، این&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;شبهه را که روحانیت انقلاب کرد، تا به قدرت برسد، خنثی نمود. با این وصف،&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;می‌توان گفت در آن مقطع، هیچ کس بهتر از بازرگان نبو&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;د.»[از نوشته ای را با عنوان «بازرگان، کلاه بزرگی که امام سر غرب گذاشت»]&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;یکی   از دستاوردهای و دستپختهای مهدی بازرگان و جریان نهضت آزادی منتسب به او   «آفرینش» یک جریان تروریستی اسلامی با کارنامه ای درخشان در ترور و انفجار  و  خودکشی انتحاری است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;سازمان مجاهدین چه به لحاظ سیاسی و چه ایدئولوژیك، مولود نهضت آزادی ایران &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;است&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;. اگرچه در&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; این&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; مسیر به تدریج دیدگاههای ایدئولوژیك و سیاسی سازمان با نهضت آزادی تغییر میكند، اما شواهد &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;نشان میدهد كه نهضت آزادی تا چه میزان&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; در ترغیب سازمان به استراتژی مسلحانه نقش داشته است. درواقع از زمانی كه مهدی بازرگان در دفاعیات خود در دادگاه رژیم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; [پیشین]&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt; به مسدود شدن هرگونه راه حل مسالمت آمیزبا رژیم تأكید میکند، نطفه های حركت مسلحانه در درون نهضت آزادی شكل میگیرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«بازرگان در دفاعیات خود میگوید: «ما آخرین كسانی هستیم كه از راه قانون اساسی به مبارزه ی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;سیاسی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;   برخاسته ایم. ما از رئیس دادگاه انتظار داریم این نكته را به بالاتریها   بگویند!»[به نقل از کتاب «60 سال خدمت و مقاومت» از مهدی بازرگان]&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;   «در شهریور سال 1344 و در زمانی كه مهندس بازرگان و تعدادی دیگر از سران   نهضت آزادی در زندان هستند، خبر تأسیس سازمان توسط محمد حنیف نژاد، سعید   محسن و علی اصغر بدیع زادگان سه تن از اعضای نهضت به زندان میرسد. بازرگان   در این رابطه میگوید: «فكر مقاومت مسلحانه در برابر رژیم كودتا [منظور 28   مرداد 1332 است] از اواخر سال 1342 پس از سركوب آخرین مقاومتهای ملی و   مذهبی [منظور بلوای خمینی برعلیه دادن حق رای به زنان و تقسیم اراضی است] و   متلاشی شدن نیروهای اپوزیسیون و شكست نهضت ملی و از بین رفتن امكانات   مبارزه از طریق قانونی شكل گرفت.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«متعاقب آن بازرگان درباره ی تولد سازمان مجاهدین میگوید: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«سازمان   چریكی مجاهدین خلق ایران به وسیله ی سه تن از اعضای نهضت آزادی ایران،   محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان در شهریور سال 1344 پایه   گذاری شد. در آن موقع ما پس از محاكمه و محكومیت در دادگاه نظامی در  زندان  بودیم و از خبر تأسیس سازمان مخفی مجاهدین خلق بوسیله رهبران آن  آگاه  شدیم.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;...&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;مهندس   بازرگان در ادامه، ضمن اشاره به تولد سازمانهای چریكی در اوایل دهه ی  1344  به این نكته اشاره دارد كه تولد تقریباً همزمان و موازی سازمان  چریكهای  فدائی كه پیشتر در قالب هسته های كوچكی از چریكها شكل گرفت و  سازمان  مجاهدین، هر یك مولود دو طرز تفكر موازی احزاب ملی/مذهبی از جمله  نهضت  آزادی، و حزب توده بعنوان تنها تشكیلات ماركسیست/لنینیست در ایران  بوده  است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;[بازرگان   میگوید]: «تشكیل سازمانهای چریكی كه مهمترین آنها سازمان مجاهدین خلق   ایران و سازمان فدائیان خلق ایران بودند، از اوایل سال 1344 شروع شد. اغلب   بنیانگذاران سازمان فدائیان خلق سابقه ی عضویت یا همكاری با حزب توده را   داشتند. ولی عناصر تشكیل دهنده ی مجاهدین خلق ایران از اعضای رادیكال نهضت   آزادی بودند.» &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«بازرگان   در كتاب «یادنامه ی بیستمین سالگرد نهضت آزادی» ضمن بررسی تولد گرایشات   سیاسی و مبارزاتی [کذا] پس از شهریور [مرداد] 1332 در سه جریان ملی و   ماركسیستی و مذهبی، جریان تولد سازمان مجاهدین را &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;مولود تحولات درونی نهضت آزادی تلقی و مینویسد: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;مجاهدین   خلق نیز مولود همین جریان اسلامی هستند. اولین گروه مؤسس مجاهدین خلق،   مجاهدین «شهید» و بزرگی چون حنیف نژادها و سعید محسنها و ناصر صادقها و   رضائیها اعضای فعال نهضت آزادی ایران بودند.» &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«بازرگان&amp;nbsp;در   ادامه ی همین تحلیل و پس از بررسی اوضاع سیاسی ایران در اوایل دهه ی چهل و   سركوب مردم در خرداد سال چهل و دو [منظور بلوای سال 42 است بر علیه حق   انتخاب شدن و انتخاب کردن بانوان ایرانی] به ضرورت مبارزه ی مسلحانه علیه   شاه از موضع نهضت آزادی مینویسد: «فعالین نهضت آزادی در خارج از كشور پس از   یك سلسله مطالعات و بررسیهای مقدماتی به این جمعبندی رسیدند كه برای   درگیری نهائی با رژیم شاه و حامیان امپریالیست وی [کذا] تنها راه رهائی جنگ   مسلحانه است و تهیه ی امكانات و تداركات آنرا در دستور كار خود قرار   دادند.» &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«بازرگان در این بیانیه به این نكته اشاره میکند كه در آن زمان برخی از رهبران نهضت و حتی رهبری روحانیت با &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;مشی مسلحانه &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: &amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;12.0pt;"&gt;مخالف   بودند. در این رابطه مشخصاً به اسامی اشاره نمیکند؛ اما از آنجا كه در آن   شرایط رهبری روحانیت مشخصا با اسم خمینی شناخته میشد، بنظر میرسد اشاره  اش  به خمینی باشد. بازرگان میگوید: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;«علیرغم   نظر برخی از رهبران نهضت و حتی رهبری روحانیت، از اواسط سال 43 بتدریج   فعالیتها بنام نهضت آزادی ایران متوقف میشود و تدارك برای امر «جهاد   مسلحانه» آغاز میشود. همین فعالیتها بود كه بالاخره به تأسیس سازمان   مجاهدین خلق در سال 1344 و آغاز درگیریهای مسلحانه از اواخر سال 49 منجر   شد.»[نهضت آزادی و تاریخچه ی مجاهدین] &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36.0pt; text-kashida: 0%;"&gt;&lt;span style="font-size: 12.0pt;"&gt;سازمان   مجاهدین دلیل تاسیسش در سال 1344را اعدام نواب صفوی رهبر سازمان فدائیان   اسلام و عامل و آمر ترور شادروان احمد کسروی، حسنعلی منصور، حاجعلی رزم   آراء، هژیر نخست وزیر و دیگر دولتمردان ترور شده میداند و اعلام هم کرده   است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;"&gt;توجه   داشته باشیم که این دریافت که سازمان مجاهدین خلق، خلف صدق و فرزند  راستین  «نهضت آزادی» مهدی بازرگان است، این «وظیفه» را برای بازرگان و  هموندانش  نظیر احمد صدر حاج سیدجوادی و دیگران «نهضت آزادی» ایجاب میکرد  که به این  جریان کمکهای مالی و لجستکی برسانند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 6 خرداد 2570&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-139360318815188255?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/139360318815188255/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/05/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/139360318815188255'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/139360318815188255'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/05/blog-post_27.html' title='مهدی بازرگان ،به بهانه ی پنجاهمین سالگرد تاسیس نهضت آزادی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-6315453398394288917</id><published>2011-05-21T23:34:00.001-07:00</published><updated>2011-05-22T04:38:23.166-07:00</updated><title type='text'>از اسلامیست ها سودی به ملت ایران نرسیده و نخواهد رسید</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست باید بگویم که منظورم در این نوشته از اسلامیست همه مسلمانان نیست  بلکه منظورم معتقدان به اسلام سیاسی است وگرنه گروهی هم هستند که با اینکه  مسلمانند ولی انسانهای سکولاری هستند و من با آنها مشکلی ندارم و در عین  حال که بر علیه اسلام و پیشوایانش می نویسم و حرف می زنم و این حق را برای  خود قائل هستم با این افراد مشکلی ندارم. از بحث اصلی دور نشویم.&lt;br /&gt;اگر کارنامه سیاسی گروه های مختلف اسلامیست را از مشروطه تا به حال ببینیم  کاملا مشخص است که این گروه ها تا به حال چیزی جز زیان برای ملت ایران  نداشته اند و عامه مردم هم به دلیل نا آگاهی همیشه فریب اینها را خورده  است.&lt;br /&gt;در دوران مشروطه شیخ فضل الله نوری را داریم که در برابر مشروطه مشروعه را  علم می کند. حتی آخوندهایی که برای منافع خود از مشروطه حمایت کردند هم  دستاورد حضورشان آن فاجعه متمم قانون اساسی مشروطه بود که باعث تضمین حضور  اسلام سیاسی در ایران بود و باعث شد نه دادگستری و نه نهاد آموزش کشور و  اصولا هیچ بخشی از حکومت آخوند زدایی نشود. در دوران رضا شاه هم ما سید حسن  مدرس را می بینیم که یک جمله بسیار متحجرانه و احمقانه گفته که ((سیاست ما  عین دیانت ماست)) که البته او جلوی چکمه های رضا شاه نتوانست کاری بکند.&lt;br /&gt;خلاصه به جلوتر می آییم و احمقانه ترین شورش دوران معاصر را در پانزده  خرداد می بینیم که بازهم همه نیروهای اسلامیست موجود در آن روز جامعه ایران  از این شورش پشتیبانی کردند.&lt;br /&gt;در سالهای پس از آن هم که گروه های اسلامیست دستاوردشان به قدرت رساندن و حمایت بدون چون و چرا از خمینی جنایتکار بوده.&lt;br /&gt;پس از حدود بیست سال جنایت در جمهوری اسلامی هم باز ملت ایران به یک طیف  اسلامیست با رهبری سید محمد خاتمی اعتماد کرد و در واقع گولش را خورد و هشت  سال هم او بود و جنایاتی که در آن دوران رخ داد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد  ولی این اصلاح طلبی یک زیان بسیار مهم دیگر هم داشت که در آن دوران انگشت  شمار انسانهای آگاه به آن اشاره کردند و آن این بود که به قدرت رسیدن این  جریان بقای جمهوری اسلامی را برای چند سال دیگر تضمین کرد.&lt;br /&gt;تمامی این نمونه ها در تاریخ معاصر و نمونه های دیگری که من به آنها اشاره  نکردم یک چیز را مشخص می کند و آن این است که ما ملت باید خودمان به فکر  خودمان باشیم. این جماعت اسلامیست جنگها و اختلافهایشان با یکدیگر بر سر  قدرت است و سر منافع من و شما با یکدیگر مخالفت نمی کنند. اینها همه شان در  یک چیز مشترکند. منافع اسلام و حضور اسلام در عرصه قدرت سیاسی از همه چیز  مهمتر است و هر اختلافی که با هم داشته باشند بر سر این موضوع باهم هم  نظرند زیرا روزی اگر اسلام سیاسی نباشد دیگر هیچکدام جایی برای خودنمایی  نخواهند داشت پس منافع همه شان در بودن اسلام سیاسی است.&lt;br /&gt;پول و امکانات تبلیغاتی زیادی هم در اختیارشان است و رسانه های فارسی زبان  غیر ایرانی هم تریبونشان بیست و چهار ساعته در اختیارشان است و مشغول تبلیغ  برای این طیف زیرا غرب هم بر خلاف ادعاهایش از بودن این رژیم در ایران کم  سود نکرده.&lt;br /&gt;امروز گروهی پس از حرفهای خاتمی می گویند او به مردم خیانت کرده در حالیکه  او خیانتی نکرده. او چیزی را گفته و خطی را دنبال کرده که از ابتدا دنبال  می کرد یا برخی دیگر خودشان را درگیر دعواهای احمدی نژاد و خامنه ای کرده  اند. اینها هیچکدام برای مردم نیست. همه برای منافع شخصی و گروهی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکشنبه - 1 خرداد 2570&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-6315453398394288917?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/6315453398394288917/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/05/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/6315453398394288917'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/6315453398394288917'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/05/blog-post_21.html' title='از اسلامیست ها سودی به ملت ایران نرسیده و نخواهد رسید'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-1847171123124548532</id><published>2011-05-09T02:48:00.001-07:00</published><updated>2011-05-09T02:48:26.209-07:00</updated><title type='text'>جمهوری اسلامی یگانه فرصت ملت ایران برای رهایی از اهریمن اسلام است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1400 سال پیش پیروان و جانشینان وحشی محمد بن عبدالله که از زمان خود محمد  صرف مسلمان بودنشان اجازه هر جنایتی به آنها می داد با شمشیرهایشان آمدند و  سرزمینمان را غارت کردند و پدران و مادرانمان را کشتند یا به بردگی و  کنیزی گرفتند و از آن نقطه در تاریخ ایران یک سیر نزولی وحشتناک آغاز شد که  می توان بدون ذره اغراق گفت 1400 سال جنایت و دزدی از سوی اجرا کنندگان  اسلام ناب محمدی در سرزمینمان در جریان بود.&lt;br /&gt;اگر سالهای حکومت حکومتگرانی مانند نادر شاه افشار و کریمخان زند و رضا شاه  پهلوی را کنار بگذاریم در سایر دوران 1400 ساله اسلام همواره در صحنه  سیاسی و اجتماعی جامعه ایران حضور داشته و در کنار دزدی و غارت و جنایات  اجرا کنندگانش سبب سقوط اندیشه ایرانیان نیز شده است.&lt;br /&gt;زمانیکه بیش از شصت سال پیش زنده یاد احمد کسروی که گفت که ایرانیان یک  حکومت به آخوندها بدهکار هستند شاید خود آخوندها هم باورشان نمی شد که روزی  این اتفاق بیفتد ولی عوامل مختلف درونی و بیرونی در آن دوران سرزمینمان  سبب شد به هر شکل این اتفاق بیفتد.&lt;br /&gt;به هر شکل این اتفاق افتاد ولی در کنار همه دستاوردهای تلخ و سیاه و  جنایتبارش یک دستاورد مثبت و بسیار درخشان برای برخی از ایرانیان داشت و آن  هم انگیزه ای بود که این طیف از جامعه ایران برای شناخت اسلام با استفاده  از معتبرترین منابع یعنی و نوشته های مورخین مسلمان بدست آورد و به مرور  این نور روشنگری در جامعه ایران بسیار درخشانتر شد که در این راه از نقش  نویسندگان بزرگ و سخنوران برجسته نیز که نیازی که آوردن نامشان در اینجا  نیست نمی توان گذشت.&lt;br /&gt;در کنار افرادی مانند ما که با خواندن قرآن و سایر کتب اسلامی از اسلام و  از دین کاملا بریدیم طیف دیگری در این سی و چند سال جمهوری اسلامی از آخوند  به هر شکلش بریدند و در نفرت از آخوند با ما همنظر هستند.&lt;br /&gt;حال امروز در میان مخالفان وضعیت موجود دو طیف وجود دارد.&lt;br /&gt;طیف نخست کسانی هستند که خواهان ماندن در عرصه سیاسی و اجتماعی و حکومتی  هستند و منافع مالی و ایدئولوژیک خود را در خطر می بینند و نهایت تلاش خود  را در قالب کردن یک حکومت اسلامی بزک و دوزک شده به ملت ایران می کنند و  رسانه های پارسی زبان خارجی مانند بی بی سی و صدای آمریکا و رادیو فردا  پشتیبانی بی مانندی از این طیف و نظریه اسلام رحمانی این طیف می کنند.&lt;br /&gt;در سوی دیگر ما کسانی قرار داریم که از سویی می دانیم بدون کنار زدن اسلام  از عرصه سیاسی و قطع کردن دست مذهب از حکومت هیچگاه در ایران یک دموکراسی  واقعی و مدرن نخواهیم داشت و از سوی دیگر می دانیم که اگر حکومت اسلامی  موجود با یک حکومت اسلامی بزک و دوزک شده و در زرورق پیچیده شده که هیچگاه  هم دموکراسی واقعی را به همراه نخواهد داشت جایگزین شود دیگر ایران و  ایرانی باید تا دهه ها قید یک سکولار دموکراسی مدرن را بزند.&lt;br /&gt;پس لازم است که از این یگانه فرصت موجود بهترین استفاده ممکن را بکنیم و  دست اسلام را برای همیشه از قدرت سیاسی و اجتماعی قطع کنیم. کاری سخت است  که نیازمند یک همبستگی ملی میان همه ایرانیان سکولار دموکرات است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 16 اردیبهشت 2570&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-1847171123124548532?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/1847171123124548532/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/05/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1847171123124548532'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1847171123124548532'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/05/blog-post.html' title='جمهوری اسلامی یگانه فرصت ملت ایران برای رهایی از اهریمن اسلام است'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2417171430212475069</id><published>2011-04-25T07:47:00.000-07:00</published><updated>2011-04-25T07:47:56.376-07:00</updated><title type='text'>پارادوکسی به نام ((ملی - مذهبی))</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در صحنه سیاسی ایران در دوران معاصر گروهی بوده اند که خود را ملی - مذهبی معرفی کرده اند. می توان گفت نخستین تشکلی که چنین رویه ای برای خود در نظر گرفت نهضت آزادی به رهبری مهدی بازرگان بود.&lt;br /&gt;لقب ملی - مذهبی به همان اندازه ای تناقض آمیز است که واژه روشنفکر دینی تناقض آمیز است.&lt;br /&gt;این افراد بخشی از طیف گسترده ای هستند که خود را ادامه دهنده راه دکتر مصدق معرفی می کنند ولی به مانند سایر طیف ها و گروه هایی که خود را با نام دکتر مصدق معرفی می کنند تنها از نام او برای هویت بخشیدن و اعتبار دادن به خود استفاده می کنند.&lt;br /&gt;اصولا ملیت با مذهب هیچگونه رابطه ای ندارد. مذهب یک عقیده شخصی است که در دنیای مدرن نباید وارد قدرت سیاسی شود ولی ملیت اینگونه نیست. یک انسان ملی در برابر اتفاقات خوب و بد میهنش خود را مسئول می بیند در حالی که این افراد بیش از آنکه نگران میهن خود باشند نگران مذهب خود و حفظ بیضه آن هستند تا مبادا خدشه ای به آن وارد شود و البته مبادا به طور کامل از حکومت کنار رود زیرا اگر این اتفاق بیفتد دیگر وجود آنها نیز به خطر می افتد.&lt;br /&gt;در واقع منظور این طیف از مذهب هم تنها یکی از شاخه های اسلام یعنی تشیع دوازده امامی است.&lt;br /&gt;البته اینها به معنای آن نیست که انسانی که عقاید مذهبی دارد نمی تواند ملی باشد بلکه منظور این است که ملیت و توجه افراد به منافع ملی هیچگونه ارتباطی به مذهب ندارد و مشکل این طیف اعتقاد به مذهب نیست بلکه اعتقاد به حضور سیاسی مذهب در صحنه جامعه ایران و عدم وجود سکولاریسم که پایه اصلی دموکراسی است می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکشنبه - 5 اردیبهشت 2570&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2417171430212475069?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/2417171430212475069/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/04/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2417171430212475069'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2417171430212475069'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/04/blog-post_25.html' title='پارادوکسی به نام ((ملی - مذهبی))'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-8742386775038419450</id><published>2011-04-13T01:10:00.000-07:00</published><updated>2011-04-13T01:10:50.557-07:00</updated><title type='text'>یادی از دو انسان بزرگ - رضا فاضلی و دکتر شجاع الدین شفا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt; &lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-weight: normal;"&gt;به نام ایران بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div class="post-header"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; &lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارشنبه 24 فروردین دومین سالروز درگذشت زنده یاد رضا فاضلی است. من از این مرد بزرگ در طول 5 سال که 5 روز در هفته برنامه هایش را دیدم بسیار آموختم.&lt;br /&gt;آموختم که در کنار مبارزه با جمهوری اسلامی باید با آن ذهنیتی مبارزه کرد که باعث روی کار آمدن جمهوری اسلامی شد.&lt;br /&gt;آموختم که مبارزه با خرافات بسیار مهم تر و ارزشمند تر از مبارزه سیاسی است زیرا مبارزه با خرافات یک مبارزه فرهنگی است که نتیجه اش برای دراز مدت میهنم است.&lt;br /&gt;من از این مرد آموختم که تا جایی که می توانم تلاشم را بکنم که از تعصب فاصله بگیرم زیرا تعصب یکی از عوامل بدبختی ما ایرانیان است. مهم نیست تعصب سیاسی باشد یا مذهبی یا هر شکل دیگر. تعصب در ذات مشکل ساز است زیرا انسان متعصب منطق ندارد.&lt;br /&gt;من از این مرد آموختم که به چیزی ایمان نداشته باشم و به هرچیزی بتوانم شک کنم زیرا شک دروازه خرد و اندیشه است.&lt;br /&gt;رضا فاضلی به من آموخت که برای روشنگری در برابر اسلام نخستین و بهترین کار تشویق به خواندن قرآن به زبان پارسی از سوی مسلمانان است. &lt;br /&gt;این مرد چند جمله و شعر ارزشمند را همیشه&amp;nbsp; استفاده می کرد که دو سه مورد از آنها را اینجا می نویسم:&lt;br /&gt;&lt;div style="background-color: white;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: white; color: blue;"&gt;به یزدان به گر ما خرد داشتیم .....کجا این سر انجام بد داشتیم&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: white; color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: white; color: blue;"&gt;آخوند خوب آخوند مرده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: white; color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: white; color: blue;"&gt;آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع..... حیفم آید که تو را دست خدا بسپارم&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شنبه 27 فروردین نیز نخستین سالروز درگذشت بزرگ نویسنده و روشنگر سرزمینمان زنده یاد دکتر شجاع الدین شفا است. آشنایی من با نوشته های دکتر شفا با کتاب تولدی دیگر بود که به راستی بسیار از این کتاب آموختم. البته من از همه نوشته های این نویسنده بزرگ آموختم.&lt;br /&gt;دکتر شفا بیش از 50 سال در عرصه فرهنگ و مبارزه با خرافات فعالیت کرد که حدودا بیست سال نخست آن در راه زنده کردن فرهنگ باستانی و ملی ایران زمین بود که نقطه اوجش پیشنهاد برگزاری جشنهای 2500 ساله برای گرامیداشت کوروش بزرگ بود. همچنین دکتر شفا کسی بود که تلاش بسیار کرد که مبدا تاریخ ایران به جای فرار محمد از مکه به مدینه یک آغاز ملی باشد و آن هم آغاز پادشاهی کوروش بود.&lt;br /&gt;پس از این انقلاب نکبت بار دکتر شفا در کنار روشنگری سیاسی که شاهکار آن کتاب جنایت و مکافات بود گام در راه پر خطری گذاشت یعنی روشنگری در برابر دین و خرافات و در این راه از هیچ تلاشی فروگزار نکرد و از هیچ تهدید و فتوای قتلی نترسید.&lt;br /&gt;خوشحالم که نوشته های این بزرگ نویسنده تا ابد خواهد ماند زیرا تکنولوژی بشری این امکان را می دهد.&lt;br /&gt;این یک افتخار برای من است که برای این نویسنده بزرگ سرزمینم پس از درگذشتش در وزارت فرهنگ فرانسه مراسم بزرگداشت برگزار می شود و البته از سویی تاسف میخورم که چرا چنین بزرگانی باید در خاک بیگانه زندگی خود را به پایان برسانند.&lt;br /&gt;دکتر شفا حتی تا واپسین روز زندگی خود در تخت بیمارستان هم دست از نوشتن نکشید و واپسین کتاب خود را با نام ((معمای ادیان)) بر روی تخت بیمارستان به پایان رساند.&lt;br /&gt;یاد این نویسنده بزرگ سرزمینمان گرامی و راهش پر رهرو باد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید روزی که از این بزرگان سرزمینمان آنگونه شایسته است یاد شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارشنبه - 24 فروردین 2570&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-8742386775038419450?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/8742386775038419450'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/8742386775038419450'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='یادی از دو انسان بزرگ - رضا فاضلی و دکتر شجاع الدین شفا'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2396875532367811693</id><published>2011-03-08T02:15:00.000-08:00</published><updated>2011-03-08T02:15:01.387-08:00</updated><title type='text'>جامعه ایران و بت سازی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ایران یک جامعه بت ساز است. شاید پیش از این هم این جمله را شنیده  باشید ولی به راستی معنای این جمله چیست؟ این جمله بدان معناست که ما  ایرانیان از انسانهای مرده و زنده بت هایی می سازیم و آن بت ها برای  پیروانشان حکم خدا یا معصوم می گیرند. خدا یا معصومی که هیچ اشتباهی نکرده و  همه اشتباهات را سایرین کردند و او مطلق خوب بوده و اصولا روی آن بت ها  بزرگترین عامل ضد خردورزی یعنی تعصب به وجود می آید.&lt;br /&gt;اینکه ریشه این موضوع از کجاست از دید من ریشه اش در فرهنگ هزاران ساله  ماست. فرهنگ ایرانی با وجود زیبایی هایی که دارد به مانند هر فرهنگ دیگر  ایراداتی هم دارد. ما ایرانیان از دیر باز مردمانی دین ساز بودیم و ریشه  بسیاری از چیزهایی که در ادیان ابراهیمی وجود دارد در باورهای باستانی  نیاکان ما بوده است.&lt;br /&gt;این دین سازی به دنبال خود خدا سازی و مقدس سازی به همراه دارد&amp;nbsp; و اینچنین از آن موجود مقدس بت ساخته می شود.&lt;br /&gt;این آلودگی فرهنگی ما با ورود اسلام چندین برابر وحشتناک تر شد و با شیعه  شدن ایرانیان به بیشترین حد ممکن رسید زیرا شیعه برای مردن کسانی که ندیده  یا برای کنار رفتنشان از قدرت روضه و مرثیه می خواند بر سر خود می زند و در  یک کلام فرهنگ شهید سازی و شهید پروری را تبلیغ می کند.&lt;br /&gt;در تاریخ معاصر ایران گروه های مختلف بت های مختلفی دارند. برای گروهی دو  پادشاه پهلوی بت هستند. برای گروهی دیگر امیر کبیر و مصدق بت است. برای  دیگری خمینی و خامنه ای و برای برخی دیگر خمینی به تنهایی بت است.&lt;br /&gt;پرستش و بت بودن این انسانها باعث می شود که در قضاوت پیرامون این افراد یک  پرده کلفت از ایمان و تعصب و شعار در برابر خرد و اندیشه انسان قرار گیرد و  اینچنین که این انسانها به مانند پیامبر برای پیروان هر دین پاک و معصوم  می شوند و خودشان و هوادارانشان در جبهه حق و مخالفین دیروز و امروزشان در  جبهه باطل هستند.&lt;br /&gt;ویژگی دیگر این بت ها و اصولا هر انسانی که تبدیل به بت می شود این است که  معیار قضاوت پیروانشان معمولا به صورت نا خود آگاه چگونگی مرگشان یا کنار  رفتنشان از قدرت است و ریشه این موضوع از دید من به باورهای تشیع و رسوبات  آن در اندیشه ما ایرانیان (حتی انسانهای لائیک) باز می گردد زیرا در تشیع  است که معیار قضاوت درباره حسین جنگ کربلا است و روضه و نوحه و مرثیه  خوانده می شود و معیار قضاوت علی هم کنار گذاشتنش از قدرت و ضربه ابن ملجم  بر سر اوست که منجر به مرگش می شود و برایش روضه و مرثیه می خوانند.&lt;br /&gt;حال سه نمونه نمونه از بت های تاریخ معاصر ایران می گذارم.&lt;br /&gt;مثلا امیر کبیر که برای بسیاری بزرگ مرد سیاست و از این دست القاب دارد.  معیار بت بودن او دقیقا چگونگی مرگ اوست که با مهری که ناصر الدین شاه در  مستی روی حکم قتلش می زند کشته می شود. این چگونگی مردن او باعث می شود که  اصلا کارنامه او خوانده نشود و برای بسیاری یک پیغمبر باشد ولی همین شخص  یکی از فجیع ترین قتل عامهای تاریخ معاصر ایران را انجام داد و هزاران بابی  و بهایی را تنها به جرم عقیده شان قتل عام کرد. اگر خمینی و جنایاتش نبود  بی شک فجیع ترین جنایت 400 سال اخیر تاریخ ایران این قتل عام بود ولی انسان  متعصب رگ گردنش بیرون می زند و می گوید امیر کبیر فلان بود یا حتی گاهی  تعصب به جایی می رسد که می گوید بابی ها و بهایی ها حقشان بوده حتما وگرنه  امیر کبیر این کار را نمی کرده. &lt;br /&gt;نمونه دیگر محمد رضا شاه است. کسانی که محمد رضا شاه برایشان بت است اصولا  او برایشان به مانند پیغمبر است و زمانی که می گویی این شخص در روی کار  آمدن آخوندها&amp;nbsp; و میدان دادن به آنها نقش داشته رگ گردنشان بیرون می زند و  می گویند تو که هستی که درباره اعلیحضرت صحبت می کنی؟ هر ایراد دیگری از  محمد رضا شاه گرفته شود هم این بت پرستان همینگونه پاسخ می دهند و اصولا  تعصبشان اجازه نمی دهد فراتر از این فکر کنند. هنوز بیش از هر چیز عوامل  خارجی را در سقوط او موثر می بینند حال آنکه سقوط هر سیاستمداری بیش از هر  کسی به خود او مربوط می شود ولی چون انسان بت پرست نمی تواند بپذیرد که بتش  اشتباهی کرده همیشه به دنبال عوامل دیگر است. ممکن است آن عوامل واقعا هم  وجود داشته باشد ولی چیزی از نقش خود آن شخص در سقوطش کم نمی کند.&lt;br /&gt;بت بزرگ دیگر در تاریخ معاصر ایران دکتر محمد مصدق است که از دید من یکی از  میهن پرست ترین شخصیت های تاریخ معاصر است ولی این میهن پرستی بدان معنا  نیست که او همه کارهایش درست بوده و فقط دیگران در سقوطش نقش داشتند.  همانگونه که در بالا گفتم انسان بت پرست نمی تواند بپذیرد که بتش اشتباهی  مرتکب شده. دکتر مصدق هم به مانند محمد رضا شاه بیش از هر چیز و هر کس خودش  و اشتباهاتش در سقوطش نقش داشتند. مثلا زمانی که به کسانی که مصدق بتشان  است می گویی انحلال مجلس کار بسیار اشتباهی بود می گویند آن مجلس همه  خیانتکار بودند و به همین سادگی به همراهان آن روز دکتر مصدق برچسب خیانت  می زند تا مبادا خدشه ای به باورهای سیاسی متعصبانه اش وارد شود. درباره هر  اشتباه دکتر مصدق صحبت کنی اینچنین پاسخهایی می گیری زیرا ما هنوز گرفتار  درد تعصبیم و خیلی کار داریم تا این درد اجتماعی مان درمان شود.&lt;br /&gt;این تعصب باعث می شود که همه ما برای خودمان یک دیکتاتور باشیم. دیکتاتوری  که تنها همفکرانش درست می گویند و حق حرف زدن و اظهار عقیده دارند.&lt;br /&gt;این تعصب باعث می شود که تصویر انسانها قاب شود و به دیوار زده شود یا روی  میز قرار داده شود. کسی که تصویر یک انسان دیگر را که هیچ نسبت خانوادگی با  او نداشته قاب کرد بدانید یک بت پرست است. مهم نیست تصویر چه کسی باشد.  رضا شاه باشد یا محمد رضا شاه یا دکتر مصدق یا خمینی و خامنه ای. تصویری که  در قاب قرار گرفت بت است بدون استثنا. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوشنبه - 16 اسفند 2569&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2396875532367811693?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/2396875532367811693/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/03/blog-post_08.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2396875532367811693'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2396875532367811693'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/03/blog-post_08.html' title='جامعه ایران و بت سازی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2890126601707868206</id><published>2011-03-03T14:40:00.000-08:00</published><updated>2011-03-03T14:40:18.908-08:00</updated><title type='text'>اقتصاد - بزرگترین درد جامعه و مردم ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از اینکه این مطلب را بنویسم لازم است این نکته را بگویم که من به  دموکراسی و آزادی های اجتماعی و سیاسی برای یک جامعه در دنیای امروز اعتقاد  کامل دارم.&lt;br /&gt;بر خلاف بیشتر ایرانیان که بزرگترین درد سرزمینمان را نبود آزادی و  دموکراسی می دانند من کاملا با این سخن مخالفم و بزرگترین درد ایران و  ایرانی را نبود یک اقتصاد خوب و پویا و یک رفاه حداقلی می دانم و از سویی  با این سخن هم مخالفم که دموکراسی مشکلات اقتصادی را هم حل می کند. اصلا  اینگونه نیست. دموکراسی در کشور آزادی سیاسی و اجتماعی می آورد و فضای  سیاسی کشور به مانند همه کشورهای مدرن تبدیل به یک فضای فضای آزمون و خطا  می شود یعنی رئیس قوه مجریه کشور (نخست وزیر یا رئیس جمهور) و همچنین  نمایندگان مجلس ملی از سوی مردم انتخاب می شوند و اگر مردم در آن مدت محدود  از عملکرد آنها راضی نباشند دیگر به خودشان و احتمالا به حزبشان رای نمی  دهند ولی این بدان معنا نیست که گروه بعدی به انتخاب مردم قدرت را در دست  می گیرند آنها را حتما به خواسته هایشان می رسانند.&lt;br /&gt;اما موضوع اقتصاد و حل مشکلات اقتصادی کشور یک موضوع کاملا تخصصی است که  نیاز به یک گروه متخصص برای تعیین خط مشی اقتصاد کشور و یافتن راه حل های  فوری برای حل مشکلات اقتصادی و رونق دادن به چرخ اقتصاد کشور است.&lt;br /&gt;یک دموکراسی لزوما یک اقتصاد خوب را در پی نخواهد داشت و کار و فعالیت  اقتصادی نیاز به سیاست گزاری بلند مدت از سوی متخصصین علم اقتصاد با کمترین  دخالت مردم عامی است. مثلا کشوری مانند هندوستان که گروهی از ایرانیان  آنجا را مهد آزادی و مدینه فاضله خود می دانند با وجود اینکه دموکراسی در  آن وجود دارد هنوز روزانه هزاران هندی از گرسنگی می میرند و هنوز اختلاف  طبقاتی وحشتناکی در آن وجود دارد و تقریبا طبقه متوسط وجود ندارد یا کشوری  در آفریقا مانند غنا که دموکراسی در آن پیاده می شود ولی وضعیت اقتصادی اش  با وجود آنکه از هند بهتر است خوب نیست. از سویی مثلا چین را می بینیم که  با وجود اینکه همه می دانند یکی از دیکتاتوری های ایدئولوژیک است ولی وضعیت  اقتصادش از بسیاری از کشورهایی که دموکراسی در آنهاست بهتر است و جزو قدرت  های اقتصادی جهان است یا مثلا سرزمین خودمان در زمان محمد رضا شاه پهلوی  که با وجود آنکه آزادی سیاسی و دموکراسی در آن وجود نداشت ولی اقتصاد خوبی  داشت و جزو اقتصادهای قدرتمند جهان بود.&lt;br /&gt;همه این نمونه ها نشان می دهد که اقتصاد و دموکراسی کاملا دو موضوع جدا  هستند و شخص من بر خلاف همه شعارهایی که بسیاری می دهند که یک لقمه نان با  آزادی از بهترین غذا با بودن استبداد بهتر است یا شعارهایی با همین مضامین  هیچگاه چنین سخنانی که بیشتر شعار هستند مورد پذیرشم نبوده زیرا مردمی که  آزادی دارند ولی نان برای خودشان و فرزندانشان ندارند اصلا فکرشان اجازه  نمی دهد که از آن آزادی استفاده کنند و همیشه در حال تلاش برای خرج  زندگیشان هستند و برعکس مردمی که آزادی ندارند ولی از یک رفاه حداقلی  برخوردارند و طبقه متوسط جامعه شان روز به روز قوی تر و پر جمعیت تر می شود  می توانند به چیزهایی مانند آزادی فکر کنند و نبودش را حس کنند و برای  بدست آوردنش تلاش کنند.&lt;br /&gt;اگر تاریخ کشورهای مدرن امروز را بخوانیم می بینیم که همه این کشورها پیش  از آنکه دموکراسی در کشورشان حاکم شود با دیکتاتوری و جنایات داخلی و  اسعتمار و جنایات خارجی اقتصادشان را پایه گزاری کردند و این موضوع از نشان  از اهمیت اقتصاد در برابر دموکراسی دارد. &lt;br /&gt;جمهوری اسلامی در کنار همه جنایاتش در 32 سال اخیر وحشتناک ترین و مهلک  ترین ضربات را بر اقتصادی زد که با وجود دیکتاتوری در دوران پیش از جمهوری  اسلامی پایه هایش درست گذاشته شده بود و پویا و رو به جلو بود. اقتصادی که  دلار آمریکا در آن 70 ریال بود و امروز دلار آمریکا در آن حدود 10000 ریال  است و این یعنی یک سقوط آزاد بی مانند در اقتصاد کشور و تازه دلار 70 ریالی  در شرایطی بود که نفت در بهترین حالتش به 12 دلار رسید در حالی که این  رژیم اسلامی قیمت هایی باور نکردنی مانند 130 و 140 دلار برای هر بشکه را  تجربه کرد.&lt;br /&gt;یکی از مهمترین ایرادات مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی نه تنها در  21 ماه گذشته بلکه در همه عمر جمهوری اسلامی تاکید و پافشاری نکردن روی  زیان های وحشتناک اقتصادی بود که این رژیم پر برکت برای سرزمینمان رقم زد و  این تاکید و پافشاری با خواست ها و مطلبات اقتصادی و تاکید بر آنها هم  همراه باشد تا هم طبقه پایین جامعه با این مبارزات همراه شود و هم حاکمان  آینده سرزمینمان بدانند که علاوه بر پایه گزاری دموکراسی در ایران وظیفه  خطیر حل مشکلات اقتصادی در کمترین زمان ممکن را هم بر عهده دارند که باید  از بهترین متخصصین اقتصاد چه آنها که در داخل کشور هستند و چه آنها که در  خارج از کشور هستند برای حل آنها کمک بگیرند.&lt;br /&gt;خوشمان بیاید یا نیاید درد بسیاری از مردم ایران مشکلات اقتصادی است و  دموکراسی و آزادی سیاسی برایشان در برابر مشکلات اقتصادی ارزشی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;دوستان عزیزم ممکن است من از این پس پست هایم را همیشه در روزهای آدینه نگذارم و در یک هفته بیش از یک پست داشته باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 13 اسفند 2569&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2890126601707868206?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/2890126601707868206/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/03/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2890126601707868206'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2890126601707868206'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='اقتصاد - بزرگترین درد جامعه و مردم ایران'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-9178513215743652219</id><published>2011-02-24T15:19:00.000-08:00</published><updated>2011-02-24T15:19:07.645-08:00</updated><title type='text'>اگر رضا شاه نبود چه می شد؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt; &lt;/h3&gt;&lt;div class="post-header"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="post-body entry-content"&gt; &lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-4q3KUPKyfaM/TWQoMTqEc7I/AAAAAAAAALU/JNJhRD4tL2k/s1600/images.jpeg"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5576626430491784114" src="http://4.bp.blogspot.com/-4q3KUPKyfaM/TWQoMTqEc7I/AAAAAAAAALU/JNJhRD4tL2k/s320/images.jpeg" style="cursor: pointer; display: block; height: 123px; margin: 0px auto 10px; text-align: center; width: 93px;" /&gt;&lt;/a&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که بیشتر دوستان می دانند سوم اسفند سالروز کودتای رضا شاه و سید  ضیا و ورود رضا شاه به عرصه سیاست ایران بود و این مرد بزرگ حدود بیست سال  در عرصه سیاست ایران بود. این پست را به همین مناسبت نوشتم. &lt;br /&gt;این جمله کاملا درست است که تاریخ را با اما و اگر نمی نویسند ولی برخی  شخصیت های انگشت شمار در تاریخ هر سرزمینی به گونه ای در یک شرایط زمانی و  مکانی خاص ظهور کرده اند که شخص من زمانی که تاریخ را مرور می کنم همیشه از  خود می پرسم اگر فلان شخص نبود چه می شد؟&lt;br /&gt;برای تشخیص چنین شخصیت هایی کافی است دوران پیش و پس از آن شخصیت را ببینیم  و اگر دستاورد یا دستاوردهای ملموسی وجود داشت که حتی پس از سقوط یا مرگش  هم از بین نرفته بود از خود بپرسیم آیا اگر او نبود بازهم این دستاوردها  وجود داشت یا خیر؟&lt;br /&gt;مثلا همه دوستان می دانند که بابک خرمدین میهن پرستی بود که 22 سال با  تازیان جنایتکار جنگید ولی آیا پس از مرگ او تازیان دیگر در ایران نبودند؟  چرا بودند و این میهن پرست بزرگ ایرانی با همه ایثار و از خود گذشتگی خود  چنین ویژگی ندارد.&lt;br /&gt;البته این تنها از بعد مثبت نیست بلکه می تواند از بعد منفی هم باشد و  همچنین بدان معنا نیست که آن شخصیت مطلقا همه کارهایش درست بوده یا حتی  بهترین یا بدترین شخصیت بوده بلکه شرایط زمانی و مکانی خاص و عملکرد خود او  دست به دست هم داده تا آن شخصیت تاثیری همیشگی در مسیر تاریخی آن سرزمین  داشته باشد.&lt;br /&gt;مثلا در تاریخ فرانسه اگر ناپلئون بناپارت و همچنین ژنرال دوگول نبودند  شاید مسیر تاریخی این کشور به گونه ای دیگر رقم می خورد یا در تاریخ آمریکا  اگر شخصیتهایی مانند جورج واشنگتن یا آبراهام لینکلن یا مارتین لوترکینگ  نبودند شاید مسیر تاریخی آمریکا بسیار متفاوت بود.&lt;br /&gt;در تاریخ ایران از دید من با احترام به همه شخصیت های میهن پرست چند شخصیت انگشت شمار چنین ویژگی دارند।&lt;br /&gt;می توان از زرتشت و کوروش و داریوش در پیش از اسلام نام برد ولی از دید من  مهمترین شخصیت در تاریخ ایران که چنین ویژگی دارد کسی نیست جز فردوسی و  دیگر شخصیتهایی که در تاریخ پس از اسلام ایران چنین ویژگی (از دید مثبت)  دارند دو تن هستند و ابتدا نادر شاه افشار است و پس از او آخرین شخصیتی که  چنین ویژگی دارد رضا شاه است.&lt;br /&gt;اینکه رضا شاه چگونه به قدرت رسید و انگلیسی ها به او کمک کردند یا نکردند  از دید من موضوع مهمی نیست زیرا انسان می تواند از خارجی کمک هم بگیرد ولی  از آن کمک در راه منافع میهنش استفاده کند.&lt;br /&gt;دوره حکومت رضا شاه در ایران دوره بسیار حساسی در تاریخ است زیرا حد فاصل  دو جنگ جهانی است و وقایع پس از جنگ جهانی دوم در سرزمین ما نشان می دهد که  یگانه فرصت ممکن برای پایه گزاری مدرنیته در ایران آن دوره بوده و رضا شاه  با وجود همه اشتباهاتش و نقاط سیاهی که در کارنامه اش وجود دارد از این  فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده کرده.&lt;br /&gt;اما مهمترین و ماندگار ترین خدمتی که رضا شاه کرد و باعث شد او اینگونه در  قلب ایراندوستان برای همیشه جای داشته باشد حفظ تمامیت ارضی ایران به سخت  ترین شکل ممکن بود.&lt;br /&gt;در زمانی که او به قدرت رسید در هر گوشه ایران شخص و گروهی ادعای استقلال  می کرد و برای خود حکومت تشکیل داده بودند و اصولا سرزمینی به نام ایران  وجود نداشت بلکه مجموعه سرزمینهای به هم پیوسته با مالکیت ملوک الطوایفی  بود ولی رضا شاه با همت خود و البته حمایت کاملا به جای روشنفکران میهن  دوست آن روزگار ایران را دوباره ایران کرد و در سرزمین ما امنیت را به وجود  آورد. این همان کاری بود که نادر شاه هم چند قرن پیش از رضا شاه برای  ایران انجام داده بود و البته نادر با دشمنان بیگانه جنگید و متاسفانه رضا  شاه با ایرانیانی که در راه تکه تکه کردن این سرزمین گام بر می داشتند.&lt;br /&gt;موضوع دومی که رضا شاه را برای همیشه در تاریخ ماندگار کرد و اگر او نبود مشخص نبود در این زمینه چه اتفاقی می افتاد موضوع زنان بود.&lt;br /&gt;رضا شاه در یک روند احقاق حقوق زنان و وارد کردن آنان به جامعه به کمک خود  زنان آن روزگار کاری کرد که زنان ایرانی نه با دوباره قدرت گرفتن آخوندها  در دوره پسرش محمد رضا شاه و نه حتی با روی کار آمدن جمهوری آخوندی با همه  تبعیض ها دوباره به پستوی خانه ها باز نگشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 6 اسفند &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-9178513215743652219?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/9178513215743652219/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/02/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/9178513215743652219'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/9178513215743652219'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/02/blog-post_24.html' title='اگر رضا شاه نبود چه می شد؟'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-4q3KUPKyfaM/TWQoMTqEc7I/AAAAAAAAALU/JNJhRD4tL2k/s72-c/images.jpeg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2308677005524037483</id><published>2011-02-10T22:33:00.000-08:00</published><updated>2011-02-10T22:33:24.344-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتما تا به حال از رسانه های مختلف دیدید و شنیدید و خواندید که خود را  رسانه مستقل و بی طرف می نامند اما به راستی چه تعداد و چند درصد از این  رسانه ها مستقل هستند؟&lt;br /&gt;به تازگی هفتادمین سالگرد تاسیس بی بی سی پارسی بود و خود این رسانه می گفت  که اصولا نخستین هدف سیاسی پایه گزاری آن مقابله با رادیو برلین و تبلیغات  بر ضد رضا شاه و آماده کردن بستر لازم برای سقوط رضا شاه از سوی انگلیسی  ها بوده و یا پس از آن استفاده از این رسانه در ماجرای ملی شدن نفت بر ضد  دکتر مصدق بوده. البته این رسانه باقی کارهای خود را انکار کرد ولی با همین  سابقه ای که خود گردانندگان این رسانه بیان می کنند چرا مجریان این شبکه  مرتب خود را مستقل معرفی می کنند؟ آیا اصولا رسانه ای که یک کشور دیگر  بودجه اش را بدهد مستقل است یا خیر؟ چرا؟&lt;br /&gt;بدون شک هر کسی می داند که رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا و  رادیو فردا و رادیو اسرائیل و یورو نیوز و صدای آلمان و اصولا هر رسانه ای  که بودجه اش را یک نهاد دولتی یک کشور خارجی بدهد به هیچ وجه مستقل نیست  زیرا نخستین پایه استقلال هر نهادی استقلال اقتصادی آن است و هیچ کشوری هم  برای رضای خدا سالانه چندین میلیون دلار پول نمی دهد که مردم برخی کشورها  را از اخبار آگاه کند. چنین رسانه هایی در خدمت منافع کشورهای مطبوعشان  هستند زیرا بودجه این رسانه ها را آنها می دهند. حتی ممکن است من و شمای نا  آگاه این منافع را درک نکنیم و در ظاهر بگوییم فلان شبکه که هرچه می گوید  راست می گوید.&lt;br /&gt;مثلا همین بی بی سی یا صدای آمریکا چرا به زبان فرانسوی یا آلمانی یا سوئدی  یا دانمارکی شبکه خبری ندارند؟ مگر دنیای آزاد نیست و نمی توانند داشته  باشند؟ دلیلش مشخص است زیرا از پخش برنامه های پارسی یا عربی خود منافعی را  دنبال می کنند و اخبار درست و گردش آزاد اطلاعات هم حرف بیخود است. هر از  گاهی اگر دقت کنیم می بینیم که چیزی که دو رسانه مختلف خارجی پارسی زبان  درباره یک واقعه ارائه می کنند با هم مخالف است. دلیل این تضاد چیست؟ دلیلش  مشخص است. دلیلش این است که خود کشورهای بزرگ جهان هم منافعشان در مواردی  باهم در تضاد است و هر کدام برای رسیدن به منافعشان از ابزار تبلیغاتی خود  استفاده می کنند.&lt;br /&gt;رسانه مستقل ایرانی از دیدگاه من رسانه ای است که بودجه اش را ایرانی بدهد.  از هر راهی. چه پول گرفتن از مردم چه پخش آگهی های طولانی و حتی رسانه ای  که متعلق به یک هواداران یک تفکر یا گروه و شخص و حزب سیاسی خاص باشد یک  رسانه مستقل است زیرا بودجه این رسانه را ایرانی می دهد.&lt;br /&gt;شاید برخی از رسانه های سیاسی خارج از کشور خوششان نیاید ولی آنها مستقل  هستند و و افکار مختلف هم درونشان (حداقل در آنهایی که در ایران قابل  دریافت هستند) مطرح می شود. می توان از رسانه هایی مانند تلویزیون پارس و  تلویزیون کانال یک و تلویزیون اندیشه و رادیوهایی مانند پرشین رادیو و&amp;nbsp;  رادیو صدای ایران نام برد.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;مشخص شد که رسانه ایرانی مستقل رسانه ای است که ایرانی از هر راهی بودجه  اش را بدهد نه وزارت خارجه انگلیس و کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا و دولت  آلمان. بودجه رسانه مستقل ایرانی را شخص یا گروهی ایرانی می دهد یا حتی از  هر راهی از مردم می گیرد.&lt;br /&gt;اما رسانه هایی هم هستند که ادعای استقلال می کنند ولی مثلا بدون هیچ مشکلی  تبلیغات برای داخل ایران هم پخش می کنند یا سریال های جمهوری اسلامی را  پخش می کنند یا در روزهای عزاداری جمهوری اسلامی عزادار می شوند ولی در  روزهایی که هم میهنانشان در خیابان های تهران کشته می شدند اصلا برایشان  مهم نبود و مهمترین وظیفه ای که چنین رسانه هایی دنبال می کنند مشغول کردن  مردم ایران به آهنگ های چرند و سریال آبدوغ خیاری است و این مشغول بودن  ایرانیان باعث می شود که مردم ایران درد خودشان و جامعه شان را فراموش کنند  و اصولا از فکر سیاست و مسائل سیاسی بیرون بیایند.در واقع چنین رسانه هایی  تبلیغ نا آگاهی یا خود را به نا آگاهی زدن می کنند.&lt;br /&gt;پس چنین رسانه هایی هم ولو اینکه ادعای استقلال کنند عملشان نشان می دهد که مستقل نیستند و خط مشی آنها از جای دیگری تعیین می شود.&lt;br /&gt;حال کمی هم درباره بحث بی طرفی می نویسم.&lt;br /&gt;از دید من اصولا رسانه بی طرف وجود خارجی ندارد. چه رسانه دیداری و چه  شنیداری و چه رسانه مجازی. رسانه هایی که پارسی زبان هستند ولی متعلق به  کشورهای دیگر اصولا سخن گفتنشان از بیطرفی بسیار کمدی است به همان دلایلی  که در مبحث بالا گفتم.&lt;br /&gt;یک رسانه ایرانی یا موافق جمهوری اسلامی است یا مخالف. از همین انتخاب هر رسانه ای از بیطرفی فاصله گرفته است.&lt;br /&gt;مثلا در میان سایت های خبری ایرانی من دوسایت پارس دیلی نیوز و آژانس خبری  کوروش و تا حدی هم ایران پرس نیوز را به عنوان رسانه های مستقل و آزادی  خبری می دانم ولی این رسانه ها بیطرف نیستند زیرا خط مشی آنها مخالفت با  جمهوری اسلامی است.&lt;br /&gt;بی طرفی حداقل برای یک رسانه ایرانی غیر ممکن است. حتی بسیاری معتبر ترین  رسانه های خارجی هم بیطرف نیستند. مثلا شبکه سی ان ان هوادار حزب دموکرات  آمریکا و شبکه فاکس نیوز هوادار حزب جمهوریخواه آمریکا است. سایر رسانه های  معتبر جهان هم بیشترشان بیطرف نیستند.&lt;br /&gt;حال ممکن است یک رسانه ایرانی خود را در بین مخالفین جمهوری اسلامی رسانه  ای بیطرف معرفی می کند که چنین رسانه هایی از دید من با اینکه شمارشان کم  است ولی وجود دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 1:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;دوستان  عزیز به ویژه کسانی که در میهن عزیزمان ایران هستند در تجمع روز دوشنبه  حضور پیدا کنید. درست است که درخواستش را موسوی و کروبی داده اند ولی آنها  خودشان هم مدتهاست می دانند که مردم از اصلاحات احمقانه جمهوری اسلامی  گذشته اند و این رژیم را با تمامیتش نمی خواهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 2:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;حکومت  آخوندی دیگر به سیم آخر زد و همه وبلاگهای بلاگ اسپات و وورد پرس را فیلتر  کرد ولی زهی خیال باطل. در هر کامپیوتری در این کشور فیلترشکن و وی پی ان  امکان ندارد پیدا نشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 22 بهمن 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=6684981458969344045&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2308677005524037483?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2308677005524037483'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2308677005524037483'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/02/blog-post_10.html' title=''/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-7566653391080625128</id><published>2011-02-03T21:52:00.000-08:00</published><updated>2011-02-03T21:52:48.395-08:00</updated><title type='text'>نقش حکومت پهلوی در روی کار آمدن حکومت آخوندی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه دوستانی که وبلاگ مرا خوانده اند از احترام بسیاری که من به خانواده  پهلوی می گذارم و اعتقادی که به این خانواده دارم آگاه هستند و نیازی به  بازگویی آن نیست و این احترام و اعتقاد همچنان در وجود من برای این خانواده  چه دو پادشاه در گذشته و چه شخص شهبانو فرح و شاهزاده رضا پهلوی پا بر  جاست ولی به هر حال حکومت پهلوی در زمان محمد رضا شاه حتما اشتباهاتی داشت  که کار به جمهوری اسلامی رسید و من هدفم این است که حداقل بخشی از این  اشتباهات را بازگو کنم.البته این چرندیاتی که فسیل های انقلابی آن زمان از  سر بی مسئولیتی خود می گویند و جمهوری اسلامی را نتیجه حکومت پهلوی می  دانند منظورم نیست. ای کاش همه یاد بگیرند انسانهای مورد اعتقادشان را نقد  کنند و روزی که ایرانی به اینجا برسد دیگر ما ملت ایران بت ساز و بت پرست  نخواهیم بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از 3 شهریور و حمله متفقین و تبعید رضا شاه به نام آزادی عقیده و با کمک  نیروهای بیگانه دستگاه آخوندیسم شیعه که رضا شاه عمرش را روی مبارزه با  حضور آن در قدرت گذاشته بود دوباره هر روز قدرت بیشتری می گرفت.&lt;br /&gt;ترورهایی که از سوی سازمان فدائیان اسلام صورت می گرفت و تبلیغات  اسلامگرایانه ای که از روی منبرها می شد به مرور دوباره ایرانیان به سوی  تعصب مذهبی کشاند.&lt;br /&gt;پس از وقایع 28 امرداد (هر کسی هر نامی دوست داشت رویش بگذارد) گویا مسابقه  ای میان حکومت و مخالفین در گرفته بود بر سر اینکه کدام یک بتوانند دستگاه  دین فروشی شیعه را به هواداری از خود بکشانند و از نفوذ این طبقه نزد مردم  متعصب و مذهبی ایران به سود خود استفاده کنند.&lt;br /&gt;این تلاش ها از سوی حکومت به جایی رسید که درس دین وارد دروش مدارس شد و  گنبد امام هشتم شیعیان در مشهد طلاکاری شد و شهبانو فرح قرآن سلطنتی منتشر  کرد.&lt;br /&gt;گروهی معتقدند این کارهای دربار از روی اعتقاد بوده و گروهی دیگر می گویند  تنها برای جلب نظر آخوندها بوده. عقیده من این است که ترکیبی از هر دو بوده  یعنی در اینکه محمد رضا شاه فردی مذهبی بوده و حتی گاهی خرافاتی بوده شکی  نیست و کتابهای خود او این نکته را نشان می دهد. از سویی او تلاش می کرد که  آخوندها را به سوی خود بکشاند.&lt;br /&gt;نفوذ آخوندها و آزادی عملشان در جامعه آن روز ایران باعث شده بود که آنها  به مرور قدرت بگیرند و همین قدرت گرفتن بود که باعث شد که خمینی و اربابان  خارجی اش نخستین گام برای روی کار آوردن یک حکومت اسلامی را در وقایع 15  خرداد زدند که خوشبختانه نشد و حکومت به درستی این متحجرین را سرکوب کرد.&lt;br /&gt;در اصلاحات محمد رضا شاه (انقلاب سفید) علاوه بر سپاه دانش و سپاه بهداشت  که بسیار تاثیر مهمی داشتند متاسفانه یک سپاه دین هم تشکیل شد که هدفش  جلوگیری از نابودی دین بود.&lt;br /&gt;اگر در آن اصلاحات در کنار توجهی که به بالا بردن سطح رفاه اقتصادی مردم که  باعث شکل گیری یک طبقه متوسط قوی شده بود کمی هم توجه به کارهای فرهنگی می  شد خیلی خوب بود. بالاخره مردم ایران در مدت زمان نسبتا کوتاهی از زندگی  های فقیرانه به زندگی های نسبتا مرفه رسیده بودند و نیاز داشتند که فرهنگ  زندگی مدرن شهری را بیاموزند و مدرن فکر کردن را یاد بگیرند. &lt;br /&gt;بخش دیگر از گرایش محمد رضا شاه به دستگاه دین فروشی شیعه ترس او از رواج  گرفتن اندیشه چپ بود. اینکه این ترس تا چه میزان درست بود را من نمی دانم  ولی در هر حال این ترس باعث میدان دادن بیش از پیش به آخوندها شد.&lt;br /&gt;اشتباه دیگر حکومت پهلوی آموزش اشتباه در نظام آموزشی بود. با وجود آنکه  دانشگاه ها از نظر علمی در شرایط بسیار خوبی بودند ولی به دانش آموز و  دانشجو اندیشیدن و درست اندیشیدن یاد داده نمی شد و به جایش روضه بیماری  علی بن الحسین در روز عاشورا در کتاب دینی آموزش داده می شد و این آموزش  های اشتباه در اینکه دانشجویان ایران از متحجر ترین اندیشه ها هواداری می  کردند نقش داشت. دانشجویان می بایست پیشگامان اندیشه مدرن باشند و اگر اکثر  قریب به اتفاق دانشجویان کشوری از جریان های متحجر هواداری کنند نشان می  دهد در نظام آموزشی آن کشور ایرادی وجود دارد.&lt;br /&gt;ساواک که جمهوری اسلامی به دروغ تبلیغ می کند که فلان کار و بهمان کار را  کرد اتفاقا اگر درست کار می کرد شاید وضعیت کشور این نمی بود. ساواک دقیقا  در تبلیغات مذهبی که در کشور صورت می گرفت دست داشت. چه در حوزه های قم و  مشهد آخوندهایی با ساواک در ارتباط بودند و چه حتی علی شریعتی بر خلاف  ادعاهای هوادارانش کاملا با هماهنگی ساواک سخنرانی می کرد و تبلیغ دین می  کرد تا جلوی تفکر چپ بایستند.&lt;br /&gt;اما بخش دیگر از اشتباهات حکومت پهلوی کسانی بودند که به دربار رفت و آمد  داشتند. در دربار از انسان های میهن پرست می آمدند تا خیانتکارانی مانند  فردوست و قره باغی و سید حسین نصر و احسان نراقی.&lt;br /&gt;اشتباه وحشتناک محمد رضا شاه که خودش هم به آن اعتراف کرد ماجرای حزب  رستاخیز شد. در واقع تک حزبی کردن کشور دقیقا چیزی بود که مخالفین داخلی و  خارجی او در بنگاه های خبر پراکنی از آن بهترین استفاده را کردند. &lt;br /&gt;انتخاب های اشتباه محمد رضا شاه هم نقش عمده ای در به وجود آمدن این وضعیت  داشت. 13 سال نخست وزیری زنده یاد امیر عباس هویدا که حقیقتا انسان سالمی  بود و خدمات اقتصادی بسیاری به کشور کرد تنها و تنها توام با بله قربان  گفتن بود ولی فاجعه در دو انتخاب اشتباه و مرگبار برای حکومت یعنی شریف  امامی و ازهاری بود. این دو در واقع قدرت موتور این انقلاب را چندین برابر  کردند و زمانی که دکتر بختیار به نخست وزیری رسید دیگر امکان جلوگیری از  این فاجعه وجود نداشت.&lt;br /&gt;من محمد رضا شاه را بر خلاف رضا شاه و دکتر مصدق انسانی آگاه به سیاست و به  ویژه سیاست خارجی می دانم. شاید اگر او در موضوع نفت و قیمت آن کمی از خود  انعطاف نشان می داد و مصالح بلند مدت را در نظر می گرفت می شد جلوی این  موضوع را گرفت چون بدون شک این انقلاب بدون کمک کشورهای خارجی امکان پذیر  نبود هرچند که مشکلات در داخل هم نقش داشت.&lt;br /&gt;محمد رضا شاه هر کاری را از کوچکترین کارها تا بزرگترین کارها خودش مدیریت  می کرد و دولت در واقع کارهایی را می کرد که او دستور می داد. این موضوع  باعث شد که با بروز هر مشکل کوچکی در کشور مردم به جای آنکه نا رضایتی خود  را متوجه دولت کنند آن را متوجه شخص شاه می کردند. در واقع نیاز بود که  محمد رضا شاه کارها را به دولت ها واگذار کند. من خودم هوادار دیکتاتوری  سفید هستم ولی نمی توان از این موضوع گذشت که هر دری که سالهای زیادی روی  یک پاشنه بچرخد سر انجام فرو می ریزد و با فرو ریختن خود می تواند آن خانه  را هم به نابودی بکشاند.&lt;br /&gt;آخرین ضربه به حکومت خروج محمد رضا شاه از ایران بود. او باید در ایران می  ماند. البته کسی که آن روز رفته در خیابان فریاد مرگ بر شاه زده نمی تواند  اعتراض کند که چرا شاه از ایران رفته چون خودش گفته شاه نمی خواهد ولی من  به عنوان یک هوادار می توانم بگویم این کار شاه یک اشتباه محض بود. خروج  شاه از ایران باعث سقوط ارتش و آن بیانیه بی طرفی یا خیانتکارانه از سوی  ارتش شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان اگر نکات دیگری در این رابطه به ذهنشان می رسد آن را بیان کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;این  روزها تحولات در مصر در صدر خبرها قرار دارد. پیش از آن هم تحولات تونس در  صدر اخبار بود. من شخصا خیلی به این تحولات خوش بین نیستم و از وقایع  اتفاق افتاده و در حال اتفاق بوی اسلامگرایی به مشامم می رسد و حس می کنم  دیکتاتوری های سکولار این کشورها در حال تبدیل به حکومت های دینی هستند.حتی  اگر اسلامیست ها در این کشورها به قدرت نرسند حضورشان در جامعه به مانند  غده سرطانی این کشورها را به نابودی می کشاند.&lt;br /&gt;من فکر می کنم که مصر در راهی است که ایران با سقوط حکومت پهلوی و قدرت  گرفتن اسلامیست ها رفت. همان اتفاقی که چند سال پیش با کنار رفتن ژنرال  پرویز مشرف در پاکستان صورت گرفت و دوباره جنگ شیعه و سنی و بمب گزاری که  به خاطر مشت آهنین پرویز مشرف بسیار کم بود تبدیل به اتفاقی عادی در  پاکستان شد.&lt;br /&gt;شاید من زیاد بدبین هستم ولی آینده خوبی برای این کشورها نمی بینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 15 بهمن 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=3276488384140728954&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-7566653391080625128?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/7566653391080625128/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7566653391080625128'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7566653391080625128'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='نقش حکومت پهلوی در روی کار آمدن حکومت آخوندی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-7531066497071529211</id><published>2011-01-27T13:07:00.000-08:00</published><updated>2011-01-27T22:35:06.536-08:00</updated><title type='text'>جارو کشان خمینی و آزادیخواهان امروزی !!!!!!!!!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست اینکه 10 بهمن برابر با یکی از جشنهای بزرگ ایرانیان یعنی جشن سده است  که به همه ایراندوستان تبریک و خجسته باد می گویم. در افسانه های ایرانی  این جشن به ماجرای کشف آتش در دوران پادشاهی هوشنگ مربوط می شود و دوستان  می توانند برای خواندن چند بیت از سپهبد سخن فردوسی بزرگ در این باره &lt;b style="color: black;"&gt;&lt;a href="http://kheradgeraee14.blogspot.com/2010/01/blog-post_30.html"&gt;این پست&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; را بخوانند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که می دانید روزهای بازگشت نکبت بار خمینی به ایران نزدیک است و  جناح های مختلف&amp;nbsp; جمهوری اسلامی از احمدی نژاد و خامنه ای گرفته تا خاتمی و  کروبی و رفسنجانی و سایر اصلاح طلبان همه تلاش خود را می کنند که اثبات  کنند خودشان پیرو راه خمینی هستند و اتفاقا هر دو هم به گونه مستند این کار  را می کنند. جناح حاکم امروز با استفاده از رادیو و تلویزیون حکومتی و  روزنامه ها این مستندات خود را پخش می کند و اصلاحاتچی ها هم با استفاده از  رسانه های خود یعنی بی بی سی و صدای آمریکا خود را پیرو آن جنایتکار بزرگ  تاریخ نشان می دهند. تا روزی که ایرانی برای رسیدن به آزادی به جای آنکه  دست بر زانوی خود بگذارد و بلند شود و دست هم میهنانش را هم بگیرد به دنبال  حواریون خمینی جنایتکار راه می افتد همین آش و است و همین کاسه و تنها  ممکن است ظاهر آش و کاسه تغییر کند.!!&lt;br /&gt;گروه هایی از مخالفین جمهوری اسلامی هم می گویند که خمینی انقلاب آنها را  دزدیده در حالی که یا سخنان آن روز خود و رهبرانشان را فراموش کرده اند و  یا خود را به فراموشی زده اند و جالب این است که همه این گروه ها و اشخاص  زمانی مخالف جمهوری اسلامی شدند که خمینی آنها را از قدرت بیرون انداخت و  این همان کاری است که امروز اصلاحاتچی ها هم در رابطه با خامنه ای انجام  دادند.&lt;br /&gt;حال می خواهم نمونه هایی از اظهاراتی را که برای خمینی و جمهوری اسلامی و  در مدح آنها گفته شده بود را در اینجا بیاورم زیرا از دیدگاه من تا زمانی  که کارنامه هر شخص و حزب و گروه و دسته بررسی نشود و دارنده آن کارنامه  فارغ از اینکه چه گرایش سیاسی دارد بابت نقاط سیاه آن کارنامه از مردم  ایران پوزش نخواهد نه یک مبارز سیاسی راست گفتار و راست کردار است و نه می  تواند کمکی به ایران و ایرانی بکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما نه از روز ازل مسلمانان دو آتشه ای بودیم و نه به رهبر عالیقدر این  انقلاب (خمینی) اعتقاد زیادی داشتیم و نه در جریان انقلاب از نا آگاهیهای  او و بی محتوایی اندیشه هایش بیخبر بودیم و نه جنبه ارتجاعی و ضد دموکراتیک  بودن این اندیشه ها برایمان ناشناخته بود و نه از ماهیت دروغین حرفها و  قولهایش نا آگاه بودیم زیرا آن حرفها را خودمان برایش می نوشتیم و در هنگام  مصاحبه در دهانش می گذاشتیم یا اصولا سخنان بی ارزش او را نه آنطور که  گفته می شد بلکه آنطور که می بایست برای خبرنگاران ترجمه می کردیم &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(ابوالحسن بنی صدر نخست رئیس جمهور پس از انقلاب در کتاب خیانت به امید - برگهای 325 و 330).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  نکته جالب این است که همین جناب بنی صدر هنوز هم روی همان حماقت های خود  مانده و در پاریس نشریه انقلاب اسلامی منتشر می کند و سایت انقلاب اسلامی  دارد.&lt;br /&gt;همین جناب بنی صدر نکته تامل بر انگیزی پیرامون یکی از صحبت های خمینی با خود را اینچنین نقل می کند: &lt;br /&gt;&amp;nbsp;آقای خمینی خطاب به من گفت : شما غصه نخورید که دیروز گفتیم مجلس موسسان و  امروز می گوییم باید رفراندوم برگزار شود. من هر حرفی را مصلحت ببینم&amp;nbsp;  امروز می زنم و فردا هم اگر مصلحت ببینم عکس آن را می گویم &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(ابوالحشن بنی صدر در کتاب خیانت به امید - برگ 287).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  نکته ای که باعث شد من این موضوع را اینجا بیاورم این است که بحث مجلس  موسسان و رفراندوم مربوط به همان روزهای نخست انقلاب است. بنی صدر که این  موضوع را به شهادت خودش دیده بود چرا سه سال بعد یکباره مخالف شد؟ دلیلش  مشخص است. همه گروه ها و افراد شرکت کننده در انقلاب زمانی مخالف شدند که  خودشان را از قدرت کنار گذاشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از زمان غیبت حضرت قائم مقتدائی به عظمت آیت الله العظمی خمینی در جهان نیامده است &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(کریم  سنجابی رهبر جبهه ملی ایران و وزیر امور خارجه دولت موقت در هنگام بازگشت  از نوفل لوشاتو و دیدار خمینی - روزنامه اطلاعات 24 آبان 1357).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدی بازرگان درباره این جناب سنجابی در کتاب خود افشاگری فوق العاده مهم و  جالبی می کند که نشان می دهد این شخص نه دلش برای ایران می سوخته و نه  آزادی می خواسته.&lt;br /&gt;عقیده ما این بود که دکتر سنجابی که به قانون اساسی مشروطه اعتقاد دارد در  صورتی موفق خواهد شد یک دولت ملی تشکیل دهد که خمینی ساکت شود. زمانی که از  سنجابی پرسیدم چرا دیر به ایران آمدی؟ پاسخ داد البته می دانستم که  اعلیحضرت (محمد رضا شاه) می خواهند برای تشکیل یک دولت لیبرال و ملی از ما  دعوت کنند اما وقتی دیدم خمینی می گوید باید شاه از یک در برود و ما از یک  در وارد شویم دیدم فایده ای ندارد &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(مهدی بازرگان در کتاب انقلاب ایران در دو حرکت - برگ 64).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  همین اشخاص زمانیکه که دکتر بختیار برای نجات ایران دولت تشکیل داد هر  برچسبی از خود فروش تا خائن به او زدند و نخستین کسانی بودند که پشت دکتر  بختیار را خالی کردند و امروز دم از ادامه راه بختیار می زنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه ملی که رهبرش همین جناب سنجابی بود بشارت نامه ای را برای ورود خمینی به ایران منتشر کرد&amp;nbsp; که بد نیست اشاره ای به متن آن شود.&lt;br /&gt;خمینی می آید. مردی که وجودش تجسم آرمانهای یک ملت تاریخی است.مردی که هستی  او قانون آزادی است و قانون دادخواهی و نفی همه قانون های ضد مردمی و  حرکتش حرکت همه قانون های نو است.حق است که اینکه صدای هلهله ملتی را به  گوش جهانیان برسانیم و این بزرگ را چنان که باید و شاید عزیز بداریم و تمام  وجود خویشتن را نگریستن کنیم و با این نگاه او را چنان بیابیم که از چشم  زخم دشمنان به دور بماند &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(بشارت نامه جبهه ملی برای ورود خمینی - روزنامه آیندگان - 4 بهمن 1357).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نو آوریهای انقلاب جهشهایی بود که در زمینه افکار و اهداف از شخص رهبری  سرچشمه می گرفت و اولین تاثیر و توسعه آن کنار گذاشتن یا فرعی شناختن ایران  و ایرانیان بود &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(مهدی بازرگان در کتاب انقلاب در دو حرکت - برگ 111).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشتهای گره کرده و جبین های درهم رفته و مرگ خواهی و ستیزه جوئی بیشتر یاد  آور انقلاب های کمونیستی بود تا ارائه دهنده چهره تابناک دین محمدی &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(مهدی بازرگان در کتاب انقلاب در دو حرکت - برگ 114).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; این همان بازرگانی بود که هنگامی که برای نخست وزیری معرفی می شد گردنش را با بیشترین زاویه ممکن جلوی خمینی کج کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام می آید با صدای نوح و با تیشه ابراهیم و عصای موسی و صمیمیت عیسی و با  کتاب محمد می آید و دشتهای سرخ شقایق را می پیماید و خطبه رهایی انسان را  فریاد می زند. وقتی که امام بیاید دیگر کسی به کسی دروغ نمی گوید. کسی به  در خانه خود قفل نمی زند و مردم برادر هم می شوند و نانشان را با شادی میان  هم قسمت می کنند. دیگر صفی وجود نخواهد داشت.صفهای نان و گوشت و نفت و  بنزین و صف ثبت نام استعمار وجود نخواهد داشت و صبح بیداری و بهار آزادی  لبخند می زند. باید امام بیاید تا حق به جای خود بنشیند و باطل و خیانت و  نفرت در روزگار نماند. این را من از کلام خدا می گویم در سوره اسری &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(علی اصغر حاج سید جوادی در روزنامه جنبش به تاریخ 7 بهمن 1357).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  فسیل هایی از این دست را هیچگاه نباید فراموش کرد. چهار سال&amp;nbsp; پس از انقلاب  اگر یقه این شخص را مردم می گرفتند و می گفتند وعده هایت چه شد امروز  دوباره بلبل زبانی نمی کرد.&lt;br /&gt;از این جناب روشنفکر یک اظهار نظر دیگر هم می گذارم تا سطح شعور و نقش منافع ملی در دیدگاه های این انسان را خودتان ببینید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ایران در رژیم پهلوی از تمامی حقوق اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی یک  جامعه پیشرفته محروم بود و رژیم در برابر شهروندان و نیازهای آنان هیچونه  مسئولیتی احساس نمی کرد. مسئله صنعتی شدن و بیمه های اجتماعی و اشتغال و  آموزش و کشاورزی و آبیاری و وسایل ارتباطی و راه ها و مسکن و درمان و  انتخابات و انجمنها و مطبوعات و احزاب و اتحادیه های صنفی و حمل و نقل و  محاسبات عمومی و در آمد نفت و امور مربوط به ارتش و بسیاری امور اجتماعی و  اقتصادی و.خدمات که با زندگی و رفاه مردم و رشد توسعه عمومی کشور ارتباط  دارد و طرحهای مربوط به مبارزه با بیسوادی و اصلاحات ارضی و سپاه دانش و  سپاه بهداشت جز طرحهای نمایشی تو خالی و پر خرج و بی اثر چیزی نبود&lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt; (علی اصغر حاج سید جوادی در مقاله نه سرمایه داری نه اقتصاد تک حزبی - 9 فروردین 1364 - هفته نامه ایران تایمز چاپ واشنگتن).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما به جمهوری اسلامی رای می دهیم زیرا که این جمهوری طبیعی ترین و واقعی  ترین ثمره انقلاب ماست. جمهوری اسلامی یعنی جمهوری ملت ایران. یعنی جمهوری  تمام مردم. جمهوری اسلامی اعلام کننده حاکمیت ملت در دو هویت ملی و دینی آن  است &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(کریم سنجابی - رهبر جبهه ملی ایران - روزنامه کیهان 9 فروردین 1358).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حزب ما به جمهوری اسلامی رای مثبت می دهد چرا که ما عقیده داریم این نوع  جمهوری در برگیرنده بیشترین بخش از نیازهای اجتماعی و خواسته های تاریخی  ایرانیان خواهد بود &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(داریوش فروهر - رهبر حزب ملت ایران - روزنامه کیهان 9 فروردین 1358).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرکت در این رفراندوم یک وظیفه ملی است و هر عضو حزب پان ایرانیست به  جمهوری اسلامی رای مثبت می دهد. البته درباره چگونگی این جمهوری توضیح کافی  داده نشده ولی ابهامات چندانی در اینکه این حکومت شکلی کاملا دموکراتیک  خواهد داشت وجود ندارد &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(محسن پزشکپور - رهبر حزب پان ایرانیست - روزنامه اطلاعات 8 اسفند 1358).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران از تمامی افراد و حوزه های حزبی خواستار است  که در همه پرسی به نفع جمهوری اسلامی شرکت کرده و از تشکیل جمهوری اسلامی  به رهبری آیت الله خمینی حمایت کنند &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;(حمید آذریون - دبیر کل حزب کمونیست ایران - روزنامه اطلاعات 10 اسفند 1357).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درباره سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی و پاچه خواریهایی که از خمینی کرده هم بهتر است چیزی نگویم.&lt;br /&gt;از توده مردم انتظاری نیست. نه در ایران بلکه حتی در مدرن ترین کشورهای  دنیا هم عامه مردم نسبت به مسائل سیاسی نا آگاه هستند ولی احزاب و گروه های  سیاسی نا آگاه نیستند.&lt;br /&gt;نکته جالب توجه و تاسف برای من حمایت حزب پان ایرانیست از خمینی بود. حزب  پان ایرانیست در باورهای خود تاکید بسیاری روی پرچم شیر و خورشید نشان  ایران دارد و خمینی در سخنان خود در روز 12 بهمن در بهشت زهرا شیر و خورشید  را منحوس معرفی کرد ولی محسن پزشکپور (که مدتی پیش تقریبا همزمان با  شاهزاده علیرضا پهلوی درگذشت) در 7 اسفند از حمایت حزب پان ایرانیست از  جمهوری اسلامی گفته یعنی این حزب از گفته های خمینی درباره شیر و خورشید  آگاهی داشته.&lt;br /&gt;خمینی و تیمش بدون اینها و به ویژه چپ ها و مجاهدین به هیچ جا نمی رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;دوست  وب نویس عزیزم روزبه (نویسنده وبلاگ سخنی چند) راه حل نجات سرزمینمان را  یک ناسیونالیسم نیرومند می داند که همه حاضر باشند حداقل تا سقوط این رژیم  نکبت بار از باورهای سیاسی خود چشم بپوشانند و این از دید من یک وظیفه است  زیرا اگر ایران نباشد هیچکدام آن باورها ارزشی ندارند. همه باید به زیر یک  نماد یا یک پرچم در آیند و من از دوستان وبلاگ نویسم می خواهم برای این کار  نخستین گام را بردارند و تصویر پرچم زیبای شیر و خورشید نشان ایران در  وبلاگ خود بگذارند و از خوانندگان خود هم بخواهند این کار را بکنند و آنها  هم از خوانندگانشان همین را بخواهند.&lt;br /&gt;لطفا و خواهشا پشت گوش نیندازید دوستان عزیزم و این کار را در نخستین پست خود پس از خواندن این مطلب انجام دهید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 8 بهمن 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=6581716232224169171&amp;amp;isPopup=true"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-7531066497071529211?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7531066497071529211'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7531066497071529211'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/01/blog-post_27.html' title='جارو کشان خمینی و آزادیخواهان امروزی !!!!!!!!!'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-1858877413077864624</id><published>2011-01-20T23:11:00.001-08:00</published><updated>2011-01-20T23:54:13.971-08:00</updated><title type='text'>شباهت اسلام و کمونیسم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند نکته را لازم است در ابتدای مطلب بگویم.&lt;br /&gt;شهبانو فرح عزیز یک پیام سپاسگزاری از ایرانیان به خاطر همدردی با ایشان و خانواده شان فرستاده اند که می توانید آن را از &lt;b style="color: black;"&gt;&lt;a href="http://www.mediafire.com/?07278jvu9g21s03"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; دانلود کنید. به درخواست و پیشنهاد چند تن از دوستانم سایت ایشان را در بخش سایتهای مورد علاقه می گذارم.&lt;br /&gt;دوستان  حتما خبر دارند که سایت بالاترین با بستن اکانت حدود 300 تن از کاربران  خود که مخالفت بنیادی با جمهوری اسلامی و برخی از آنها مخالفت بنیادی با  اصل اسلام داشتند عملا تبدیل به جولانگاه موافقین ماندن جمهوری اسلامی شده.  به همین سبب سایتی تازه را در اینجا معرفی می کنم به نام &lt;b style="color: black;"&gt;&lt;a href="http://azadegi.com/"&gt;آزادگی&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;  که خوشبختانه نه در آن سانسور وجود دارد و نه برای عضویتش نیاز به دعوت  نامه است. از دوستانم می خواهم که در آنجا عضو شوند و اگر خبر یا مطلب خوبی  در اینترنت به چشمشان خورد آن را در آنجا بگذارند و یا حتی پستهای وبلاگ  خود در آنجا لینک بگذارند.&lt;br /&gt;نکته بعد اینکه حتما دوستان به یاد دارند  که چند سال پیش مسلمانان جوگیر شده با فریاد اسلام در خطر است آخوندها در  سرزمین های اسلامزده به خیابان ها ریختند و به روزنامه های خارجی و به ویژه  دانمارکی که کاریکاتورهایی را از محمد چاپ کرده بودند اعتراض کردند و نکته  جالب این بود که هیچکدامشان این کاریکاتورها حتی ندیده بودند. حال به همت  دوست وبلاگ نویس خوبم ((تراش باشی)) که این کاریکاتورها در چند پست قرار  داد همه آنها را در یک فایل برای دانلود می گذارم که می توانید از&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.mediafire.com/?hb1cz1ulz6czzuw"&gt; اینجا &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;دانلود کنید. &lt;br /&gt;نکته  دیگر این است که دوست عزیزم روزبه (نویسنده وبلاگ سخنی چند) از مدتی پیش  در پی تلاشی که برای رسیدن به یک قانون اساسی مدرن آغاز کرد قانون اساسی  شماری از کشورهای مدرن را در اختیار خوانندگانش قرار داد و من تصمیم گرفتم  که بخشی را به قوانین اساسی کشورهای مدرن اختصاص دهم و از همه دوستان می  خواهم که اگر در دنیای مجازی متن پارسی قانون اساسی هر کشور مدرنی را  یافتند و به چشمشان خورد آن را به من معرفی کنند تا به این بخش اضافه کنم.  امیدوارم دوستان زمان بگذارند و این قوانین اساسی را بخوانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برویم به سراغ اصل مطلب.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شباهت اسلام و کمونیسم &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابتدا  لازم است این نکته را بگویم که کمونیسم با سوسیال دموکراسی مدرن که در  کشورهای اروپایی پیاده می شود بسیار متفاوت است و اگر کسی تلاش کرد این دو  را به یک معنی معرفی کند یا نا آگاه است یا هدف خاصی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسلام  و کمونیسم دو مکتب و دو ایدئولوژی هستند که ممکن است برخی به اشتباه این  دو را در تضاد آشکار با یکدیگر بدانند. حتی در ابتدای وبلاگ نویسی ام برخی  از روی نا آگاهی گمان می کردند که من کمونیست هستم زیرا اصولا تنها چیزهایی  از کمونیسم و حتی اسلام شنیده بودند و هیچکدام را بنیادی نمی شناختند.&lt;br /&gt;نخستین  شباهت کمونیسم و اسلام این است که هر دو پیغمبر دارند. تعجب نکنید از  اینکه کمونیسم هم به مانند اسلام پیغمبر یا پیغمبرانی دارند. پیغمبران  کمونیسم کارل کارکس و فردریش انگلس و مائو و لنین و اینگونه افراد هستند.&lt;br /&gt;برای  کمونیست های مختلف همه افراد نام برده شده یا برخی از آنها و یا یکی از  آنها به مانند پیغمبر معصوم است و در نظر آنها هر چه گفته و نوشته درست  است.&lt;br /&gt;هر دوی این مکتب ها راه حل همه مشکلات بشریت را نزد خود می  بینند. کمونیست ها هر مشکلی را که مطرح کنی راه حلش را عمل به فرمایشات  جناب کارل مارکس می دانند و مسلمین هم همه راه حل ها را در کلام الله مجید  می دانند.&lt;br /&gt;شباهت دیگر ضدیت هر دوی اینها با آزادی و دموکراسی است.  اسلام مخالفانش را به بهانه کافر و مشرک و منافق و زندیق و مرتد محکوم می  کند و کمونیسم مخالفانش و طرفداران دموکراسی را به بهانه حمایت از  امپریالیسم محکوم می کنند.&lt;br /&gt;برای هیچکدام از این دو ایدئولوژی واژه  هایی مانند کشور و میهن معنا ندارد و همه چیز را فدای ایدئولوژی خود می  کنند. کمونیست های ایران ها حاضر بودند ایران تکه تکه شود یا به صورت کامل  تبدیل به یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی شود و اسلامیون هم مملکت را  شش دانگ تمام به نام عربها و یا رفقایشان در مسکو و پکن کرده اند.&lt;br /&gt;برای  هر دوی اینها انسانها به مانند جوجه هایی هستند که از ماشین جوجه کشی  بیرون می آیند و همگی باید یک عقیده واحد داشته باشند. مسلمین انسانی را که  از پدر و مادری مسلمان به دنیا آمده و نمی خواهد مسلمان باشد محکوم می  کنند و کمونیست ها کسی را که نمی خواهد کمونیست باشد محکوم می کنند.&lt;br /&gt;اسلام  و کمونیسم هر دو کتاب مقدس دارند. کتاب مقدس کمونیست ها نوشته های کارل  مارکس و فردریش انگلس است و کتاب مقدس اسلام قرآن و برای شیعیان علاوه بر  آن نهج البلاغه است. این فسیل های کمونیست را اگر همین امروز دیده باشید  هنوز در حال خواندن چندین و چند باره نوشته های کارل مارکس هستند.&lt;br /&gt;هر  دوی آنها خود را نماینده طبقه فقیر جامعه می دانند و سخنان پوپولیستی و  عوام فریبانه زیاد می گویند ولی رهبران خودشان اشرافی ترین زندگی ها را  دارند. محمد در زمان مرگ از نظر قدرت و ثروت چیزی از یک پادشاه کم نداشت و  تنها تاج بر سر نداشت و سایر رهبران اسلام هم از آن روز تا به حال همین  رویه را ادامه داده اند. رهبران حزب کمونیست شوروی یا چین یا کوبا هم  خودشان در کاخ زندگی می کردند و می کنند و خودروهای ضد گلوله سوار می شدند و  می شوند ولی خود را نماینده کارگران و مستضعفان می دانند. چند تن از  کمونیست های ایرانی هم خودشان در اروپا و آمریکا سرمایه دار و میلیونر  بودند و هستند ولی بر علیه سرمایه داری سخن می گویند.&lt;br /&gt;بر خلاف ادعای  عدالت محوری و کار کردن برای طبقه پایین جامعه و از بین بردن جامعه طبقاتی  هر دو ایدئولوژی تنها توانستند اختلاف طبقاتی را به جایی وحشتناک برسانند و  طبقه پایین جامعه بدبخت تر از پیش شد و ثروتمندان یا اموالشان مصادره شد و  جای خود به سران حزب کمونیست یا سران حکومت اسلامی دادند و یا گروه اندکی  از آنها بودند که باجها و رشوه های بسیاری دادند.&lt;br /&gt;از بین بردن بخش  خصوصی و دولتی کردن همه چیز در هر ایدئولوژی تنها دلیلش از بین بردن قدرت  جامعه برای مقابله با آنها و قدرتمند بودن آنها برای دیکتاتوری ایدئولوژیک  خود استفاده و جیبها و حسابهای بانکی سران و رهبران خود را پر کردند و فساد  حکومتی به بالاترین سطح ممکن رسید و به همین دلیل است که سیستم قضایی درست  در حکومت هیچیک از این دو مکتب وجود ندارد.&lt;br /&gt;وجه اشتراک دیگر در  کمونیست های ایرانی و اسلام گرایان این است که هر دو زمانی که می خواهند از  ایران خارج شوند هیچکدام به جایی که ایدئولوژی شان در آنجا به وجود آمده و  بارور شده و یا حتی در آنجا اجرا می شود نمی روند. کمتر کمونیست ایرانی  است که به چین و کوبا و کره شمالی برود و آنجا زندگی کند و همینطور کمتر  مسلمانی است که به عربستان یا عراق برود و در آنجا زندگی کند. هر دو گروه  برای زندگی به آغوش همان غرب امپریالیستی می روند که روز و شب به آن دشنام  می دادند.&lt;br /&gt;به دلیل همین شباهت ها و نزدیکی هاست که کمونیست و اسلامی  همیشه در مواقعی که نیاز داشته اند توانسته اند به سادگی باهم متحد شوند و  برای آینده ایران عزیز به هیچکدامشان اعتماد ندارم (منظورم مخالفت با آزادی  آنها نیست).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;دوستان عزیزی که در ایران ززندگی می کنند و از فیلترینگ حکومت اسلامی عذاب  می کشند می توانند با پرداخت مبلغی بسیار کم در ماه و خرید اکانت وی پی ان  از شر این فیلترینگ خلاص شوند. من یک آدرس ایمیل که متعلق به یکی از  دوستان من است در زیر می گذارم و هر کسی اکانت وی پی ان به این آدرس ایمیل  بزند و راهنمایی بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;vpn.irancard@gmail.com&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 1 بهمن 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=8013400196674158549&amp;amp;isPopup=true" style="color: red;"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-1858877413077864624?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1858877413077864624'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1858877413077864624'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/01/blog-post_20.html' title='شباهت اسلام و کمونیسم'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-6007740892060252946</id><published>2011-01-13T23:48:00.000-08:00</published><updated>2011-01-15T01:13:25.700-08:00</updated><title type='text'>ایرانیان و نداشتن حافظه تاریخی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش  از پرداختن به موضوع اصلی لازم است نکاتی را بیان کنم.&lt;br /&gt;ابتدا اینکه  من ممکن است به دلیل برخی مسائل شخصی برای مدتی (از چند روز تا چند هفته)  دسترسی ام به اینترنت محدود است. البته شاید روزی یک بار یا دو روز یک بار  سر بزنم. &lt;br /&gt;&lt;b style="color: black;"&gt;&lt;a href="http://www.iimmgg.com/image/2c0407dbc3ba08eeeac70cf1b6cefb4e"&gt;این  عکس&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; که در&lt;a href="http://www.iimmgg.com/image/2c0407dbc3ba08eeeac70cf1b6cefb4e"&gt; &lt;b style="color: black;"&gt;اینجا&lt;/b&gt;&lt;/a&gt; می بینید &lt;b style="color: black;"&gt;&lt;a href="http://www.iimmgg.com/image/2c0407dbc3ba08eeeac70cf1b6cefb4e"&gt;واپسین  عکسی&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; است که از شهبانو فرح در سوگ دومین فرزندش منتشر شده.&lt;br /&gt;سه  مقاله را در این پست معرفی می کنم. مقاله نخست از آقای تقی مختار به نام&lt;span style="font-size: small;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.mediafire.com/?yk4jwk5p5vj9yjs"&gt;تراژدی مرگ شاهزاده در  غربت&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; است و دو مقاله هم از آقای مردو آناهید به نامهای &lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.mediafire.com/?d59s7vvqrlal2uh"&gt;ترسزدگان پذیرای زشتی می  شوند&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; و&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.mediafire.com/?iu3yr3dtcduj7ee"&gt; شریعت اسلام یا حقوق  بشر&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; که توصیه می کنم هر سه مقاله را بخوانید زیرا نکات  جالبی در آنها وجود دارد به ویژه مقاله سومی که به آن اشاره کردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمی  دانم چند تن از شما دوستان تا به حال این جمله به گوشتان خورده یا در جایی  شنیده اید که : ((ایرانیان حافظه تاریخی ندارند.)) و آیا از خود پرسیده  اید که معنی و مفهوم این جمله چیست؟&lt;br /&gt;این جمله دو پیام بسیار مهم  درباره عامه مردم ایران با خود به همراه دارد. پیام نخست این است که عامه  مردم ایران اصولا چیز زیادی از تاریخ سرزمینشان و سرگذشتی که نسل های پیش  سرزمینشان داشته اند و اشتباهات و کارهای درستی که کرده اند نمی دانند و یا  تنها حرفهای یک عده را شنیده اند ولی خودشان به چیزی نرسیده اند و این نا  آگاهی باعث می شود تاریخ و اشتباهات ما مردم دوباره و چند باره تکرار شود.  دومین پیام این است که ما ایرانیان کارنامه انسانها را زود فراموش می کنیم  یا گاهی هم خود را به فراموشی می زنیم و از همه بدتر زمانی است که آن انسان  بدون اینکه بابت گذشته اش از مردم پوزش بخواهد از سوی مردم یا بخشیده می  شود و یا آن بخش از کارنامه اش نادیده گرفته می شود.&lt;br /&gt;در تاریخ ما از  این دست نمونه ها بسیار است.&lt;br /&gt;کسانی که مردم ایران برای مردنشان اشک  می ریزند و برای زاد روزشان جشن می گیرند و نام آنها را روی فرزندان خود می  گذارند کسانی هستند که فجیع ترین جنایات را در سرزمین ما انجام داده اند.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;برای  نمونه کافی است کارنامه علی ابن ابیطالب را که ایرانیان از سر نا آگاهی و  آموزش اشتباه او برایشان تبدیل به یک بت شده است را در&lt;span style="color: black; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;a href="http://kheradgeraee14.blogspot.com/2009/09/blog-post_19.html"&gt; این  پست&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;من که چند ماه پیش نوشتم ببینید. جنایاتی که  این شخص در حق ایران و ایرانی کرده چیزی کم از عمر و سایر عربها نداشته ولی  ایرانی چون تاریخ را نمی داند یا به سادگی آن را انکار می کند و خود را به  ندانستن می زند و خودش را پیرو او معرفی می کند.&lt;br /&gt;نمونه دیگر پسر علی  یعنی حسین است. او در سرکوبی و تازش علیه نیاکان ما حضور داشته و می  توانید در&lt;b&gt; &lt;a href="http://kheradgeraee14.blogspot.com/2010/12/blog-post_5009.html" style="color: black;"&gt;این پست&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; ببینید ولی ایرانی برای مردنش اشک  می ریزد و خود را پاره پاره می کند. &lt;br /&gt;سایر فرزندان و نوادگان علی و  سایر عرب ها هم دست کمی نداشته اند و برای ایرانی تخم دو زرده نگذاشته اند.&lt;br /&gt;نمونه  دیگر نا آگاهی این بوده که ایرانی روی فرزندش نام&amp;nbsp; تیمور و چنگیز و آتیلا  می گذاشته. ایرانی زمانی که تاریخ را بداند دیگر نام این افراد را که  جنایاتشان در تاریخ ایران ماندگار است یا نام تازیانی را که به دست خودشان  یا به دستورشان یا از سوی پیروانشان در سرزمین ما جنایت رخ داده روی فرزندش  نمی گذارد.&lt;br /&gt;به تاریخ معاصر هم اگر نگاهی بیندازیم همین است. امروز  روز مشتی عرب و تروریست و آخوند مفتخوار و مزدوران خارجی و روشنفکر نما و  تجزیه طلب به عنوان قهرمان به ایرانی معرفی می شوند و نام آنها روی میادین و  خیابانهای ایران است. از خالد اسلامبولی و مطهری و شیخ فضل الله نوری  گرفته تا میرزا کوچک خان و شریعتی و آل احمد و نواب صفوی و مشتی آخوند  مفتخوار و سایر آشغالهایی از این دست. البته نام بزرگان ایران مانند فردوسی  و خیام و حافظ و... همچنین ستار خان و باقر خان هم هست ولی نه به اندازه  نام آن گروه نخست. ایرانی اگر تاریخ بداند و آن را هیچگاه فراموش نکند کسی  جرات نمی کند نام میهن فروشان و این آشغالها را روی خیابانها و میدانهای  کشورش بگذارد.&lt;br /&gt;اما در زمینه فراموشی کارنامه انسانها خود خمینی شاید  بهترین نمونه باشد. زمانی که همه از جبهه ملی و نهضت آزادی و حزب پان  ایرانیست و چپ و مجاهد دور او جمع می شدند سالها از انتشار نظریه ولایت  فقیه از سوی او می گذشت و هیچگاه هم آن را انکار نکرده بود. او در پاریس  سخنان دموکرات مآبانه می گفت ولی هیچکدام از اعضای این گروه ها از او  نپرسید یا در واقع نخواست بپرسد که کدام سخنت را باور کنیم؟ نظریه ولایت  فقیه را یا سخنان دموکراتیکت را؟ همچنین در آن زمان حدود پانزده سال از  وقایع پانزده خرداد می گذشت. هم آن روز مشخص بود و هم امروز که شورش پانزده  خرداد یگانه دلیلش ضدیت با زنان و برابری آنها بود ولی زنانی که به دنبال  خمینی راه افتادند یا خود را به فراموشی زدند یا واقعا فراموشکار بودند که  سخنان او در پاریس پیرامون زنان را شنیدند ولی پانزده خرداد را به یاد  نیاوردند. البته پیرامون زنان تنها خود زنان مقصر نیستند. مردانی هم که  ادعای آزادیخواهیشان گوش دنیا را کر کرده بود از او نپرسیدند که آیا از  شورش پانزده خرداد پشیمان شده ای یا نه؟&lt;br /&gt;اینها تازه انسانهای به  اصطلاح آگاه ما بودند که یا فراموش کرده بودند یا خود را به فراموشی زده  بودند.&lt;br /&gt;همین فسیلها حالا زمانی که شاهزاده رضا پهلوی یا شهبانو فرح  را می خواهند آزار بدهند می گویند آیا جنایات پدر یا همسر خود را محکوم می  کنی؟ این عقده و مشکل روانی است که کسی دوست داشته باشد یک فرزند پدر  درگذشته خود را هر اندازه انسان بدی بوده باشد (که محمد رضا شاه نبوده)  محکوم کند و آن هم فرزندی که زمان سقوط پدرش از قدرت تنها هفده سال داشته و  بدتر از آن زمانی است که انسان از این لذت ببرد که زنی بخواهند همسر  درگذشته خود را با کلامش محکوم کند.&lt;br /&gt;از بحث اصلی دور شدیم.&lt;br /&gt;همان  کسانی که آن روز کارنامه خمینی را فراموش کردند یا خود را به فراموشی زدند  امروز از این ویژگی مردم استفاده کرده و خود را ایراندوست و آزادیخواه  معرفی می کنند بی آنکه از گذشته خود و اشتباهشان در برابر مردم پوزش  بخواهند (البته افراد انگشت شماری شهامت داشته اند که از مردم پوزش  بخواهند). ایراد از آنها نیست. ایراد از ما مردم ایران است. آنهایی که آن  روزها و جاروکشی این گروه ها برای خمینی را دیده اند چیزی نمی گویند و هم  نسلان من هم عمدتا متاسفانه علاقه ای به تاریخ ندارند و حتی نمی روند  کارنامه کسی را که قرار است از او حمایت شود بخوانند و و تنها با یک سری  تبلیغات و شایعه از کسی هواداری می کنند و فاجعه بار تر جایی است که  کارنامه آن فرد را در دوران زندگی کوتاه خود دیده اند ولی خود را به  فراموشی می زنند.&lt;br /&gt;بی شک فجیع ترین جنایات تاریخ معاصر در دوران خمینی  اتفاق افتاد و به وقوع پیوست ولی ایرانی برای رسیدن به آزادی به دنبال  کسانی راه می افتد که در آن روزها مسئولین درجه اول کشور بودند و به سادگی  هرچه تمامتر می پذیرد که آنها نمی دانستند که چنین جنایاتی در جریان است یا  اینکه کاری از دستشان بر نمی آمده. از رفسنجانی تا خاتمی و موسوی و همسرش  که با روسری گل من گلی روشنفکر شده تا کروبی همگی مسئولین درجه یک آن زمان  بودند و تازه امروز روز بازهم خود را پیرو آن جانی می دانند و ایرانی باز  به دنبال آنها راه افتاده تا به آزادی برسد.&lt;br /&gt;از آن سو فسیل های جبهه  ملی و چپول را می بینیم که آنها هم حسابی روی نداشتن حافظه تاریخی مردم  ایران حساب کرده اند و آن سوتر مجاهدین را می بینیم و آنها هم خوب حساب باز  کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما وحشتناکتر از همه اینها مهران مدیری است.  همگی سوابق همکاری طولانی او با صدا و سیمای حکومتی را می دانیم ولی باز  فریب جنگ زرگری او با صدا و سیمای اسلامی را میخوریم و در این یک مورد خاص  هوادار قانون کپی رایت می شویم و میلیاردها تومان پول به جیب او می ریزیم و  می گوییم چون او در برابر حکومت ایستاده باید از او حمایت کرد (یک لحظه از  او نمی پرسیم حکومتی که کوچکترین صدایی را خفه می کند چگونه اجازه می دهد  سر تا سر کشور را تبلیغات سریال این فرد در بر گیرد؟) و مدیری هم از یک سو  با خاتمی دیدار می کند و از سوی دیگر به اصطلاح قرعه کشی اش را وزیر ارشاد  احمدی نژاد انجام می دهد.&lt;br /&gt;با این پولی که ایران و ایرانی در جیب این  انسان دو دوزه باز و نان به نرخ روز خور ریخت می شد چند شهر ایران را که به  برکت حکومت امام زمان حالت مخروبه دارند ساخت و یا به میلیون ها خانواده  ای که در حسرت یک وعده غذای کامل هستند کمک کرد. می شد برای میلیون ها تن  که کار ندارند و نمی توانند هزینه زندگیشان را به دست بیاورند کار ایجاد  کرد ولی ما ایرانی ها همه این پول را تقدیم یک انسان نان به نرخ روز خور  کردیم که او میلیاردر شود و تازه این کار را برای احترام به قانون کپی رایت  انجام ندادیم چون اگر اینگونه بود برای سایر اثرهای هنری هم این کار را می  کردیم بلکه بازهم به سادگی هرچه تمام تر فریب خوردیم و خیال کردیم مدیری  با صدا و سیما و دولت مشکل دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 1 :&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;متاسفانه در هفته ای که  گذشت بازهم به برکت دستاوردهای حکومت اسلامی و امام نادیده اش یک هواپیمای  مسافربری سقوط کرد و بازهم ده ها خانواده هم میهن ما عزادار شدند. نمی دانم  تا کی قرار است شاهد وقوع چنین حوادثی که دقیقا مسئولیت مستقیمشان با  حکومت آخوندی است باشیم.&lt;br /&gt;جالب تر این است که مسئولین حکومت دینی همه  را مانند خود احمق فرض می کنند و می گویند به دلیل بدی هوا این اتفاق  افتاده تا گناه خود را بپوشانند. انگار در عصر حجر زندگی می کنیم که پیش  بینی هوا وجود نداشته باشد. اگر هوا بد بوده و به هواپیما اجازه پرواز داده  باشند که خیلی انسان های احمق و بی فکری هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 2:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;در  این چند روزی که از خودکشی شاهزاده علیرضا پهلوی گذشت بسیاری از ایرانیان  با عقاید سیاسی مختلف چه موافق خانواده پهلوی و چه مخالف آنها با هر عقیده  سیاسی که داشتند به رسم انسانیت به این خانواده تسلیت گفتند ولی جمهوری  اسلامی که در حیوان بودن این رژیم شکی نیست و برخی سایتها و افراد نشان  دادند که&amp;nbsp; میانه ای با انسانیت ندارند و از این واقعه هولناک برای ضربه زدن  به خانواده پهلوی استفاده کردند. در میان سایت ها می توان از سایت هایی  مانند پیک نت و خبر آنلاین نام برد و در میان افراد می توان از حمید دباشی و  بهرام مشیری و رضا علامه زاده. حمید دباشی در این موقعیت در سایت سی ان ان  مقاله نوشته و از بزرگ شدنش زیر دست یک مادر شیعه و یک پدر سوسیالیسم و  مخالفت همیشگی با پادشاهی و پایان پادشاهی در ایران گفته و خواسته که  شاهزاده رضا پهلوی باید پایان پادشاهی در ایران را اعلام کند و با حد اکثر  فاصله ممکن از انسانیت برادری را که هنوز چند روزی از خودکشی برادرش نمی  گذرد درگیر کینه های سیاسی خود می کند. از آن سو بهرام مشیری در برنامه  تلویزیونی می گوید که خانواده (پهلوی) به او (علیرضا) فشار آورده بودند که  تو زیاد خود را نشان نده و از همان منابع ناشناخته معروفش خبر نقل می کند و  اینچنین نشان می دهد که بویی از انسانیت و درد مادری سختی کشیده (فارغ از  اینکه از چه خانواده ای باشد) را نمی داند. نمی دانم تا به حال منابع خبری  او را شنیده اید یا نه. مثلا می گوید من با فردی صحبت کردم که از نوع حرف  زدنش از پشت تلفن مشخص بود راست می گوید. احمقانه تر از این هم ممکن است؟&amp;nbsp;  جالب تر آنجاست بهرام مشیری می گوید حریم خصوصی یعنی چه و مگر کسی از درد  دوری پدر و خواهر خودکشی می کند و از این دست سخنان به هم می بافد که هر  کسی نداند فکر می کند خودش تجربه مردن رنج آلود پدر و خودکشی خواهر را  دارد. حریم خصوصی چیزی است که هر خانواده ای در هر مقامی دوست دارد آن را  داشته باشد. رضا علامه زاده هم فرصت را مغتنم شمرده و تفعلی بسیار بی ربط  به 28 مرداد و دیکتاتوری محمد رضا شاه زده . واقعا متاسفم برای هواداران  چنین اشخاصی که اصولا با انسانیت میانه ای ندارد و درد زنی را که همسرش با  رنج تمام مرد و دو فرزندش خودکشی کردند را نمی فهمد.&lt;br /&gt;اینها هوادار یا  پیرو دکتر مصدق هم نیستند و به مانند لاشخور تنها از نام دکتر مصدق  استفاده یا بهتر است بگویم سو استفاده می کنند تا سخنان خود را زور چپان  کنند و دکتر مصدق در واقع به مانند مارک معتبری است که روی جنسی بنجل می  خورد و این جنس بنجل سخنان این افراد است. &lt;br /&gt;اما شخصی که بر خلاف  تصورات من انسانیتش بسیار بیشتر این اشخاص نام برده و سایر افراد اینگونه  بود کسی نبود جز ابراهیم نبوی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=1501594722207949951&amp;amp;isPopup=true" style="color: red;"&gt;بیان دیدگاه ها &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 24 دی 2569&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-6007740892060252946?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/6007740892060252946'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/6007740892060252946'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='ایرانیان و نداشتن حافظه تاریخی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-5712521162219291442</id><published>2011-01-06T13:04:00.000-08:00</published><updated>2011-01-13T23:46:13.702-08:00</updated><title type='text'>17 دی - تاریخ رهایی زن ایرانی از زندان تاریک 1300 ساله</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه  بسیاری از دوستان عزیز می دانند امروز روز 17 دی است. روزی که بزرگ مرد  تاریخ معاصر ایران رضا شاه در پایان یک سیر قوانین که برای احقاق بخشی از  حقوق ضایع شده زنان ایرانی در طول 13 قرن حضور اسلام در این سرزمین ضایع  شده بود حجاب را که عاملی نکبت بار برای عقب ماندگی و نبودن زنان ایرانی در  بطن جامعه بود را ممنوع کرد و نخستین کسانی که این دستور را اجرا کردند  اعضای خانواده رضا شاه و خانواده سایر درباریان بودند و زنان و دختران  ایرانی پس از حق تحصیل و بالا رفتن سن ازدواجشان از 9 سال به 15 سال و  همچنین حق طلاق&amp;nbsp; به زمان خود با جنجالی همراه بود با این دستور از پستوی  خانه ها که در دوران تجرد به دستور پدر و برادر و در دوران تاهل به دستور  همسر در آن بودند بیرون آمدند و به آرزوی خود که از پیش از دوران مشروطه به  دنبال بودند و با شرکت فعال در مبارزات و حتی لباس مردانه بر تن کردن و  اسلحه در دست گرفتن قدرت خود را نشان داده بودند ولی متاسفانه قانون اساسی  مشروطه حتی یک حق رای ساده به زنان نداده بود و هنوز برده مردان بودند. در  هر حال وارد اجتماع شدند و این روند چنان بود که حتی در دوران محمد رضا شاه  که آخوندها و دینکاران به دلیل ضعف محمد رضا شاه در این زمینه و باج  دادنهایش به آنها قدرت بسیار بیشتری داشتند هم نتوانستند دیگر زنان را به  پستوی خانه ها بازگردانند و حتی جمهوری اسلامی با همه زن ستیزی اش نتوانست  زن را به پستوی خانه بفرستد و به همین دلیل است که من معتقدم زن ایرانی  خوشش بیاید یا نیاید و هر عقیده سیاسی و مذهبی داشته باشد حتی راه رفتن خود  در خیابان را به رضا شاه مدیون است و دیگر تحصیل و کار کردن پیشکش. حکومت  رضا شاه هم نهایت تلاش خود را برای امنیت زنان و دختران که اتفاقا از سوی  مردان مذهبی مورد تهدید قرار می گرفت انجام داد.&lt;br /&gt;هر از گاهی برخی  چیزهایی می گویند که مثلا مادربزرگ من پس از این کار رضا شاه چند ماه از  خانه بیرون نرفت و از اینگونه سخنان. بی شک گروهی از زنان یا بازهم از ترس  مردان خانواده شان و یا به دلیل آن حس خود کم بینی و عدم اعتماد به نفسی که  در اثر 13 قرن تحقیر از سوی اسلامیون به ارث برده بودند برایشان این موضوع  سخت و غیر قابل حضم بود ولی بیشتر دختران و زنان جوان به شدت از این موضوع  استقبال کردند و حتی برای تحصیل و کار به دانشکده ارتش هم رفتند که در&amp;nbsp;&lt;span style="color: black; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.box.net/shared/ytuj4p1esq"&gt; این عکسها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; که &lt;span style="color: black; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.box.net/shared/ytuj4p1esq"&gt;عکسهایی از زنان ایرانی پیش و پس از به قدرت رسیدن رضا شاه&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;  است می توانید تصاویری از این دختران دلیر ایرانی ببینید و در عین حال می  توانید غم عمیقی در چهره آن زنان بسته بندی شده با آن حجاب را ببینید و  نکته جالب این است که محبوبیتی که رضا شاه نزد زنان و دختران ایرانی برای  توجه به آنها و احقاق حقوقشان داشت به حدی بود که زمانی که حکومت می خواست  بانک ملی ایران را تاسیس کند و نیاز به پشتوانه&amp;nbsp; یا ارزشی داشت زنان ایرانی  در اقدامی فوق العاده زیبا طلا و جواهرات خود را برای این کار تقدیم کردند  و بانک ملی ایران با پشتوانه طلا و جواهرات زنان ایران تاسیس شد.&lt;br /&gt;تازه  نکته مهمتر آن است که زنان ایرانی پیش از دوران رضا شاه تنها برای حمام  رفتن یا پای منبر آخوند رفتن و یا شرایط خیلی اضطراری از خانه بیرون می  رفتند و در سایر مواقع در خانه بودند و در جامعه حضوری نداشتند. &lt;br /&gt;سالها  روشنفکران حقیقی ایران زمین از پیش از مشروطه در این فکر بودند که این  چادر و لچک (روسری) و از همه بدتر روبند نکبت بار را چگونه از سر و صورت و  در حقیقت از اندیشه زنان ایرانی بردارند و از جماعت دین فروش می ترسیدند و  درواقع به درستی هدفشان این بود زنان ایران وارد جامعه شوند و بفهمند که  تفاوتی با مردان ندارند و جامعه از حالت مردانه خارج شود و شکل انسانی به  خود بگیرد (هر چه جامعه ای بیشتر به سمت جدا سازی انسانها با خط کشی های  مختلف برود آن جامعه از حالت انسانی خود بیشتر دور می شود).&lt;br /&gt;ادعاهای  جمهوری اسلامی و مشتی مجاهد و چپول متعصب که می خواهند ژست دموکراتیک بودن  بگیرند و بگویند باید در اختیار خودشان می گذاشت برای من به آن میزان ارزش  ندارد که بخواهم به آنها پاسخ بدهم و بر خلاف این شبه روشنفکران که در  سراسر صد سال اخیر سرزمین ما بوده اند و به مانند غده سرطانی جامعه ایران  را نابود کرده اند زمانی که از یک شخصیت تاریخی یا یک واقعه تاریخی می  خواهم صحبت می&amp;nbsp; کنم نهایت تلاشم را می کنم تا شرایط آن دوران را بسنجم و  اندیشه خود را به آن دوران ببرم.&lt;br /&gt;گروهی از این فسیل ها (از نظر فکری  نه از نظر سنی) هم که در بدبختی امروز ما نقش داشتند چون شهامت گفتن جمله  اشتباه کردم را ندارند و از سویی نتیجه حماقت خود را می بینند این سخن را  در جامعه پخش کرده اند که آمدن جمهوری اسلامی و اجباری شدن زندان حجاب  احمقانه نتیجه کارهای رضا شاه به ویژه کشف حجاب است. این سخن به آن اندازه  احمقانه است که انسان نمی داند به اندیشه این افراد بخندد یا اشک بریزد از  سطح پایین فکر و شعور و همچنین شجاعت هم میهنانش. گفتن جمله اشتباه کردم  شجاعت می خواهد که در وجود هر کسی نیست و انسانهای بزدلی که این شجاعت  درونشان نیست همیشه از نقش خود در حادثه های بد فرار می کنند و به قول  معروف فرا فکنی می کنند.&amp;nbsp; &lt;br /&gt;همگی مردان سنتی مسلمان را می شناسیم که  چه ویژگی هایی دارند. انسانهایی دیکتاتور که خود را مالک همسر و دختر و  خواهر و حتی گاهی مادر خود می دانند. حال جامعه ای را باید در نظر بگیریم  که بیش از 90 درصد مردانش چنین مردانی هستند. حتی زمانی که دیدگاه های زنده  یاد احمد کسروی را درباره زنان در کتاب &lt;span style="color: black; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.box.net/shared/qqkq8zmmok"&gt;خواهران و دختران ما&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;  با وجود حمایتش از کشف حجاب می خوانیم می بینیم که حتی دیدگاه های کسروی  که در آن زمان یک روشنفکر بوده و نقش غیر قابل انکاری در جنبش روشنگری  ایران داشته بسیار عقب مانده و سنتی و مرد سالارانه است. حال فکر می کنید  اگر آزادی می گذاشت آن مرد به سر همسر و دختر و خواهر خود نمی کوبید که به  خواست او عمل کنند؟ بدون شک همانگونه که امروز هم اینگونه مردها را می  بینیم آنها اصولا میانه ای با آزادی و اینگونه سخنان و حتی زمانی که به  کشورهای مدرن غربی می روند این رویه دیکتاتوری وحشتناک مرد سالارانه ادامه  می کند و امروز در کشورهای غربی مانند فرانسه که زادگاه مدرنیته است کاری  را می کنند که بیش از هفتاد سال پیش رضا شاه در ایران می کرد و زنان مسلمان  را به زور از زیر روبند و آن حجاب وحشتناک بیرون می کشند و تازه آنها را  در اداره پلیس آرایش می کنند و به بیرون می فرستند. &lt;br /&gt;از سویی می  گویند باید مردان را آموزش می داد. این موضوع درست است و این آموزش هم داده  شد و دیدیم در دوران محمد رضا شاه این آموزش ها تاثیر خود را گذاشته بود و  سطح تعصب به بهانه ناموس بسیار کم شده بود ولی یادمان باشد نمی توان احقاق  حقوق نیمی از جامعه ایران را مشروط به آگاهی نیمی دیگر از جامعه کرد.&lt;br /&gt;یکی  دیگر از اهداف رضا شاه این بود که به مردم ایران لباس پوشیدن یاد بدهد تا  دیگر مایه آبروریزی ایران و ایرانی در میان خارجی ها نباشند. شاید خنده تان  بگیرد از این گفته که مگر لباس پوشیدن هم یاد دادن دارد؟ بله دارد. لباس  های ایرانیان پیش از به قدرت رسیدن رضا شاه را اگر ببینید متوجه می شوید.  رضا شاه ابتدا به مردان و پسران ایرانی به ویژه در شهرهای بزرگ و تهران که  خارجی ها رفت و آمد داشتند لباس پوشیدن یاد داد و کت و شلوار و لباس مدرن  بر تن آنها کرد و پس از آن به فکر زنان و دختران افتاد که در این راه سفرش  به ترکیه و دیدارش با کمال آتا ترک بسیار روی عزم او برای برداشتن چادر  سیاه و روبند از سر و روی زنان تاثیر داشت زیرا آتا ترک هم این کار را کرده  بود.&lt;br /&gt;جالب این است که این شبه روشنفکران به کاری رضا شاه در زمینه  لباس مردان کرده اعتراضی نمی کنند ولی به کار او در زمینه پوشش زنان اعتراض  می کنند و این از دو حالت خارج نیست. یا در ذهن خودشان آگاهانه یا نا  آگاهانه میان زن و مرد تفاوتی است و یا تنها برای پریدن و با عرض پوزش جفتک  انداختن به رضا شاه این سخنان را می گویند.&lt;br /&gt;من پیش از این پیرامون  حجاب پست نوشته ام ولی ممکن است شخصی گمان کند که هدف از نبودن حجاب تنها  چیزهایی ظاهری است در حالی که به هیچ وجه اینگونه نیست. حجاب تنها روی مو و  بدن نیست بلکه از آن مهمتر روی اندیشه و روحیه و روان زن است و اصولا  کاربردش در این چهارده قرن تاریخ اسلام همین بوده و از آن برای تو سری خور  بودن زنان و تحقیر کردنشان استفاده شده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال متن سخنان رضا شاه در روز 17 دی سال 2495&amp;nbsp; (1314) را که در جشن فارغ التحصیلی دختران ایرانی گفته شد را می گذارم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;«بی نهایت مسرورم که می بینم خانم ها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی برده­اند، &lt;/span&gt;&lt;/b&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همانطور  که خانم تربیــت اشاره  نمودند، زنهای این کشـــــــور به واسطه خارج بودن  از اجتماع نمی توانستند  استعــــداد و لیاقت ذاتی خود را بروز دهند بلکه  باید بگویم که نمی  توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا  نمایند و بلاخره  خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند و  حالا می رونـــد  علاوه بر امتیـــاز برجستـــه مادری که دارا می باشند از  مزایای دیگر  اجتماع نیز بهره مند گردند.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مــــا  نباید از نظر دور  بــداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمی­آمد یعنی  نصف قوای عامله ی  مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه از زنها برداشته نمی شد  مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شمار نمی  آمدند،  خیلی جای تاسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته  شود و آن  موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه می افتاد و در آن موقع  سرشماری می  کردند و می خواستند تامین آذوقه نمایند.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;من  میل به تظاهر ندارم و  نمی خواهم از اقداماتی که شده است اظهار خوشوقتی  کنم و نمی خواهم فرقی بین  امروز با روزهای دیگر بگذارم ولی شما خانمها  باید این روز را یک روز بزرگ  بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی  کشور استفاده کنید.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;من معتقدم که برای سعادت و ترقی این مملکت باید همه از صمیم قلب کار کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ولی  هیچ نباید غفلت نمایند  که مملکت محتاج به فعالیت و کار است و باید روز  بروز بیشتر و بهتر برای  سعادت و نیک بختی مردم قدم برداشته شود.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شما  خواهران و دختران من،  حالا که وارد اجتماع شده­اید و قدم برای سعادت خود و  وطن خود بیرون گذارده  اید. بدانید وظیفه­ی شماست که باید در راه وطن خود  کار کنید، شما تربیت  کننده­ی نسل آتیه خواهید بود، انتظارمان از شما خانم  های دانشمند این است  که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و  اسراف بپرهیزید.»&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" dir="rtl" style="color: blue;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سعادت آتیه در دست شماست&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;حال چند مصراع کوتاه درباره زن و حجاب از بزرگ شاعر و روشنفکر حقیقی در عصر مشروطه میرزاده عشقی می گذارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;شرم چه؟ مرد یکی بنده و زن یک بند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;زن چه کرده است که از مرد شود شرمنده؟&lt;/div&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;چیست این چادر و روبنده نازیبنده&lt;/div&gt;&lt;div style="color: blue;"&gt;گر کفن نیست بگو چیست پس این روبنده&lt;/div&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;مرده باد آنکه زنان زنده به گور افکنده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  پایان فایلی شامل سه شعر از سه شاعر بزرگ معاصر سرزمینمان درباره حجاب و  برداشتن آن می گذارم که عبارتند از شعر گنج عفت یا زن در ایران از بانو  پروین اعتصامی که پس از سخنرانی رضا شاه آن را سرود و همچنین شعر چادر ایرج  میرزا که یکی از مشهور ترین اشعار این شاعر بزرگ است که به برکت اسلام ناب  محمدی در دوران قاجار محاکمه و به قتل رسید و همچنین چند مصراع از شاعر و  روشنفکر بزرگ عصر مشروطه میرزاده عشقی پیرامون زن و حجاب نیز در&lt;span style="color: black; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt; &lt;a href="http://www.box.net/shared/1nlx0gqaem"&gt;این فایل&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: blue;"&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;همانگونه  که حتما دوستان با خبر شدند در هفته ای که گذشت شاهزاده علیرضا پهلوی در  گذشت و در واقع ایشان در منزل ساده خود در شهر بوستون آمریکا خود کشی  کردند. بدون شک هر ایرانی انسان دوستی با هر عقیده سیاسی فارغ از اینکه  ایشان از چه خانواده ای بودند از در گذشت چنین انسانی که تحصیلات خود را در  رشته ایران شناسی در بهترین دانشگاه های دنیا از پرینستون تا کلمبیا و  هاروارد انجام داده و اصولا اهل سیاست و کار سیاسی نبوده و تنها میهن خود و  تاریخش را دوست داشته در سن 44 سالگی متاثر می شود. ایشان پس از لیلا  دومین فرزند خانواده پهلوی بودند که در این سالها در گذشتند و تحمل مرگ  اینچنینی دو فرزند به ویژه برای مادر و سایر و اعضای خانواده شان بسیار سخت  و وحشتناک است.&lt;br /&gt;هر چند که می دانم این نوشته به چشم شهبانو فرح و  شاهزاده رضا پهلوی نمی خورد ولی بازهم به نوبه خود این مصیبت سنگین را به  تک تک اعضای خانواده پهلوی و هر ایرانی با هر عقیده ای که از این خبر متاثر  شد تسلیت می گویم.&lt;br /&gt;در همین زمینه باید درودی فرستاد به مهندس حشمت  الله طبرزدی که از درون زندان جمهوری اسلامی با شجاعت تمام پیام تسلیت خود  را برای خانواده پهلوی فرستاده و همچنین باید درود فرستاد به دکتر عباس  میلانی برای انصاف و نداشتن حب و بغضی که در مصاحبه تلفنی با بی بی سی  درباره درگذشت شاهزاده علیرضا پهلوی داشتند و هرچه مجریان تلاش کردند چیزی  از زیر زبان ایشان بر علیه خانواده پهلوی بیرون بکشند ایشان با متانت و  آگاهی بسیار پاسخهای منطقی دادند. &lt;br /&gt;دوستان نازنینم مهناز و میترا  توصیه کردند که آدرس ایمیل شهبانو فرح را اینجا بگذارم تا اگر دوستان  خواستند به ایشان ایمیلی برای همدردی بزنند در به در دنبال ایمیل ایشان  نگردند. درست است که با ایمیل ما چیزی تغییر نمی کند ولی در این شرایط روحی  همدردی مردم یک کشور با ایشان شاید کمکی هرچند کوچک در گذار از این مرحله  سخت از زندگی باشد.&lt;br /&gt;امیدوارم شهبانو فرح با شخصیت قویی به عنوان یک زن از ایشان سراغ داریم بتوانند این سختی را هم بگذرانند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;fpahlavi@hotmail.com&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 17 دی 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=2296269254140853588&amp;amp;isPopup=true" style="color: red;"&gt;بیان دیدگاه ها &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-5712521162219291442?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5712521162219291442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5712521162219291442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2011/01/17.html' title='17 دی - تاریخ رهایی زن ایرانی از زندان تاریک 1300 ساله'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-4884553928241361680</id><published>2010-12-30T15:06:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:38:40.363-08:00</updated><title type='text'>نا آگاهی و ترس -  کلید بقای خرافات</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;نمی دانم چند تن از دوستان قرآن را کامل خوانده اند ولی دوستانی که خوانده اند می دانند که علاوه بر احکام چیزهایی برای ترس مسلمانان از الله و همچنین نشان دادن قدرت الله گفته شده که حتی با ساده ترین دستاوردهای دانش نوین بشری که اتفاقا خود مسلمانان هم&amp;nbsp; آنها را می دانند و در مواقعی از آنها استفاده می کنند رد می شود.&lt;br /&gt;به عنوان نمونه در قرآن از زلزله و صاعقه به عنوان چیزهایی که خداوند با قدرت بی انتهای خود برای نابودی کفار می فرستد یاد شده است ( اگر هر کدام از دوستان آیات مربوط به این موضوعات در قرآن را خواستند در کامنتها بگویند تا برایشان بیاورم) یا مثلا از باران به عنوان نشان دادن بزرگواری الله در حق پیروانش یاد شده و باران را الله می فرستد و همین امروز هم در سرزمین خود می بینیم که گروهی برای بارش باران دعا می کنند و باران را از الله می خواهند. به این موارد می توان همه چیزهایی را که مومنین با نام معجزه می شناسند هم افزود.&lt;br /&gt;در دنیای امروز هر کسی با کمترین میزان آگاهی دلیل علمی وقایعی مانند زلزله و صاعقه و بارش باران را می داند و با اندک آگاهی درک می کند که امکان برخی حوادث اصلا و به هیچ عنوان وجود ندارد زیرا با ساده ترین قوانین طبیعت که از سوی انسان کشف شده همخوانی ندارند. حتی در خود کشورهای اسلامزده دلایل وقوع حوادثی مانند زلزله و سیل و بارش باران در دوران تحصیل آموزش داده می شود ولی در 1400 سال پیش کسی دلایل علمی این وقایع را نمی دانست و هرچه در قرآن ( یا کتاب هر دین دیگری ) گفته می شد باید از سوی مسلمانان ( یا پیروان هر دین دیگری ) پذیرفته می شد زیرا در واقع نخستین ادعایی بود که برای توجیه این وقایع مطرح می شد و دانش بشر در هیچ سرزمینی به آن میزان پیشرفت نکرده بود که دلیل حقیقی این وقایع را بیان کند و یا حتی ادعایی دیگر را مطرح کند. پس در واقع در هوش و آگاهی محمد و سایر به وجود آورندگان ادیان ( نسبت به مردم دوران خودشان ) نباید ذره ای شک کرد زیرا آنها از نا آگاهی و همچنین ترس مردم اطراف خود به بهترین نحو ممکن استفاده کردند.&lt;br /&gt;افزون بر همه این چیزهای غیر قابل باور دستگاه ها دین فروشی نیز خودشان دروغهای دیگری هم به اینها افزوده اند و دستگاه دین فروشی تشیع در این زمینه سر آمد است.&lt;br /&gt;در زمان 1400 سال پیش همانگونه که گفتم به دلیل نا آگاهی انسانها چنین چیزهایی را باور کردند. اما حالا باید پرسید چرا امروز انسانهای زیادی که حتی تحصیلات دانشگاهی دارند و دلیل اصلی برخی از این وقایع و همچنین ممکن نبودن برخی دیگر از این وقایع را می دانند آنها را باور می کنند؟&lt;br /&gt;نخست باید بدانیم تحصیلات دانشگاهی برای کسی فهم و شعور نمی آورد بلکه تنها انسان در یک زمینه خاص به گونه تخصصی آموزش می بیند. اگر تحصیلات دانشگاهی و دانشگاه رفتن برای کسی شعور می آورد دانشجویان و دانشگاه رفته های ایران دنبال شریعتی و خمینی و خاتمی و موسوی راه نمی افتادند. حال فاجعه این است که متاسفانه از آغاز روی کار آمدن حکومت دینی تلاش شده دانشگاه به شعبه دیگری از حوزه تبدیل شود و همه علوم که دستاورد دوران مدرن بودند با یک برچسب اسلامی زورچپان شود و مشتی آخوند عمامه ای و کت و شلواری و فاطی کوماندوهای چادر چاقچوری به زور خود را دکتر و متخصص و پروفسور جا بزنند با این وجود تحصیلات دانشگاهی پتانسیل این را دارد که برای برخی افراد پیش زمینه آگاهی را ایجاد کند ولی این بدان معنا نیست که اگر کسی دانشگاه نرفت این پیش زمینه ها در او ایجاد نمی شود همچنان که هر کس هم دانشگاه رفت این پیش زمینه ها در او ایجاد نخواهد شد.&lt;br /&gt;دلیل باور کردن این وقایع در دنیای امروز که سطح آگاهی انسان بسیار بالا رفته تنها و تنها در دو واژه خلاصه می شود و آن دو واژه نا آگاهی و ترس است. پایه به وجود آمدن خرافات نا آگاهی به همراه ترس بود و پایه ماندگاری خرافات تنها و تنها ترس است و انسان با این ترس حتی از ذره ای شک کردن در عقایدش می ترسد زیرا ادیان و مکتب های مختلف و فروشندگان آنها یا مجازاتهایی را برای کسانی که از عقایدشان دست بکشند در نظر می گیرند. این مجازاتها می تواند در همین دنیا باشد یا در دنیای دیگری که ادیان ادعای وجود آن را دارند باشد و یا روی احساسات فرد کار می کنند تا او از دست کشیدن از عقیده اش حس عذاب وجدان داشته باشد ولی در هر حال در بیشتر موارد این ترس است که جلوی شک کردن انسان را می گیرد.&lt;br /&gt;البته حتی در دنیای امروز هم نمی توان از عنصر نا آگاهی در زمینه پایداری خرافات چشم پوشی کرد. هنوز هم ممکن است انسانهایی دلیل علمی برخی وقایع را ندانند یا به آن حد از قوانین حاکم بر طبیعت آگاهی نداشته باشند که بدانند وقوع برخی اتفاقات به هیچ وجه امکان ندارد.&lt;br /&gt;بعد دیگری از نا آگاهی نشناختن دین و یا ایدئولوژیی است که فرد خود را پیرو آن می داند ولی یا اصلا آن را نمی شناسد و به اصطلاح آن را از خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کند به ارث گرفته یا از اصل آن مکتب فکری آگاهی ندارد و تنها چیزهایی را شنیده و خوانده که واسطه ها که همان دین فروشان و خدا فروشان و عقیده فروشان هستند آنها را گفته و یا نوشته اند.&lt;br /&gt;کسانی که هنوز نا آگاه هستند باید تلاش کرد از راه های مختلف ( نه با زور و اجبار ) آنها را آگاه کرد. آگاه کردن این نیست که هر چه خودمان به آن رسیده ایم انتظار داشته باشیم طرف مقابل هم به آن برسد بلکه می تواند تنها یک تلنگر به انسان نا آگاه باشد. حال ممکن است فرد صدای آن تلنگر را دیر یا زود بشنود یا خود را به نشنیدن بزند یا اصلا نشنود.&lt;br /&gt;اما کار سخت در برابر کسانی است که از روی ترس به چیزی عقیده دارند و در آن شک نمی کنند. دین فروشان و خدا فروشان از هر واقعه ای برای تشدید ترس در این افراد استفاده می کنند. اگر باران نیاید آن را به بی حجابی زنان ربط می دهند و اگر سیل بیاید آن را آزمون الهی معرفی می کنند. برای کمک به بیدار شدن این افراد باید کسانی را که از شر این ترس خلاص شدند را به این افراد نشان داد تا به مرور ترس این افراد از بین برود. البته در عین حال دوره به دوره و نسل به نسل این ترس کم می شود و در طول زمان سرانجام از بین می رود و &lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همیشه روشنایی بر تاریکی پیروز است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همانگونه که بسیاری از دوستان می دانند روباه مکار جمهوری اسلامی سید خندان محمد خاتمی بازهم ذات کثیف خود را نشان داد و با نزدیکی انتخابات به اصطلاح مجلس شورای اسلامی از راه هایی برای شرکت فعال اصلاح طلبان در انتخابات آینده سخن گفت. نمی دانم ایرانیان و به ویژه قشر تحصیلکرده و دانشگاه رفته چه زمانی یاد می گیرند فریب آشغالهایی از این دست را نخورند. به امید آن روز.&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;آدینه - 10 دی 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: red;"&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=5547758043068024612&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-4884553928241361680?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/4884553928241361680'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/4884553928241361680'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='نا آگاهی و ترس -  کلید بقای خرافات'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-272368883948274484</id><published>2010-12-23T13:44:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:41:28.557-08:00</updated><title type='text'>جامعه بیگانه پرست به هیچ جا نمی رسد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانی که پیروان وحشی محمد وارد سرزمین ما شدند تا چند نسل مردم ایران را به زور شمشیر وادار به مسلمان بودن و مقدس شمردن پیشوایان عرب اسلام و عبادت کردن به سوی بتخانه قدیمی تازیان که با هوشمندی محمد تبدیل به خانه خدا و محل کسب درآمد سرشار شده بود کردند.&lt;br /&gt;پس از چند نسل دیگر مردم ایران بدون زور شمشیر و از سر عادت اینها را به فرزندان خود می آموختند و تا به امروز این کار ادامه دارد و از یک منظر بسیار وحشتناک تر شده است زیرا در زمان ورود اسلام به ایران تنها ایرانیان به سوی کعبه نماز می خواندند و یا به عبادتش می رفتند ولی امروز علاوه بر سفر به مکه که سالانه میلیاردها دلار از پول این مملکت را به جیب عربها می ریزد بتخانه های دیگری هم در داخل و خارج از ایران از سوی شیعیان عبادت می شود و سالانه میلیاردها دلار از پول این مملکت خرج این حماقت ها و بیگانه پرستی ها می شود و پولش به جیب یک مشت آخوند مفتخوار و عرب می رود و این در حالی است که بسیاری در داخل ایران در آرزوی خوردن یک وعده غذای کامل هستند.&lt;br /&gt;این روکش های طلا و سایر زرق و برقهای حرم این عربها همه و همه یا کاملا با پول ایران و ایرانی ساخته شده و یا بیشترین سهم را در هزینه هایش ایرانیان دارند.&lt;br /&gt;به همین دلیل است که حمله تازیان به سرزمین ما وحشتناک ترین ضربه به ایرانی بوده و ایرانی پس از 1400 سال هنوز نتوانسته کمر خود را راست کند زیرا سایر وحشی هایی که به ایران یا سایر نقاط جهان حمله می کردند غارت می کردند و خراب می کردند ولی اسلام (و مسیحیت که اینجا بحث ما درباره آن نیست) علاوه بر تمام آن جنایات ایدئولوژی خود را ابتدا به زور شمشیر و سپس با شستشوی مغزی به خورد جامعه ایران دادند.&lt;br /&gt;اگر از جنایات وحشیانه تازیان در چهارده سده پیش بگذریم و به همین امروز هم نگاه کنیم می فهمیم که عربها هیچگاه دوست ایران و ایرانی نبوده اند. کشورهایی که به آب و خاک ایران زمین چشم طمع دارند نمی توانند دوست ایران و ایرانی باشند. از سویی چشم طمعشان خلیج پارس را گرفته و مرتب در اجلاس های خود درباره آن بیانیه می دهند و آن نام جعلی اش را به کار می برند و از سوی دیگر در هنگام سفر ایرانیان به آن کشورها بدترین رفتارها با ایرانیان می شود ولی ایرانی باز می رود و همه آن توهین ها را تحمل می کند و پولش را به جیب آنها می ریزد.&lt;br /&gt;منظور فقط سفر ایرانیان به مکه و کربلا و نجف و سوریه نیست. سفر به دوبی هم همانگونه است. ایرانی به کشوری سفر می کند که به تمامیت ارضی و سه جزیره از خاک ایران چشم طمع دارد.&lt;br /&gt;چرا یک عراقی شیعه برای زیارت امام هشتم خود به مشهد نمی آید؟ این عربها پشت سرمان به حماقت ایرانی می خندند و ایرانی بازهم سالی میلیاردها دلار به جیب آن مفتخواران می ریزد ولی آن اندازه در طول این چهارده قرن از خود بیگانه شده که به شیراز می رود و به شاهچراغ که معلوم نیست که بوده و چه غلطی کرده و امروز چه کاری از دستش بر می آید سر میزند و در آنجا پول می اندازد ولی به پاسارگاد و تخت جمشید نمی رود. آن اندازه از خود بیگانه شد که به خراسان می رود و سر قبر رضا که برای زنده ماندن خودش هم کاری از دستش بر نیامده می رود و پول می ریزد ولی به آرامگاه فردوسی و خیام نمی رود.&lt;br /&gt;علاوه بر اینها هزاران امامزاده و از این دست بتخانه ها که معلوم نیست که بودند و چه کرده اند و چرا باید عبادت شوند هم در سطح این کشور وجود دارد و ایرانی به داخل آنها پول می اندازد ولی از شکم فرزندش می زند یا به همسایه و هم میهن و هم نوعش کمک نمی کند.&lt;br /&gt;این است درد ایران و ایرانی.&lt;br /&gt;درد این است که یک لحظه فکر نمی کند که آن مرده ای که از او طلب حاجت می کند اگر می توانست جان خودش را نجات می داد نه اینکه امروز زیر خاک باشد و من و تو ایرانی از او طلب حاجت کنیم.&lt;br /&gt;خیال می کنید پول ریختن در جیب کسانی که به آب و خاک این سرزمین چشم دارند چیزی جز خیانت و وطن فروشی است؟ دقیقا نمود حقیقی خیانت به میهن است و بسیاری از ایرانیان آگاهانه یا نا آگاهانه به میهن خود خیانت می کنند.&lt;br /&gt;فکر می کنید اگر ایرانی بیگانه پرست نبود یک بیمار روانی می آمد جلوی دوربین تلویزیون این مملکت و همه چیزش را شش دانگ به نام یک عربی که اصلا وجود خارجی ندارد سند بزند؟ نه اگر این حرفها خریدار نداشت او این کار را نمی کرد ولی این چرندیات خریدار دارد.&lt;br /&gt;اگر بیگانه پرستی ما نبود کسی می تواسنت سالی میلیاردها دلار به تروریست ها در فلسطین و لبنان پول بدهد و خرابی های جنگی لبنان را در مدت چند ماه باز سازی کند و مردم بخشهایی از ایران هنوز آب و گاز لوله کشی نداشته باشند و به مانند گدایان ماهی چهل هزار تومان جلویشان پرت کند و به جایش قیمت همه چیز چند برابر شود؟&lt;br /&gt;زمانی که مردمی حتی با فقر بسیار به زیارت قبر این عربها می روند و پول خود را به جیب عربهای امروز می ریزند چرا دولت و حکومت این کار را نکند؟ حکومت هر کشوری شایسته همان ملت است و تا زمانی که ما بیگانه پرست باشیم جمهوری اسلامی هم نباشد یک حکومت دیگر از این حماقت های ما استفاده می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 3 دی 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: red;"&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=1671829279994921626&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-272368883948274484?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/272368883948274484'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/272368883948274484'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/12/blog-post_23.html' title='جامعه بیگانه پرست به هیچ جا نمی رسد'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-4086455824032761970</id><published>2010-12-16T12:29:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:56:24.993-08:00</updated><title type='text'>حسین بن علی و ایرانیان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size: 100%;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک مقاله از بانو نادره   افشاری به بخش نوشته های ایشان افزوده ام به نام ((بحران رهبری / عزت الله   سحابی)) که همانگونه که از نامش پیداست پیرامون شخص عزت الله سحابی است که   پیشنهاد می کنم زمان بگذارید و این مقاله مستند را مطالعه کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وبلاگ دیگرم یعنی به یاد رضا فاضلی راهم به روز کردم و دوستان علاقه مند می توانند فایلها را دانلود کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این   روزها روزهایی است که شیعیان برای مردن یک عرب و همراهانش در سده ها    پیش  که خواست به قدرت برسد ولی نتوانست بر سر و سینه می کوبند.&lt;br /&gt;شیعیان    ایرانی ولی نمی دانند که این شخص یعنی حسین بن علی و برادرش حسن چه    جنایاتی  در سرزمینشان کرده و زمانی هم که اسناد تاریخی و حتی تایید یکی    از  تاثیرگذارترین آخوندهای شیعه یعنی شیخ عباس قمی در نفرت حسین از    ایرانیان  را نشانشان می دهی راحت رد می کنند. البته این را هم بگویم که   این امر ویژه  شیعیان  نیست. اصولا هر انسانی که دین یا ایدئولوژی اندیشه   اش را تسخیر  کرده باشد  همینگونه است زیرا دین و ایدئولوژی یک پرده سیاه و   کلفت در  برابر اندیشه و  خرد آدمی می کشند و همه چیز به جای اندیشه و  خرد  با معیار  ایمان سنجیده می  شود حتی اگر در ظاهر چیز دیگری بگویند.&lt;br /&gt;بر   خلاف تصور گروهی مشکل این  نیست که حسین و هر عرب دیگری این جنایات را   در  ایران انجام داده بلکه مشکل  آن ایرانی ناآگاهی است که از او دفاع می  کند و   خودش را برای او پاره می کند وگرنه جنایتکاران داخلی و خارجی  بسیاری در  ایران زمین بوده اند ولی هیچکدام ستایش نمی شوند. مثلا اسکندر  یا چنگیز خان  مغول یا سربازان یا سرداران آنها را ستایش نمی کنند و برای  مردنش اشک نمی  ریزند.&lt;br /&gt;در  اینجا می خواهم به چند نمونه از نقل قول ها  پیرامون حضور  حسین و برادرش   حسن در سرکوب قیام آزادیخواهانه و ضد  استعماری مردم  تبرستان اشاره کنم  ولی  نخست خواهش می کنم روی &lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://img33.imageshack.us/img33/2779/77263189.jpg" style="color: black; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; کلیک کنید تا دیدگاه این سید الشهدا را درباره ایرانیان ببینید و بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;br /&gt;فتوح    البلدان بلاذری - برگ 303 (متاسفانه این کتاب در چند گونه مختلف چاپ   شده  و  در چاپهای مختلف شماره برگی که به حضور حسن و حسین در سرکوبی مردم    تبرستان  اشاره شده متفاوت است).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;br /&gt;زندگانی   امام حسین - پوشینه 1 - برگ 183 -  نوشته زین العابدین رهنما (در  اینجا   ارینب همسر عبدالله برادرزاده حسین می  گوید از شجاعتهای حسین در  جنگهای   آفریقا و تبرستان چیزها شنیده ام).&lt;/span&gt;  &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگانی    امام حسین - پوشینه 2 - برگ 20 - نوشته زین العابدین رهنما (در  اینجا   گفته  می شود که حسین بن علی در سرکوب مردم گرگان به سال 30 هجری  همراه    سرکوبگران علیه مجوسان شمشیر زده است).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;br /&gt;امام حسین و ایران - برگ 25 - نوشته کورت فیشلر و ترجمه ذبیح الله منصوری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;علاوه   بر این اسناد تاریخی در کتابهای معتبر دیگر تاریخی اسلامی مانند تاریخ   طبری و تاریخ طبرستان درباره حضور حسن و حسین در جنایات تازیان در زمان   عثمان در طبرستان ذکر شده. البته شیعه کار را برای خود ساده کرده. این   تاریخ ها را سنی ها و صهیونیست ها درست کرده اند تا حب حسین را از بین   ببرند و از این دست سخنان که ارزش گوش دادن هم ندارد و تنها به درد خنده می   خورد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;حال از این موضوع ارادت و لطف بسیار حسین به ایرانیان بگذریم.!!!!!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;نخست   باید بدانیم که امامت و نجات اسلام و ادامه راه پیغمبر و این دست چرندیات   دروغهای ساخته مفتخواران شیعه است. بنی امیه و بنی هاشم و بنی عباس همگی   باهم فامیل بودند و حسن و حسین و یزید و معاویه همه به طور کلی فامیل  نزدیک  هم بودند و شمر هم دایی ابوالفضل برادر ناتنی حسین بودند و باهم از  زمان  قدیم جنگ قدرت داشتند.&lt;br /&gt;موضوع دیگر این است که چرا شیعیان برای مردن کسی در سده ها پیش اشک می ریزند و بر سر می کوبند؟ خواهش می کنم&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://www.box.net/shared/vjbiqylv1n" style="color: black; font-weight: bold;"&gt; &lt;span style="color: black;"&gt;این عکسها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;   را دانلود کنید و ببینید که چگونه شیعیان خود آزاری می کنند و از سر و   صورت خود خون راه می اندازند. این خود آزاری است و روزی باید بساط این وحشی   بازیها در ایران به ویژه در جاهای عمومی تعطیل شود و بیش از این آبروی   ایران و ایرانی در جهان نرود و ما را نیمه وحشی خطاب نکنند و درود باید   فرستاد به رضا شاه که با همه اشتباهاتش تا زنده بود نگذاشت این وحشی بازیها   و خل و چل بازیها در ایران اتفاق بیفتد که با چاقو و تیزی های دیگر بر سر  و  صورت خود بکوبی تا خون راه بیفتد . خودشان به درک. آن پدر و مادر  بیشعور  که با فرزندشان این توحش را می کنند اگر در یک کشور با قوانین مدرن  بودند  به جرم فرزند آزاری به ساده ترین شکل ممکن به دادگاه کشیده می  شوند. پرسش  دیگر این است چرا همان آدمها مردن نزدیک ترین و عزیز ترین  اشخاص خود را پس  از یک یک سال یا نهایتا دو سال فراموش می کنند ولی پس از  این همه سال برای  مردن حسین که حتی 4 نسل پیش از آنها هم او را ندیده اشک  می ریزند؟ اگر برای  مظلومیت اوست که ایرانیان بسیاری از او مظلوم تر  بودند. به عنوان نمونه  کافی است زندگی بابک خرمدین یا آریوبرزن یا حتی  بسیاری از ایرانیانی که در  همین یک سال اخیر توسط نمایندگان الله و محمد  در ایران به قتل رسیدند را  مرور کنیم و چگونگی مرگشان را ببینیم. آن بانوی  ایرانی که اتومبیل سربازان  اسلام دو بار از روی سرش رد شد کسی برایش اشک  نمی ریزد ولی برای آن عرب  باید اشک ریخت و&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; بی بی سی&lt;/span&gt;   هم در لندن مرتب عزاداری در جاهای مختلف توسط شیعیان را نشان دهد و حسابی   شور حسینی راه بیندازد. به بی بی سی ایرادی نیست. آنها وظیفه دارند در  راه  منافع دولتشان کار کنند بلکه ایراد از آن شیعه نا آگاهی است که با  دیدن  چنین تصاویری جو گیر می شود. یا مثلا کافی است زندگی کسی را که خود   مسلمانان او را قبول دارند یعنی عیسی مسیح را مرور کنیم. تازه او بر خلاف   حسین شمشیر هم در دست نگرفت. این به معنای آن نیست که بنشینیم به جای حسین   برای اینها گریه کنیم بلکه تنها برای مقایسه مظلومیت بود وگرنه نفس گریه   کردن برای کسی که سدها و هزاران سال از مردنش گذشته کاری احمقانه است. جالب   تر این است که خود شیعیان می گویند خواست خدا بوده و اکنون حسین در بهشت   است. اگر خواست خدا بوده و حسین هم در بهشت مشغول شیر خوردن و عسل خوردن و   شراب خوردن و عشقبازی با حوریان بهشتی و دریدن بکارتشان است چرا برایش  گریه  می کنند؟ آیا با خواست خدا مخالفت می کنند؟ البته چرندیاتی در این  باره  وجود دارد که اصلا توهین به همان خداوندی است که شیعیان می گویند  عادل است.  اینکه می گویند هرکس برای حسین اشک بریزد هر گناهی داشته باشد  بخشوده می  شود و حسین پیش خدا شفاعت او را می کند. این بدان معناست که  دستگاه داوری  همان خدا بر مبنای عدل نیست بلکه بر مبنای پارتی بازی است و  کسی می تواند  هر غلطی خواست بکند و برای حسین اشک بریزد و حسین برایش  پارتی بازی می کند و  از سویی اگر کسی این را بداند و باور داشته باشد و  گریه کند نشان می دهد  که برای حسین گریه نمی کند بلکه اشک می ریزد که گناه  خودش بخشوده شود. تازه  اصلا نیازی به پارتی بازی نیست. حسین روی حرف خدا  هم حرف می زند و زمانی  که برایش از سوی خدا فرشته ارسال شده گفته نمی  خواهم.!!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موضوع  دیگر درباره شهربانو است که شیعیان او را  مادر چهارمین امام خود و دختر  یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی می دانند که  در حد یک قصه احمقانه و افسانه  است. یزدگرد سوم به هنگام جنگ قادسیه تنها  22 سال داشت و جالب این است که  می گویند شهربانو یکی از چهار فرزند او  بوده است. درست است که عربها به سنت  پیشوایان دینشان بچه باز بوده اند ولی  دیگر مگر یزدگرد از چند سالگی به  بلوغ جنسی رسیده که بتواند چهار فرزند  داشته باشد و شهربانو به سن ازدواج  رسیده باشد؟ نکته جالب دیگر این است که  حسین بن علی در زمان جنگ قادسیه و  سقوط یزدگرد تنها 12 سال داشته و  چهارمین امام شیعیان بر طبق گفته خود  شیعیان در سال 38 هجری (22 سال پس از  جنگ قادسیه) به دنیا آمده. حال  شهربانو در این مدت بیش از بیست سال چرا  بچه دار نشده مشخص نیست؟&lt;br /&gt;حماقت صد در صد از این داستان شیعیان می بارد ولی ایمان که باشد احمقانه ترین چیزها هم پذیرفتنی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان   احمقانه دیگر قرآن خواندن سر بریده حسین در سر نیزه است که اصلا حماقت از   آن موج می زند و از روی این چرندیات می توان چند فصل سریال طنز فوق  العاده  ساخت و همه را پای تلویزیون میخکوب کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;21 آذر سالروز پس گرفتن آذربایجان از همسایه استعمارگر ایران یعنی روسیه   (شوروی سابق) بود. میهن فروشان همیشگی در سرزمین ما یعنی کمونیست ها و در   راس همه پیشه وری و فرقه دموکرات هم به شدت از این جدا شدن تکه ای از خاک ایران توسط   رفقایشان در مسکو حمایت می کردند و در این راه تلاش کردند ولی خوشبختانه به   اهداف کثیف خود نرسیدند و آذربایجان با دلیری مردم آن و شم سیاسی احمد   قوام و همچنین کمک دولت وقت آمریکا به ریاست جمهوری ترومن حفظ شد و شوروی   پس از زمان رضا شاه بار دیگر در جدا کردن آذربایجان ناکام ماند و مزدوران و   رفقایش در داخل ایران که شاگردانشان تا امروز هم هستند رسوا شدند.&lt;br /&gt;می   دانید انگلیس و روسیه برای تفرقه افکنی میان ایرانیان و ساده تر شدن تجزیه   ایران چه چیزی را میان ما رواج دادند؟ اینکه یکدیگر را مسخره کنیم. برای  هم  جوک بسازیم و از یکدیگر بدمان بیاید و به یکدیگر برچسب بزنیم. برای  آذری و  کرد و لر و رشتی و اصفهانی جوک ساختیم یا گفتیم مردم فلان شهر  اینگونه  هستند و آنگونه نیستند و ما از آنها خوشمان نمی آید. این چرندیات  وارد  فرهنگ جامعه ایران شده است تا میان ایرانیان تفرقه بیندازد و تجزیه  این  کشور چند فرهنگ و چند زبان ساده تر باشد و استعمارگران روی حماقت ما  حساب  می کنند و برنامه های خود را می چینند و متاسفانه ما یکبار هم آنها  را از  حماقت خود نا امید نکرده ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 26 آذر 2569&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 2:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;30 آذر تاریخ جشن باستانی یلدا را که یاد آور زایش میترا در افسانه های کهن ایرانی است به همه عاشقان این سرزمین و فرهنگ آن تبریک و خجسته باد می گویم.&lt;br /&gt;ما ایرانیان مردم شادی بودیم تا پیش از ورود تازیان. باید این جشن های باقی مانده از نیاکانمان را زنده نگه داریم و در هر شرایطی که هستیم و می دانم که شرایط بسیار سختی است شاد باشیم و نگذاریم این حکومت به هدف خود که همانان پاشیدن و بارور کردن بذر غم و اندوه و نا امیدی در این سرزمین است برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکشنبه - 28 آذر 2569&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 100%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 100%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: red;"&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=1046956664444978426&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-4086455824032761970?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/4086455824032761970'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/4086455824032761970'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/12/blog-post_16.html' title='حسین بن علی و ایرانیان'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-5516269742046560107</id><published>2010-12-07T22:48:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:55:55.934-08:00</updated><title type='text'>علی شریعتی - تئوریسین ولایت فقیه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک کتاب به کتابخانه وبلاگ افزوده ام که ویرایش تازه یک نویسنده از یکی از کتابهای پیشین خود است. نام کتاب ((خشونت - زنان و اسلام)) است و نویسنده آن بانو نادره افشاری است که در این ویرایش تازه تقریبا یک کتاب تازه به وجود آورده اند و آن ویرایش پیشین شاید یک دوم یا یک سوم حجم این ویرایش تازه را تشکیل دهد و باقی در ویرایش تازه افزوده شده است. دوستانی که ویرایش پیشین این کتاب را خوانده اند ویرایش تازه را حتما بخوانند زیرا نوشته های تازه و ارزشمندی به کتاب افزوده شده است و دوستانی هم که نخوانده اند جای خود دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این هفته پس از چند ماه وبلاگ دیگرم یعنی وبلاگ ((به یاد رضا فاضلی)) را به روز کردم و امیدوارم دوستان به آنجا هم بروند و فایلها را دانلود کنند و استفاده کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مرد را معلم انقلاب اسلامی می دانند. گروه های مختلف از جمهوری اسلامی به ویژه جناح اصلاح طلب آن تا کسانی که خود را ملی مذهبی می نامند (که حتی نمی دانند یک پارادوکس وحشتناک در این دو واژه است) مانند نهضت آزادی تا مجاهدین و حتی گروهی از چپ ها خود را پیرو او می دانند. دلیل این رنگارنگی هوادارانش این است که هر گروه می تواند دیدگاه های مطبوع خود را در سخنان او بیابد که حتی گاهی تضاد صد و هشتاد درجه ای در دیدگاه هایش پیدا می شود.&lt;br /&gt;او کسی است که جامعه تحصیلکرده و به اصطلاح آگاه ایران به دنبال او راه افتاد.&lt;br /&gt;هوادارانش می گویند در فرانسه تحصیل کرده و دکترا گرفته (با آن تز جالبش). او کسی بوده که به ادعای هوادارانش در قلب دنیای مدرن زندگی کرده ولی سخنانش هیچ نشانی از یک انسان مدرن ندارد.&lt;br /&gt;در این پست می خواهم با آوردن چند نقل قول و توصیه به خواندن یا گوش دادن چند کتاب و سخنرانی از علی شریعتی به این نکته بپردازم که چرا جمهوری اسلامی و هواداران ولایت فقیه خود را پیرو دیدگاه های او می دانند و ببینیم این پیروی تا چه میزان درست و مستند است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افراد یک امت از هر رنگ و خون و خاک و نژاد یک گونه می اندیشند و ایمان یکسانی دارند و در عین حال در برابر یک رهبری مشترک اجتماعی تعهد دارند &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(امت و امامت - مجموعه آثار شماره 26 - برگ 402).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام متعهد نیست که همچون رئیس جمهوری آمریکا یا مجری برنامه شما و رادیو مطابق ذوق و پسند مشتری ها عمل کند و تعهد ندارد که تنها خوشی و شادی و برخورداری به افراد جامعه اش ببخشد بلکه می خواهد و متعهد است که جامعه را به سوی تکامل رهبری کند حتی اگر این تکامل به قیمت رنج افراد باشد &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(همان منبع - برگهای 402 و 403).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیاست از حکومت مفهوم دیگری دارد. عمل حکومت اداره نیست. نگه داری مردم نیست که احساس خوشی و راحتی و آزادی مطلق فردی داشته باشند. سیاست هدفش تحقق همه حقوق فردی جامعه نیست بلکه به معنای رنج دادن و رنج بردن و تزکیه و تصفیه و رام کردن و آماده کردن یک موجود است برای هدفی &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(همان منبع - برگهای 403 و 404).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام در کنار قدرت اجرایی نیست. هم پیمان و هم پیوند دولت نیست.نوعی همسازی با سیاست حاکم ندارد.او خود مسئولیت مستقیم سیاست جامعه را داراست و رهبری مستقیم اقتصاد - فرهنگ - ارتش - سیاست خارجی و اداره امور داخلی را داراست. امام هم رئیس دولت است و هم رئیس حکومت &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(همان منبع - برگ 592).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توده های عوام مقلد منحط و بنده واری که رای شان را به یک سواری خوردن یا یک شکم آبگوشت به هرکه بانی اهدا می کند و تازه اینها غیر از آراء اسیر گوسفندی و آراء راس هاست (اس واحد لاغ و گاو و شتر و دام های دیگر است). رهبری نمی تواند خود زاده آراء عوام و تعیین شده پسند عموم و برآمده از متن توده منحط باشد &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(همان منبع - برگهای 504 و 604 و 619 و 620 و 624 و 627).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اختلاف من با روحانیون سنتی اختلاف پدر و پسری است در داخل یک خانواده بنابراین کماکان انتقاد می کنم اما در برابر بیگانگان تسلیم محض آنها هستم. من همیشه قوی ترین و مومنانه ترین و متعصبانه ترین دفاع را از روحانیت کرده ام. دفاع و نگاهبانی و جانبداری از این جامعه علمی (درسهای آخوندی هم از دید این تحصیلکرده فرانسه علم شناخته می شود) وظیفه هر مسلمان مومن است &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(اسلام شناسی - جلد 3 - مجموعه آثار شماره 18 - برگهای 14 و 15).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پرتو هدایت امام (رهبر) امت حرکت و جهت حرکت خویش را گم نمی کند &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(شیعه یک حزب تمام - مجموعه آثار شماره 7 - برگ 47).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبول و ارزش همه عقاید و اعمال منوط به اصل ولایت است &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(اسلام شناسی  - جلد 1 - مجموعه آثار 16 - برگ 86 و حسین وارث آدم - مجموعه آثار 19 - برگ 99).&lt;/span&gt; زمانی این دیدگاه جالب تر می شود که با دیدگاه خمینی در کتاب ولایت فقیه مقایسه شود که می گوید: قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(ولایت فقیه - برگ 46).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امامت منصبی است الهی و نه شورایی و انتخابی. امام یق ذاتی است ناشی از ماهیت خود امام نه ناشی از عامل خارجی انتخاب &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(همان منبع - برگهای 151 و 167).&lt;/span&gt; جالب این است شباهت عجیبی بین این دیدگاه شریعتی با دیدگاه شیخ کلینی در اصول کافی و روح الله خمینی در ولایت فقیه وجود دارد&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt; (اصول کافی - جلد 2 - برگ 25 و ولایت فقیه - برگهای 21 و 70).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اوج ایدئولوژی زدگی و دگماتیسم علی شریعتی در نقل قول ترکیبی زیر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئولیت امام ایجاد یک انقلاب شیعی است. مسئولیت گستاخ بودن در برابر عوام و در برابر پسند عوام و مسئولیت شلاق زدن بر ذوق و ذائقه و انتخاب عوام. رسالت سنگین رهبری در راندن جامعه و فرد از آنچه که هست به سوی آنچه که باید باشد به هر قیمت ممکن و بر اساس یک ایدئولوژی ثابت است. اگر اصل را در سیاست و حکومت به دو شعار رهبری و پیشرفت یعنی تغییر انقلاب مردم قرار دهیم آنوقت انتخاب این رهبری به وسیله افراد همین جامعه امکان ندارد زیرا افراد جامعه هرگز به کسی رای نمی دهند که با سنت ها و عادات و عقاید و شیوه زندگی آنها مخالف است. کسی که با کودکان به سختی برخورد می کند و آنها را در یک نظم دقیق متعهد می کند و به آنها درس جدید می دهد مسلما رای نخواهد آورد. امام مسئول است که مردم را بر اساس مکتب اسلام پرورش دهد و علیرغم میزان آراء رهبری باید به صورت مستمر به شیوه انقلابی نه دموکراتیک ادامه یابد. او هرگز سرنوشت انقلاب را به دستهای لرزان دموکراسی نمی دهد &lt;span style="color: #3333ff; font-size: 85%;"&gt;(امت و امامت - برگهای 504 و 505 و 521 و 601 و 602 و 630 و 631 - مسئولیت شیعه بودن - مجموعه آثار شماره 7 - برگهای 248 و 249 و 254 و 264 - شیعه مذهب اعتراض - مجموعه آثار شماره 19 - برگ 268).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینها تنها نمونه هایی اندک از دیدگاه این دکتر تحصیلکرده فرانسه بود تا کسانی که علاقه دارند او را بشناسند بروند و کتابهایش را بخوانند یا سخنرانی هایش را گوش دهند. دوستان برای دانلود کتابها یا سخنرانی های علی شریعتی می توانند به&lt;span style="color: black; font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://sazekhamosh.blogfa.com/post-132.aspx" style="font-weight: bold;"&gt; اینجا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; و &lt;span style="color: black; font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://shariati.nimeharf.com/Shariati/article-1101/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C" style="font-weight: bold;"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; مراجعه نمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آینده بازهم درباره شریعتی از دیدگاه های مختلف خواهم نوشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 1:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;یکی از دوستان وبلاگ نویس خوبم به نام روزبه از همه دعوت کردند برای رسیدن به یک قانون اساسی مدرن و امروزی به وبلاگشان مراجعه کنند. از همه کسانی که وبلاگ بنده را می خوانند هم می خواهم که خودشان در این کار در وبلاگ ایشان شرکت کنند و هم از خواننده های وبلاگشان بخواهند که به این وبلاگ رفته و در این تلاش سهیم شوند. برای رفتن به وبلاگ ایشان روی لینک زیر کلیک کنید.&lt;br /&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://sokhanichand.blogspot.com/" style="color: black; font-weight: bold;"&gt;سخنی چند&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 2:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دوست عزیزم کوروش بیخدا تالار گفتگویی را معرفی کردند که من چند روزی است در آن عضو شده ام و بحث های خوبی در آنجا ادامه دارد. عضو شدن در این سایت بسیار ساده است و دوستانی که به بحث در هر زمینه ای به ویژه مبارزه با خرافات و مسائل سیاسی علاقه دارند در این سایت عضو شوند. برای رفتن به این سایت روی لینک زیر کلیک کنید.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://www.daftarche.com/" style="color: black; font-weight: bold;"&gt;سایت دفترچه&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 19 آذر 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: red;"&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=7972044707839516555&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-5516269742046560107?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5516269742046560107'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5516269742046560107'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/12/blog-post_07.html' title='علی شریعتی - تئوریسین ولایت فقیه'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2080888624786387586</id><published>2010-11-30T02:53:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:55:13.305-08:00</updated><title type='text'>پیرامون جملاتی پرکاربرد در دین اسلام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست باید بگویم که شماره 52 ماهنامه بیداری هم منتشر شد و به مانند سایر شماره های این نشریه ارزشمند و مبارز با خرافات مطالبی بسیار با ارزش در راه مبارزه با خرافات در این نشریه است که می دانم تعدادی از دوستان منتظر شماره تازه این نشریه بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک مقاله بسیار جالب و ارزشمند هم از آقای مهدی خلجی به کتابخانه وبلاگ افزوده ام که نام آن ((اسلام اروتیک و اسلام زنباره)) است که پیشنهاد می کنم چند دقیقه ای زمان بگذارید و این مقاله را مطالعه کنید زیرا نکاتی در آن است که تا به حال در جایی نخوانده اید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برویم به سراغ این جملات:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;1- الله اکبر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این جمله بر خلاف تصور عموم مسلمانان که گمان می کنند به معنای ((الله بزرگ است)) می باشد چنان معنایی ندارد بلکه معنایش ((الله بزرگتر است)) می باشد. برای گفتن ((الله بزرگ است)) به زبان عربی باید گفت: ((الله کبیر)) نه ((الله اکبر)).&lt;br /&gt;این جمله یادگار دوران پیش از اسلام و زمانی است که حدود 360 بت در کعبه بود و به مانند بسیاری از سنت های آنها مانند حج و برده فروشی و کنیز فروشی و خرافه هایی مانند جن  این جمله هم وارد دین اسلام شده است. در آن زمان ((الله)) نام بزرگترین بتی بود که در خانه کعبه وجود داشت و به همین دلیل در توصیف الله می گفتند ((الله اکبر)) و اصلا نام الله چیزی نیست که محمد آن را اختراع کرده باشد. نام عبدالله (بنده الله) چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام یکی از نامهای رایج میان اعراب بوده است و حتی نام پدر محمد هم عبدالله بوده.&lt;br /&gt;حال گروهی برای ماله کشی در معنای این جمله از خودشان چیزی می افزایند که انسان می ماند در این دو واژه چند خط معنی قرار است باشد. این گروه در معنا و یا بهتر است بگویم تفسیر این جمله می گویند ((الله بزرگتر از آن است که توصیف شود)).&lt;br /&gt;نخستین چیزی که در پاسخ به این ماله کشان باید گفت این است که : &lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;موجودی که توصیف نشود وجود خارجی ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پس از این باید پرسید که الله از چه نظر بزرگ است؟ از نظر جسمی یا از نظر شخصیتی؟ چه از نظر جسمی باشد و چه از نظر شخصیتی کاملا قابل توصیف است.&lt;br /&gt;در واقع این چیزی که این گروه در تفسیر این جمله می گویند به مانند همان تفسیرهای قرآن است که برای تعطیل نشدن کار و کاسبی خود و نا آگاه نگه داشتن مردم معنای قرآن را به خواست خود و برای منافع خود تغییر می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;2- اشهد ان ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در اسلام چند جمله پر کاربرد با این پیشوند وجود دارد مانند ((اشهد ان لا اله الا الله)) که به معنای ((شهادت می دهم خدایی جز الله نیست)) می باشد یا ((اشهد ان محمد الرسول الله)) که به معنای ((شهادت می دهم که محمد فرستاده الله است)) می باشد و همچنین شیعیان خودشان جمله ای ساختند که عبارت است از ((اشهد ان علی ان ولی الله)) که به معنای ((شهادت می دهم که علی ولی الله است)) می باشد.&lt;br /&gt;برای بررسی چنین جملاتی نخست باید ببینیم شهادت دادن به چه معناست و در چه زمانهایی انسان شهادت می دهد.&lt;br /&gt;شهادت هایی که انسان از دیدگاه منطقی می تواند بدهد از دو حال خارج نیست: 1 - یا به وقوع حادثه ای که با یکی از حواس پنچگانه انسانی (که معمولا بینایی است) شهادت می دهد که اکثریت مطلق شهادت ها اینگونه است. 2 - حالت دوم حالتی است که شخصی در یکی از علوم تخصصی داشته باشد و در آن زمینه شهادت بدهد.&lt;br /&gt;جملاتی که در بالا مرور کردیم هیچکدام در زمینه ای تخصصی نیستند و همگی جزو دسته اول شهادت ها هستند یعنی چیزهایی که انسان باید با یکی از حواس پنچگانه خود (که معمولا بینایی) است به آنها شهادت دهد.&lt;br /&gt;هیچکس تا به حال موجودی به نام خدا را با حواس پنگانه خود حس نکرده که حالا بخواهد شهادت بدهد که خدایی جز الله نیست و طبیعتا الله را اگر کسی با حواس پنجگانه خود حس نکرده باشد نمی تواند شهادت بدهد که محمد فرستاده او و علی ولی او باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که بسیاری از دوستان می دانند دیروز میزبانان دو جام جهانی 2018 و 2022 انتخاب شدند. روسیه به عنوان میزبان جام جهانی 2018 و قطر به عنوان میزبان جام جهانی 2022.&lt;br /&gt;جمعیت قطر در حال حاضر به دو میلیون هم نمی رسد و درباره وسعت و بزرگی آن هم چیزی نگویم بهتر است. قطر به اندازه نوک سوزن در نقشه با آن آب و هوای وحشتناک در فصل تابستان که جام جهانی در این فصل برگزار می شود میزبانی جام جهانی می گیرد و مسئولین احمق کشور ما هنوز دنبال این انرژی هسته ای آشغال خود هستند. پاسپورت ایرانی در هیچ جای جهان به جز چند کشور از ایران بدبخت تر هیچ اعتباری ندارد.&lt;br /&gt;فاجعه بزرگ اینجا نیست. فاجعه بزرگ زمانی است که تبلیغات مسابقات شروع شود و به جای حلیج فارس نام جعلی آن گذاشته شود و مسئولان جمهوری اسلامی هم هیچ غلطی نخواهند کرد زیرا منافعشان در خطر است و اصولا به قول آن شیخ شکم گنده سید حسن نصرالله اینها خودشان هم عرب هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 12 آذر 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: red;"&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=1419893960427652852&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2080888624786387586?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2080888624786387586'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2080888624786387586'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='پیرامون جملاتی پرکاربرد در دین اسلام'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-1441926130165809363</id><published>2010-11-20T08:45:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:54:46.428-08:00</updated><title type='text'>تئوری ناسخ و منسوخ یا راهی برای توجیه تناقضات؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهار مقاله از آقای مردو آناهید به کتابخانه وبلاگ افزودم و بخشی را به مقالات ایشان اختصاص دادم. هر چهار مقاله درباره پدیده خطرناکی برای اندیشه انسان به نام ایمان است که عبارتند از: باور خردمند ایمان نیاوردن است - خرد را از تاریکخانه ایمان آزاد کنیم - در ایمان ماهیت پدیده ها گم می شوند و ایمان زندانبان آزادی است. امیدوارم از این مقالات ارزشمند استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانی که دین فروشان اسلامی به جایی رسیدند که فهمیدند با هیچ گونه تفسیر و ماله کشی روی برخی تناقضات قرآن را نمی توان پوشاند نظریه و تئوریی را معرفی کردند به نام ((ناسخ و منسوخ)) بدان معنا که الله هر زمان حس کرده که یکی از دستوراتش دیگر امکان اجرا شدن ندارد یا بهتر است بگوییم اجرایش به سود محمد و سایر مسلمین نبوده دستور دیگری فرستاده و این دین فروشان در این زمینه به دو آیه قرآن هم استناد می کنند و اتفاقا استنادشان درست است زیرا خود محمد هم گرفتار این تناقض ها بوده و این دو آیه برا توجیه آنها آورده ولی نه محمد نه هیچکدام از مسلمین حتی یک لحظه فکر نکردند که این نظریه و تئوری ناسخ و منسوخ آسمانی بودن و در لوح محفوظ بودن این کتاب از روز نخست و همچنین آگاهی الله از آینده و غیب را که خودش بارها در قرآن گفته با یک چالش حل نشدنی مواجه می کند و در واقع بدان معنا می شود که قرآن برای منافع لحظه ای و زمانی مسلمانان به وجود آمده است و نوشته ها و دستوراتش به هیچ وجه مقدس نیست (اصولا هیچ چیزی مقدس نیست) و اتفاقا این کاملا درست است.&lt;br /&gt;حال می خواهم چند آیه از قرآن را در اینجا بنویسم.&lt;br /&gt;ابتدا دو آیه ای که دین فروشان امروز به آنها برای این نظریه و تئوری استناد می کند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;106 بقره - هر حکمی را نسخ کنیم یا آن را به دست فراموشی بسپاریم بهتر از آن یا مانندش را می آوریم. مگر ندانستی که خدا بر هر کاری تواناست؟&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;101 نحل - و هنگامی که آیه ای را به آیه ای دیگر تبدیل کنیم و حکمی را نسخ کنیم و خدا بهتر می داند چه حکمی را نازل کند. آنها می گویند تو افترا می بندی ولی بیشتر آنها نمی دانند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال آیات دیگری را می نویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;59 انعام - کلیدهای غیب تنها نزد خداست و جز او کسی آن را نمی داند و آنچه را در خشکی است می داند و آنچه را در دریاست می داند و هیچ برگی فرو نمی افتد مگر اینکه آن را می داند و هیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی روشن ثبت است.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;61 یونس - در هیچ حال و اندیشه ای نیستی و هیچ بخشی از قرآن را تلاوت نمی کنی و هیچ عملی را انجام نمی دهید مگر اینکه ما ناظر بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن می شوید و هیچ چیز در زمین و آسمان از پروردگار تو مخفی نمی ماند به اندازه سنگینی ذره ای و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن مگر اینکه در کتاب آشکار و لوح محفوظ ثبت شده است.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 هود - هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر آنکه روزی او از خداست. او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را می داند. همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;75 نمل - هیچ موجودی پنهان در آسمان و زمین نیست مگر آنکه در کتاب مبین ثبت است.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 سبا - کافران گفتند: قیامت هر گز به سراغ ما نخواهد آمد. بگو آری به پروردگارم سوگند که به سراغ همه شما خواهد آمد. خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذره ای در آسمانها و زمین از علم او دور نخواهد ماند و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر مگر اینکه در کتاب مبین ثبت است.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22 حدید - هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما رخ نمی دهد مگر اینکه همه آنها را قبل از اینکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خداوند آسان است.&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;145 آل عمران - هیچکس جز به فرمان خدا نمی میرد. سرنوشتی است تعیین شده. هرکس پاداش دنیا را بخواهد از آن به او خواهیم داد و هرکس پاداش آخرت را بخواهد از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش خواهیم داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا این خداوندی که همه چیز را در کتاب و لوح محفوظ خود می دانسته آن اندازه خود را زحمت نداده که از ابتدا با استفاده از آگاهی خود از غیب و آینده قوانین درست و بدون نیاز به اصلاح را نفرستاده؟ خود این ناسخ و منسوخ که برای توجیه و ماله کشی تناقض های قرآن آمده دچار تناقضی بسیار بزرگتر گردیده است.&lt;br /&gt;قضاوت با شما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 1:&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black; font-size: 78%;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;دیروز 25 نوامبر برابر با 4 آذر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بود. امیدوارم روزی جوامع اسلامزده نیز درک کنند که هیچ انسانی به دلیل نوع جنسیت خود برتری حقوقی و بیولوژیکی بر انسان دیگر ندارد. به همین بهانه نوشته ای با نام ((زنان و خشونت)) از بانو نادره افشاری را به بخش نوشته های ایشان در کتابخانه وبلاگ افزوده ام و توصیه می کنم خواندن آن را از دست ندهید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت 2:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که شک ندارم بیشتر دوستان می دانند آلبوم تازه شاهین نجفی با نام سال خون منتشر شده است و به مانند همه کارهای این هنرمند عزیز بسیار عالی است. دوستان عزیزی که آلبوم را می خواهند از لینک زیر همه آهنگهای آن را دانلود کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://www.bargmusic6.com/article900.htm" style="color: black; font-weight: bold;"&gt;دانلود آلبوم سال خون شاهین نجفی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 5 آذر 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b style="color: red;"&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=6406435826870741058&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-1441926130165809363?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1441926130165809363'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1441926130165809363'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/11/blog-post_20.html' title='تئوری ناسخ و منسوخ یا راهی برای توجیه تناقضات؟'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-2843308510945354323</id><published>2010-11-15T07:01:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:54:29.828-08:00</updated><title type='text'>خرافه ای به نام دعا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه ما در زندگی انسانهای بسیاری را دیده ایم که برای به وقوع پیوستن یا به وقوع نپیوستن اتفاقی در زندگی خود دست به دعا بر می دارند و دعا می کنند. حتی خود من و مطمئنم انسانهایی که عقایدشان تا حدی به من نزدیک است هم در زندگی خود به ویژه در زمانی که هنوز ایمان مذهبی در وجودشان بوده این کار را کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته جالب توجه این است که کسانی که دعا می کنند در عین حال مرتب جملاتی مانند: ((هرچی خدا بخواد)) یا ((الله اعلم)) یا ((حتما حکمتی بوده)) یا ((خدا عادل است)) را بر زبان می آورند و چنین جملاتی را بر زبان آوردن و اعتقاد داشتن به آنها با نفس دعا کردن در تناقض آشکار است. اگر به هر چه خدا بخواهد (به فرض اینکه خدایی وجود دارد و همه چیز به خواست اوست) راضی هستیم و به حکیم بودن و عادل بودن او اعتقاد داریم پس چرا دست به دعا می بریم که فلان اتفاق بیفتد یا نیفتد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این موضوع ویژه اسلام و مسلمانان هم نیست و در همه ادیان وجود دارد اما چون مشکل امروز سرزمین ما در اسلام و تسخیر اندیشه ایرانیان توسط این دین است من نمونه هایی  از کتاب مقدس مسلمانان قرآن را برای خرافه بودن دعا اینجا مطرح می کنم تا ببینیم که حتی متن خود قرآن هم با دعا کردن تناقض آشکار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;23 انبیاء - هیچکس بر کار او (خداوند) نمی تواند خرده بگیرد ولی در کارهای آنها (خدایان دیگر) جای پرسش و ایراد بسیار است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;11 تغابن (تغبن) - هیچ مصیبتی رخ نمی دهد مگر به اذن خدا و هر کس به خدا ایمان آورد خدا قلبش را هدایت می کند و خدا به همه چیز داناست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;2 انعام - او کسی است که شما را از گل آفرید و سپس مدتی معین شد و اجل حتمی نزد اوست و از آن آگاهی دارد. با این وجود باز تردید می کنید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;59 انعام - کلیدهای غیب تنها نزد اوست و جز او کسی آن را نمی داند. آنچه در خشکی و دریاست می داند. هیچ برگی از درختی نمی افتد مگر اینکه از آن آگاه است و نه هیچ دانه ای در مخفیگاه زمین و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد جز اینکه در کتاب خدا ثبت است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;74 نمل - پروردگار تو آنچه را در سینه هایشان نهفته و آنچه را آشکار می دارند می داند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;145 آل عمران - هیچکس جز به فرمان خدا نمی میرد . سرنوشتی است تعیین شده. هرکس پاداش دنیا را بخواهد از آن به او خواهیم داد و هرکس پاداش آخرت را بخواهد از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش خواهیم داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;22 حدید - هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی دهد مگر آنکه همه آنها را پیش از اینکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خدا آسان است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این آیات و آیات دیگری در قرآن به سادگی بیانگر این نکته است که همه چیز از پیش از سوی الله تعیین شده است (فعلا کاری ندارم که این موضوع تا چه حد درست و منطقی است). زمانی که قرآن با چنین صراحتی که اوج آن در آیه 22 سوره حدید است این نکته را بیان می کند دیگر دعا کردن از سوی مسلمانان برای چیست؟ زمانی که این الله در آیه 74 سوره نمل آگاهی خود را از همه پنهانکاریهای انسانها می گوید دیگر چه نیازی است که انسان خواستش را به زبان بیاورد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن دین فروشانی که دعا کردن را تبلیغ می کنند هم برای حفظ کار و کاسبی خودشان و هم برای نا آگاه ماندن مردم که لازمه سراپا ماندن کار و کاسبی آنهاست این کار را می کنند وگرنه خودشان کافی است کوچکترین مشکلی برای سلامتیشان پیش بیاید و آن زمان است که یا به بهترین بیمارستانهای دنیا می روند و یا بهترین تیم های پزشکی دنیا را برای زنده ماندن خود بسیج می کنند. زمانی که به کسی که یکی از نزدیکانش در حال جان دادن است می گویند برو و دعا کن هم می دانند که این کار هم بر خلاف متن صریح قرآن و به ویژه آیه 145 سوره آل عمران است و هم از نظر منطقی کار درستی نیست و خودشان هم به آن اعتقادی ندارند ولی برای سواری گرفتن از مردم نا آگاه این دستورات را می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر دین فروشان عمامه ای و کت و شلواری در سرزمین ما جماعت مفتخوار دیگری به نام رمالان و دعانویسان وجود دارند که آنها هم به مانند دین فروشان از نا آگاهی مردم برای هزینه زندگی خود استفاده می کنند و متاسفانه مراجعه به این افراد بیشتر از سوی بانوان انجام می گیرد که ریشه آن بازهم در نا آگاهی و خرافات است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ممکن است کسانی بگویند که پس فلانی چگونه با دعا کردن و بسط نشستن در فلان حرم شفا گرفته. ابتدا اینکه 99/99 درصد اینها از بن و پایه دروغ است و دستگاه دین فروشی شیعه هم در گسترش این دروغها نقش بسیار مهمی دارد و من شخصا اینچنین مواردی را تا با چشم خودم نبینم باور نمی کنم. نکته دوم این است که اگر هم مثلا کسی یکی از چشمانش بیناییش را از دست داده و به یکباره دوباره قدرت بیناییش را باز می یابد یا مثلا کسی قدرت حرکت دادن دست یا پای خود را از دست داده و به یکباره به حرکت می افتد این هیچ ارتباطی به دعا و این چیزها بلکه این قدرت اراده و تلقین آن انسان است وگرنه اگر قدرت دعا بود مثلا کسی که یک دستش یا بخشی از دستش یا پایش قطع شده یا یک چشم یا یک گوش ندارد به یکباره با دعا کردن یک گوش در می آورد ولی هیچگاه چنین چیزی اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد و معدود مواردی هم که در این زمینه حقیقت دارد مشکلات بیماران نداشتن یک عضو یا بخشی از یک عضو نیست بلکه مشکل از کار افتادن آن عضو است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چندین سال اخیر هم یک گروه از کسانی که متاسفانه گاها تحصیلکرده هم هستند ولی تنها در دوران تحصیلشان فرمول یاد گرفته اند و استفاده از خرد و اندیشه خود را یاد نگرفته اند چرندیاتی می گویند درباره اینکه دعا کردن انرژی می فرستد و این دست خزعبلات که هیچ پایه علمی ندارد و با ساده ترین پایه های علمی در تضاد است. انرژی در ماده است و دعا کردن ماده نیست بلکه انجام یک کار است که انرژی هم مصرف می کند. اگر دعا کردن برای کسی انرژی بفرستد پس حرف زدن و فریاد زدن باید چندین برابر انرژی بفرستد ولی هیچکدام اینها برای کسی انرژی نمی فرستد و تنها انرژی را مصرف می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پایان باید بگویم که تنها سودی که ممکن است دعا کردن داشته باشد این است که تا حدی در معدود مواردی می تواند باعث تخلیه روانی و به قول معروف سبک شدن شخص دعا کننده شود و برای این امر هم راههای دیگری هم وجود دارد و نیازی نیست حتما دست به عمل خرافه آمیز مانند دعا کردن بزنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 1:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارشنبه ای که گذشت یکی از اعیاد بزرگ مسلمانان یعنی عید قربان بود. در این روز برای شاد کردن الله میلیون ها حیوان در سرزمین های اسلام زده به وحشیانه ترین شکل ممکن سرشان بریده شد و در بسیاری از جاها لاشه این حیوانات را چال کردند. قربانی کردن یکی از وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین کارهایی است که یهودیان و مسلمانان انجام می دهند و حیوانات را به وحشیانه ترین شکل ممکن که در پست پیش درباره آن نوشتم می کشند تا خدایشان از آنها راضی باشد.&lt;br /&gt;تازه از قربانی کردن حیوانات وحشتناکتر قربانی کردن انسانها بوده که در میان تازیان پیش از اسلام رواج بسیار داشته و حتی عید قربان مسلمانان بزرگداشت روزی است که ابراهیم اراده کرد تا فرزند خود را سر ببرد (کاری ندارم که این داستان تا چه حد سندیت تاریخی دارد) تا خدایش از او راضی باشد و بفهمد هیچ چیز و هیچکس برای ابراهیم از او مهم تر نیست. خدایی که چنین دستوری بدهد به هیچ وجه یک خدای قادر و متعال و بی نیاز نیست بلکه یک موجود حسود و روانی است و انسانی که به هر بهانه و دلیلی بخواهد فرزند خود را سر ببرد بویی از انسانیت و عاطفه انسانی نبرده است (هر کس باشد مهم نیست).&lt;br /&gt;من زرتشتی نیستم و به هیچ دین و آیینی اعتقاد ندارم ولی یکی از بهترین بخشهای آموزه های زرتشت مبارزه با این سنت زشت قربانی کردن بوده که در ایران زمان زرتشت هم وجود داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 2:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هفته ای که گذشت دو رسانه در انگلیس پیرامون موضوع خلیج پارس مطالب را گفتند و نوشتند. ابتدا روزنامه گاردین در مطلبی این راه حل را پیشنهاد کرد که به جای خلیج پارس و یا نام قلابی و عربی آن تنها از نام خلیج استفاده شود و پس از آن در برنامه پرگار شبکه بی بی سی این پرسش مطرح شد که چرا باید به نام خلیج پارس حساسیت داشته باشیم؟ و در این برنامه اینچنین گفته شد که عربها هم همسایگان ما هستند و باید با آنها توافق داشته باشیم (یعنی از خلیج پارس و سه جزیره ایرانی بگذریم). من شخصا چون اصولا به رسانه های خارجی و به ویژه روسها و انگلیسیها به هیچ وجه اعتماد ندارم گمان نمی کنم چنین بحث هایی و همزمانی آنها در این دو رسانه اتفاقی باشد و فکر می کنم هدفی پشت پرده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 28 آبان 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=4452911262351835560&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-2843308510945354323?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2843308510945354323'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/2843308510945354323'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/11/blog-post_15.html' title='خرافه ای به نام دعا'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-3707505414727178424</id><published>2010-11-07T12:25:00.000-08:00</published><updated>2011-01-01T23:54:11.921-08:00</updated><title type='text'>خشونت در خون جامعه ایران است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو مقاله به کتابخانه وبلاگ اضافه کرده ام. نخست مطلبی با نام ((چند گام تا پیروزی)) که داستان بسیار جالب و نوشته بانو نادره افشاری است و خواندنش را توصیه می کنم. پس از آن مجموعه سه مقاله از دکتر علی میر فطروس با نام ((از روشنفکری دینی راهی به آزادی و دموکراسی نیست)) را قرار داده ام و در یک فایل زیپ این سه مقاله را فشرده کردم که امیدوارم بخوانید و از دانش دکتر میر فطروس که از معدود ایرانیانی است که می توان روی او نام مورخ گذاشت استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهار شنبه ای که گذشت 10 نوامبر (برابر با 19 آبان) سالروز درگذشت بزرگمردی به نام ((مصطفی کمال آتا ترک)) بود. آتاترک دست کثیف دین را از دستگاه حکومتی و مهمترین بخش های آن دستگاه قضایی و دستگاه آموزش قطع کرد و دستاوردی برای ترکیه گذاشت که تا به امروز هم نزد میهن دوستان ترکیه والاترین جایگاه را دارد. ببینید در ترکیه چگونه از آتاترک بزرگ یاد می کنند و ما با رضا شاه چه کردیم و با یادش چه می کنیم و این در حالی است که آتاترک آخوندهای اسلامی (از نوع سنی) را در یک کشتی گذاشت و کشتی را غرق کرد (که ای کاش رضا شاه هم این کار را کرده بود) و همچنین کشف حجاب را به مانند رضا شاه و پیش از او انجام داد. حتی حزب اسلامی حاکم ترکیه هم با وجود همه انسانهای آگاه می دانند که هیچ اعتقادی به راه کمال آتاترک بزرگ ندارد ولی خود را ملزم برای حفظ وجهه خود نزد مردم ترکیه هم شده به او ادای احترام کند. تا روزی که ما خدمتگزاران و خیانتکاران را اشتباه بگیریم و تشخیص ندهیم وضعیت فرهنگیمان همین است. به بهانه سالروز درگذشت کمال آتاترک فیلمی از دیدار رضا شاه بزرگ و آتا ترک در ترکیه را که تنها سفر خارجی رضا شاه بود برای دانلود قرار دادم که می توانید آن را از بخش فایلهای صوتی و تصویری دانلود کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هفته ای که گذشت  فیلمی در دنیای مجازی پخش شد که برای بسیاری جلب توجه کرد. من توضیحی درباره این فیلم که در میدان کاج در منطقه سعادت آباد تهران به وقوع پیوسته است نمی دهم. هر کسی خواست از&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;a href="http://www.mediafire.com/?3mnj6cv94595ozv" style="color: black; font-weight: bold;"&gt; اینجا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; آن را دانلود کند و خود ببیند که یک انسان و هم نوع و هم میهن ما در برابر چشم دهها انسان که مامور پلیس هم در بینشان است در حال جان دادن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر کسی با دیدن این فیلم و فیلمهایی از این دست احتمالا از خود می پرسد چرا آن مردم به آن شخص کمک نکردند؟ پاسخ ها یا بهتر است توجیه هایی هم برای این موضوع می شود اما بیاییم کمی ریشه ای تر و ژرف تر این ماجرا را ببینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا از فرهنگ جامعه ایرانی سخن می گوییم رگ گردن گروهی به مانند خیار بیرون می زند و تعصب ناسیونالیستی افراطی آنها گل می کند (من خودم طرفدار سر سخت ناسیونالیسم هستم ولی از نوع افراطی و متعصبانه بلکه تفکر و اندیشه) و از تمدن چند هزار ساله و بزرگان تاریخ ایران سخن می گویند (که اگر در جای خود از این بزرگان سخن گفته شود بسیار هم خوب و پسندیده است) ولی تنها با افتخار به گذشته نمی توان زندگی کرد و باید ببینیم امروز در کجا هستیم و چه می کنیم. کوروش و داریوش و فردوسی و خیام و سایر بزرگان خدمتشان را برای این نکرده اند که فرزندانشان در گوشه ای بنشینند و به آنها افتخار کنند ولی برای زمان حال خودشان هیچ کاری نکنند و تازه تاریخ تنها یکی از پایه های فرهنگ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال بیایید باهم نگاهی به برخی خشونت های جامعه خودمان بیندازیم تا ببینیم چرا دهها انسان می ایستند تا یک انسان در برابرشان جان بکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%; font-weight: bold;"&gt;قربانی کردن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قربانی کردن حیوانات به دلایل مختلف پدیده ای است که هر ایرانی که در ایران زندگی کرده باشد حتما آن را دیده است. آن ترسی که در چند ساعت پیش از این عمل وحشیانه در درون حیوان بیچاره به وجود می آید و نوع کشتن آن که چندین انسان دورش هستند و بیچاره تنها ترس در وجودش شعله می زند و نوع کشتنش که به وحشیانه ترین شکل ممکن سر حیوان را با چاقو می برند و حیوان بیچاره چند دقیقه ای در حال جان کندن است. آیا کودکی که اینچنین چیزی را می بیند تاثیری در وجودش در آینده نخواهد گذاشت؟&lt;br /&gt;تا از قربانی کردن حیوان ایراد می گیریم گروهی می گویند پس گوشت نخوریم؟ سخن من این نیست که گوشت نخوریم بلکه ایراد در نوع کشتن حیوان که با عذاب و ترس بسیاری برای حیوان همراه است و انجام این کار در ملا عام است. در همه کشورهای مدرن مردم گوشت می خورند ولی حیوان را برای نذر و این دست حماقت ها نمی کشند و کشتن حیوان در جاهای ویژه و با دستگاه و بدون زجر دادن حیوان است. بی شک کسی که دست و پا زدن و جان کندن یک حیوان و سپس کندن پوست بدن آن و بیرون کشیدن اعضای بدنش را می بیند از این خشونت چه بخواهد و چه نخواهد تاثیر می پذیرد و این کار خشونت آمیز نزد جامعه ما نه تنها تقبیح نمی شود بلکه بسیار هم پسندیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;جنایت های ناموسی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بارها شنیده ایم شوهر یا پدر یا برادر زن یا دختری به تنهایی یا با همکاری مردهای دیگر خانواده او را به دلیل انجام کاری به فجیع ترین شکل ممکن تنبیه کرده یا گاهی هم کشته اند و نکته جالب این است که دستگاه قضایی ایران هم معمولا چنین اشخاصی را یا مجازات نمی کند و یا مجازاتهای بسیار سبک و بدون تناسب با جرمشان برایشان در نظر می گیرد و در تبلیغات و آموزشهای خود هم تلویحا این کار را تایید می کند. حتی در این جنایت ها دختران نوجوان هم بسیار بوده اند. اینکه آن زن یا دختر چه کار کرده از دیدگاه من اصلا مهم نیست زیرا انجام هیچ کاری شایسته شکنجه و قتل نیست. معمولا زن یا دختر با مردی رابطه دارد یا با او همبستر شده. تفکر جامعه ما حتی طبقه تحصیلکرده ما متاسفانه به آن اندازه مدرن نشده که اگر به عنوان مثال همسر مردی به او خیانت کرد می تواند از او جدا شود نه اینکه او را به قتل برساند یا مثلا اگر دختری از سن بلوغ گذشت این حق را برای او قائل باشند که خودش برای زندگیش و حتی بدنش تصمیم بگیرد و این اعتماد را به او و در واقع به تربیت خود داشته باشند و اگر هم دختری نا بالغ بود خانواده اش باید پشتیبان و حامی او باشند نه اینکه پدر و برادرش او را شکنجه کنند و به قتل برسانند.&lt;br /&gt;بدبختی جامعه ما در این زمینه ریشه بسیار ژرفی دارد و مصداق بسیار خوب برای درک آن رفتاری است که جامعه و خانواده با زن یا دختری می کنند که به او توسط یک متجاوز تجاوز شده و در واقع در این دست ماجراها ستمدیده است ولی این فرهنگ کثیف و زشت باکره پرستی که در همه کشورهای شرقی (بدون استثنا) وجود دارد باعث می شود که جامعه چنین زنان و دخترانی را با برچسب ها و القاب زشت خطاب قرار دهد و فاجعه جایی است که برخی خانواده ها هم در این موارد از جامعه پیروی می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اعدام و سنگسار در ملا عام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران از نظر اعدام در دنیا بی نظیر است و تنها کشوری است که در آن به مانند قرون وسطا در خیابان و میان مردم عادی انسان ها را به دار می کشند و بدبختی و فقر فرهنگی جایی است صد ها و گاهی هزاران تن به تماشای کشتن یک انسان می روند و پدر و مادرهایی بیشعور دست فرزند خود را می گیرند و به این مراسم وحشیانه می برند بی آنکه به تاثیری که دیدن این جنایت در روحیه آن بچه می گذارد فکر کنند.&lt;br /&gt;از اعدام بدتر مراسم وحشیانه سنگسار است که مردم در برخی شهرها با شور و شوق بسیار به تماشای آن می روند و با پرتاب سنگ در کشتن یک انسان شریک می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این وقایع در طول سال بارها در بطن جامعه ایران اتفاق می افتد. آیا ما می توانیم از جامعه ای که این جنایات را به سادگی می بیند و از آنها گاهی دفاع هم می کند و گاهی در آنها شریک است انتظار داشته باشیم که انسانی را که در حال جان دادن است از مرگ نجات دهد؟ اگر کمی منطقی و منصفانه به ماجرا نگاه کنیم انتظار بسیار غیر منطقی داریم.&lt;br /&gt;البته هم در طول این سالها با انجام اعدام و سنگسار در ملا عام حکومت تلاش کرده خشونت را با خون جامعه تزریق کند و عاطفه انسانی و حس نوع دوستی مردم را در درونشان بکشد و متاسفانه در این کار کاملا موفق شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینها تنها نمونه هایی از خشونت و عادت به خشونت در جامعه ایران بود و بی شک نمونه های دیگری هم هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هفته ای که گذشت فیلمی در اینترنت پخش شد که در آن آخوند تروریست مفتخوار لبنانی سید حسن نصر الله درباره تمدن ایرانی و پارسی اظهار فضل کردند و ایران را کشور دین عربی محمد معرفی کرد. از پول ما ملت به مانند خرس بزرگ شده و حالا اینچنین صحبت می کند. البته از آخوند چیزی بعید نیست زیرا اتفاقاتی در طول خواندن درسهای آخوندی برایشان می افتد و مشق شب بارها رویشان اجرا می شود که باعث می شود چیزهایی مانند شرم و خجالت از وجود این افراد پاک شود. این سوغات نکبت بار آخوندیسم شیعه از لبنان وارد ایران شده و به همین دلیل که خیلی به هم نزدیک هستند.&lt;br /&gt;پاسخ این آشغال و آشغال های دیگری از این دست را که در داخل ایران هستند را از زبان پدر ناسیونالیسم ایران و سپهبد سخن سخن فردوسی بزرگ درباره یاران و پیروان محمد که وارد ایران شدند (نه عربهای امروز) می دهم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;چنین است پرگار چرخ بلند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;که آید بر این پادشاهی گزند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;از این مارخوار اهرمن چهرگان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ز دانایی و شرم بی بهرگان&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این زاغ ساران بی آب و رنگ&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;همی داد خواهند گیتی به باد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;که زود آید این روز اهریمنی&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;چو گردون گردان کند دشمنی&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شود خوار هر کس که بود ارجمند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;فرومایه را بخت گردد بلند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پراکنده گردد بدی در جهان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;گزند آشکارا و خوبی نهان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;به هر گوشه ای در ستکاره ای&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پدید آید و زشت و پتیاره ای&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نشان شب تیره آید پدید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ز ما بخت فرخ بخواهد برید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 21 آبان 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=2134981498658137719&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-3707505414727178424?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/3707505414727178424'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/3707505414727178424'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/11/blog-post_07.html' title='خشونت در خون جامعه ایران است'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-4237750693145500637</id><published>2010-10-30T15:02:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:53:53.804-08:00</updated><title type='text'>فدرالیسم و تجزیه ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو کتاب و یک مقاله به وبلاگ افزوده ام. مقاله ای از خانم نادره افشاری با نام ((حاشیه ای بر حضور هوشنگ امیر احمدی در برنامه پارازیت)) که به شکافتن این موضوع پرداخته که چرا هوشنگ امیر احمدی و انسانهایی مانند به این سادگی به خود پروانه خیانت به میهن را می دهند. مقاله بسیار جالب و مستند است. کتاب نخست ((تشیع و قدرت در ایران)) نوشته دکتر بهزاد کشاورزی است که نام کتاب خود بیانگر سوژه آن است و پیشنهاد می کنم آن را بخوانید زیرا خود من بسیار از این کتاب آموختم. کتاب دوم ((اسناد دادگاه میکونوس)) می باشد. همانگونه که بیشتر دوستان می دانند یکی از سرشناس ترین ترورهای جمهوری اسلامی تروری بود که در آلمان و در رستورانی به نام میکونوس انجام شد. این کتاب ریز به ریز همه تحقیقات دستگاه قضایی آلمان را نوشته است و بسیار جالب و مستند است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینکه به اقوام ایرانی مانند کردها و آذری ها و بلوچ ها و... ستم بسیار شده است حقیقتی است که غیر قابل انکار است و در آن شکی نیست و اینکه هیچ تبعیضی تباید میان یک کرد یا یک آذری یا یک لر با یک پارس در همه زمینه ها باشد هم شکی نیست. اینکه اقوام ایرانی حق دارند زبان خود را به فرزندانشان آموزش دهند شکی نیست و در اینکه این مردم به مانند سایر مردم ایران حق دارند برای شهر و روستای خود شهردار و... انتخاب کنند شکی نیست ولی بحث فدرال شدن و خود مختار شدن این مناطق چیز دیگریست که تبلیغ کنندگان آن دلشان برای مردم این مناطق نسوخته بلکه تنها به فکر منافع خود تکه تکه کردن ایران هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای بحث پیرامون فدرالیسم ابتدا باید بدانیم که معنای این واژه چیست. زمانی که کشوری به صورت فدرال اداره می شود بدین معنا است که در هر ایالت (استان) یک حکومت مستقل با قدرت کامل وجود دارد و آن کشور از به هم پیوستن آن حکومت های ایالتی به وجود آمده است و در واقع بودن آن ایالت در آن کشور توافقی است که امکان از بین رفتن آن به خواست مردم آن ایالت همیشه وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینکه این سیستم حکومتی تا چه حد خوب است و موفق بوده است بستگی به شرایط دارد. به عنوان نمونه کشوری مانند آمریکا که از آغاز تشکیل خود برای هرچه بزرگ تر شدن ناچار به مستقل بودن ایالت ها تن در داد و یا کشوری مانند آلمان پس از فرو ریختن دیوار برلین برای یکپارچه ماندن ناچار به این توافقات تن در داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرایط ایران بسیار متفاوت است. ایران کشوری نیست که بخواهد بزرگ شود بلکه یک کشور با استان های مشخص و یک حکومت مرکزی است که در واقع با تن دادن به فدرال شدن یک گام بلند به عقب باز می گردد. به دوران پیش از رضا شاه و سالهای ابتدایی مشروطه باز می گردیم که هر کس در گوشه ای داعیه استقلال داشت و اگر ایرانی و ایران دوست باشیم برای همین یک کار درود می فرستیم به رضا شاه که به سر تجزیه طلب (به قول خودشان استقلال طلب) زد که کسی تا سالها فکر تکه پاره کردن ایران نباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;گروه ها و احزاب طرفدار فدرالیسم هم همگی بدون استثنا این شرط را در اساسنامه خود دارند که هر زمان مردم آن منطقه خواستند می توانند از زیر حکومت مرکزی خارج شوند و اعلام استقلال کنند و اینجاست که دست خود را رو می کنند و خواست اصلیشان که همانا تکه تکه کردن ایران است آشکار می سازند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان کشورهای غربی که به صورت فدرال اداره می شوند مشکلات بسیاری درونشان وجود دارد. در فلان ایالت قانونی است و در ایالت دیگر قانونی بر خلاف آن. فلان چیز در یک ایالت ممنوع است و در ایالت دیگر آزاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت های فدرال در جهان تنها آلمان و آمریکا و سوئیس نیستند بلکه نیجریه و اتیوپی و پاکستان هم فدرال هستند که هرج و مرج موجود در این کشورها خود نشان از موفقیت صد در صدی فدرالیسم دارد.!!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شرایط کنونی ایران و جهان نه جمهوری اسلامی (بر خلاف ادعاهای پوشالی اش) و نه کشورهای خارجی از جدا شدن بخشهایی مانند کردستان و آذربایجان بدشان نمی آید زیرا جمهوری اسلامی از شر دو منطقه خطرناک برای خود راحت می شود و کشورهای خارجی هم با کوچک شدن ایران کنترل ساده تری روی آن دارند و این موضوع جایی خطرناک می شود که نگاهی به کردستان عراق و کردهای ترکیه می اندازیم و می بینیم به سادگی می شود با پیوند دادن خاکی این کردها به یکدیگر کشوری به نام کردستان به وجود آورد و به سادگی آن را کنترل کرد. همچنین از آن سو روس ها  و همچنین ترک ها و جمهوری آذربایجان هم که همیشه به آب و خاک ایران چشم داشته اند و شهرهای قفقاز و دریای خزر و همان جمهوری آذربایجان امروز که دو حکومت بی لیاقت و ایران فروش قاجار و جمهوری اسلامی تقدیمشان کرده اند حسابی زیر دندانشان مزه کرده بدشان نمی آید آذربایجان را هم به چنگ بیاورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بزرگترین خیال باطل این است که فکر می کنیم با خود مختار شدن و احیانا جدا شدن آذربایجان و کردستان عربهای خوزستان ساکت می نشینند. البته منظور همه عربهای خوزستان نیست زیرا بخش بزرگی از آنان در دوران جنگ با عراق از خاک ایران و تمامیت ارضی این سرزمین دفاع کرده اند ولی گروه های تجزیه طلب در خوزستان هم وجود دارند. همین امروز شیخ نشین های همسایه ایران به سه جزیره ایرانی و همچنین خلیج پارس چشم طمع دارند و وای به روزی که کردستان و آذربایجان خودمختار یا تجزیه شوند و آن روز است که عرب های تجزیه طلب خوزستان با همکاری شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس کمر به جدا کردن خوزستان ببندند و کشورهای خارجی هم بی نهایت از این موضوع استقبال خواهند کرد زیرا منابع نفت و گاز ایران در خوزستان است و یاد و خاطره شیخ خزعل زنده خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از راه هایی که فدرال خواهان و بدون شک تجزیه خواهان برای محق جلوه دادن خود به کار می برند استفاده از واژه ملت به جای قوم و ملت ها به جای اقوام است. به عنوان نمونه از ملت کرد یا ملت ترک (ترک در ایران نداریم بلکه آذری داریم) استفاده می کنند. ممکن است من و شمای ساده لوح خیال کنیم این یک اشتباه سهوی است ولی اینگونه نیست و کاملا آگاهانه است. این را بدانید که هر شخصی به جای قوم از ملت و به جای اقوام از ملت ها استفاده کرد بدون شک چیزی جز تکه پاره کردن ایران عزیز نمی خواهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از سخنان عوام فریبانه گروه های فدرال و تجزیه طلب این است که : ((باید نظر مردم آن منطقه را پرسید و به آن عمل کرد)). بدون شک من می دانم که همه کردها و همه آذری ها و همه خوزستانی ها طرفدار فدرال و تجزیه طلب نیستند و انسانهای ایران دوست در میانشان بسیارند و هر کدام در دوره ای از تاریخ به ایران و ایرانی خدمت کرده اند ولی زمانی که می خواهیم درباره جدا شدن یک تکه از ایران صحبت کنیم بدین معنی است که درباره تمام ایران صحبت می کنیم و اگر قرار باشد رفراندومی در این رابطه برگزار شود باید از همه مردم ایران پرسیده شود. با احترام به حقوق انسانی همه ایرانیان هر شخص و گروهی نخواستند ایرانی باشند راه باز است و جاده دراز. برای کردهای تجزیه طلب در کردستان عراق فرش قرمز پهن است و برای آذری های تجزیه طلب در ترکیه و جمهوری آذربایجان و احیانا روسیه و برای خوزستانی های تجزیه طلب در شیخ نشین های خلیج پارس ولی فکر بردن خاک ایران را باید از ذهن خود بیرون کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید مراقب باشیم چرا که با این حماقت های جمهوری اسلامی اگر ایران درگیر یک جنگ خانمان سوز شود به احتمال بسیار زیاد باید در سوگ تکه تکه شدن ایران بنشینیم و افراد و گروه های قومی فرصت طلب در آذربایجان و خوزستان و کردستان (نه همه مردم این مناطق) منتظر چنین فرصتی هستند که زهر خود را بر تمامیت ارضی ایران بریزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما خون های زیادی برای حفظ تمامیت ارضی سرزمینمان و داشتن یک حکومت مرکزی قوی داده ایم. نباید بگذاریم به این سادگی خون پدرانمان پایمال شود و وظیفه داریم از تمامیت ارضی ایرانمان دفاع کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می دانید فاجعه چیست؟ فاجعه این است که شاهزاده رضا پهلوی نوه رضا شاه بزرگ و پسر محمد رضا شاه  که یکی تمامیت ارضی ایران را با قدرت هر چه تمامتر حفظ و نگذاشت ذره ای از خاک ایران جدا شود و دیگری سه جزیره را به ایران بازگرداند امروز روز فدرالیسم را یک راه حل دموکراتیک معرفی می کند و از آن حمایت می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;من شخصا با همه اعتقادی که به دموکراسی دارم ترجیح می دهم یک حکومت دیکتاتوری (از نوع سازنده و سفید نه مانند جمهوری اسلامی) در ایران باشد ولی ایران تجزیه نشود تا اینکه یک حکومت دموکراتیک باشد ولی با آن دموکراسی ایران تکه تکه شود. دموکراسی که بخواهد ایران عزیز را تکه تکه کند می خواهم هفتاد سال سیاه نباشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 14 آبان 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=8720409764899064472&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-4237750693145500637?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/4237750693145500637'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/4237750693145500637'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='فدرالیسم و تجزیه ایران'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-1521622260543676860</id><published>2010-10-25T00:16:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:53:12.822-08:00</updated><title type='text'>روشنفکر کیست و وظیفه اش چیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از هر چیز 7 آبان بزرگداشت کوروش بزرگ را به همه ایران پرستان و ایران دوستان تبریک می گویم و امیدوارم روزی در سرزمین کوروش روز بزرگداشتش در پاسارگاد جشن گرفته شود نه اینکه کمر به نابود کردن آرامگاهش بزنند و در کشور خودش روز بزرگداشتش در گاهنامه آن سرزمین نباشد و در حالی که منشور حقوق بشر او در سرزمینش است در روز بزرگداشتش پروانه (اجازه) بازدید از آن را به کسی ندهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو کتاب و یک مقاله به وبلاگ افزوده ام. کتاب نخست شاهکاری است به نام ((شخصیت محمدی یا حل آن راز مقدس)) که نوشته معروف عبدالغنی رصافی نویسنده عراقی. این نویسنده محمد را بزرگترین انسان تاریخ می داند و اسلام را بزرگترین انقلاب جهان و در این کتاب با بی طرفی تمام جزئیات زندگی محمد از کودکی تا مرگ را نوشته است که توصیه می کنم دوستانی که نخوانده اند حتما بخوانند. کتاب دیگر ((معراج نامه ابن دیلاق)) است که اشعاری طنز پیرامون اسلام و پیشوایان اسلام است که توصیه می کنم این را هم از دست ندهید. مقاله ای هم از آقای مردو آناهید با نام ((آزمندان خویشتن را بن می برند)) که پیرامون شناخت پایین غربی ها از اسلام و مسلمانان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واژه روشنفکر واژه ای است که ما در تاریخ معاصر خود زیاد به کار برده ایم و بیشتر هم اشتباه به کار برده ایم. ما به هر کسی که دانشگاه می رود و یا کتاب می خواند و یا حتی کتابی نوشته می گوییم روشنفکر و این نشان می دهد که ما به هیچ گونه حتی تعریف واژه روشنفکر را نمی دانیم و نمی دانیم که به چه کسی روشنفکر گفته می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر کسی است که منافع اجتماعی و ملی جامعه و کشوری را که در آن زندگی می کند بر منافع شخصی و گروهی خود ارجح می داند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر مزدور نیست و این درست بر خلاف روشنفکر نمایان تاریخ معاصر ماست که یا مزدور روسیه و انگلیس و آمریکا و فرانسه بوده اند یا با حماقت خود نا آگاهانه در جهت منافع آنان گام برداشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر با تفکر و اندیشه کاری می کند و نه با رگ گردن و احساسات و اگر جامعه خود را در حال سقوط ببیند خودش برای عقب نیفتادن از توده مردم همراه آنها نمی شود و سرعت سقوط را چندین برابر نمی کند (این کاری بود که روشنفکر نمایان پیش از انقلاب کردند). به عنوان نمونه روشنفکر به آن حد دانش دارد که بداند از حکومت دینی به هیچ عنوان راهی به آزادی و دموکراسی نیست. ممکن است توده مردم به دلیل داشتن عقاید دینی و نا آگاهی گول آخوند و حکومت دینی را بخورند ولی روشنفکر هیچگاه به بهانه آزادیخواهی در دام تشکیل یک حکومت دینی نمی افتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر در زندگی شخصی خود هم به آنچه می گوید عمل می کند نه اینکه وارد زندگی شخصی اش که شد همه چیزش را فراموش کند و خودش بدتر از توده مردم باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر صراحت کلام دارد و این درست بر خلاف یک سیاستمدار است و به همین دلیل است که یک روشنفکر هیچگاه برای در دست گرفتن پست سیاسی نباید تلاش کند. روشنفکر سخنش را به قول معروف صاف و پوست کنده می زند ولی یک سیاستمدار حرفش را در لفافه می زند تا بتواند در آینده هر برداشتی از آن را خواست استفاده کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر هیچ پسوندی ندارد و دلیل این نکته هم این است که یک روشنفکر حقیقی اندیشه خود را در هیچ تفکر و دین و ایدئولوژی خاصی محدود نمی کند و به همین دلیل است که کسی که خود را روشنفکر دینی معرفی می کند نه روشنفکر است و نه روشنفکری را می شناسد. روشنفکر نمایان ایران به جای حرکت در جهت منافع ملی در جهت منافع ایدئولوژیک خود حرکت می کنند. تفاوت ندارد که ایدئولوژی دین باشد یا مارکسیسم یا هر ایدئولوژی دیگر. نمونه بارز یک روشنفکر مستقل دکتر خلیل ملکی بوده است که با وجود داشتن گرایشات چپی و حتی سابقه عضویت در حزب توده (با آن دعوای معروفش با عبدالحسین نوشین در هنگام جدا شدن) منافع ملی را بر همه چیز ترجیح می داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر واقعی با شجاعت تمام مسئولیت سخن خود و نتایج به دست آمده از آن را به عهده می گیرد نه آنکه خودش یا طرفدارانش روی سخنانش ماله بکشند و یا آنها را توجیه کنند و دلایل بی ربط برایش بیاورند. در دنیای غرب نمونه بارز چنین روشنفکران مسئولیت پذیری کسی نیست جز فیلسوف و دانشمند بزرگ آلمانی نیچه که زمانی که پی برد چه اشتباه هولناکی در حمایت از هیتلر مرتکب شده کتابها و نوشته های خود را در آتش سوزاند. آیا ما کسی را داشتیم که چنین شجاعتی داشته باشد؟ بدون شک نداشتیم و نداریم. ما تنها مشتی فسیل و پیر و پاتال داریم که حتی زمانی که نتیجه اعمال خود را دیدند باز هم همان سخنان گذشته خود را گفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از مهمترین وظایف روشنفکر این است که اگر خطری را برای جامعه اش در آینده ببیند به جامعه خود هشدار دهد. اکثر قریب به اتفاق روشنفکر نمایان ما اصلا جامعه خود را نمی شناسند که بخواهند آینده آن را پیش بینی کنند یا خطری را هشدار دهند. صادق هدایت بزرگ و احمد کسروی (که با بخشهایی از اندیشه های کاملا مخالف هستم) تنها کسانی بودند که به ما هشدار دادند (البته انسانهای آزاد اندیش و میهن پرستی مانند مصطفی رحیمی و شاهرخ مسکوب و دکتر مهرداد بهار و دکتر مهدی بهار و دکتر خلیل ملکی هم بودند که هشدار دادند ولی جنس هشداری که هدایت و کسروی دادند و فاصله زمانی آنها با فاجعه جمهوری اسلامی ارزش کار آنها را چندین برابر می کند). در یک کلام باید گفت که روشنفکر از جامعه خود جلوتر است و همراه جامعه و پیرو جامعه نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئولیت و وظیفه بزرگ یک روشنفکر هدایت جامعه به مسیر درست در روزهای سخت است و گرنه در یک شرایط ایده آل که همه چیز فراهم باشد و یک آزادی نسبتا خوب در جامعه باشد که نیازی به روشنفکر نیست. روشنفکر وظیفه دارد جامعه را به مسیری هدایت کند که از دیکتاتوری به آزادی برسد و شرایط بهبود یابد نه اینکه کمک کند که همان آزادی های اجتماعی موجود و احترام به حریم خصوصی انسانها که قرنها برایش خون داده بودیم نابود شود و دیکتاتوری هم چند صد برابر شود به گونه ای که نفس کشیدن هم دشوار باشد (این پاراگراف در پاسخ به کسانی بود و هست که می گفتند چون در ایران پیش از انقلاب استبداد بود روشنفکران به اسلام پناه آوردند). اگر این توجیه و استدلال درست بود امروز هیچ کشور دموکراتیکی در جهان وجود نداشت زیرا تمام دموکراسی ها سرانجام از یک دیکتاتوری به وجود آمده اند و زاییده شده اند و روشنفکر وظیفه دارد که مسیر درست را در رسیدن از آن دیکتاتوری به دموکراسی برای جامعه روشن کند و جامعه را از اشتباهی که احیانا در حال انجام آن هستند بازدارد. حتی کافی است به تاریخ معاصر خودمان و سالها و دهه های پیش از مشروطه بنگریم. استبداد قاجار که اتفاقا به مانند امروز از نوع دینی بود اجازه نفس کشیدن به کسی نمی داد و حتی فرقه روشنگر باب به وسیله امیر کبیر قتل عام شدند ولی روشنفکران ایران دوست به وجود آمدند در آن جامعه. پس بودن استبداد دلیل و توجیهی برای اشتباهات روشنفکر نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر بنده قدرت نیست. اگر امروز یکی در قدرت بود و فردا دیگر برای هر دو پاچه خواری نمی کند. نمونه بارز چنین انسانهایی کسی نیست جز مسعود بهنود. تا پیش از انقلاب همیشه به دنبال این بود تا در سفرهای محمد رضا شاه باشد و پس از انقلاب شد بنده جناحی از حکومت دینی و با تاسیس تلویزیون بی بی سی فارسی با قدرت این رویه را ادامه می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنفکر به آزادی و دموکراسی اعتقاد راسخ و کامل دارد و جملات ضد دموکراسی مانند ((به اعتقادات دیگران توهین نکنید)) را هیچگاه بر زبان نمی آورد تا در دل توده مذهبی مردم که ممکن است این جمله را دوست داشته باشند جا باز کند. روشنفکر زمانی که ببیند حق آزادی بیان شخصی حتی اگر عقیده اش با او مخالف باشد زیر پا گذاشته شده به دلیل ذات دموکرات یک روشنفکر از حق آن انسان دفاع. بزرگمرد روشنفکری و روشنگری جهان وولتر جمله معروفی دارد که به یکی از مخالفینش گفته: ((با تو کاملا مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم که تو سخنت را بگویی)). در هر جامعه ای ممکن است توده مردم به دموکراسی اعتقاد کامل نداشته باشند و تحمل به چالش کشیده شدن عقاید خود را نداشته باشند ولی یک روشنفکر واقعی به آزادی و دموکراسی اعتقاد کامل دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بودن یا نبودن روشنفکر در هر دوره ای از دیدگاه من همانگونه که در بالا به گونه ای دیگر با نمونه بیان کردم هیچ ارتباطی به حکومتگران ندارد بلکه به خود جامعه مربوط می شود و درد در خود جامعه و تحصیلکردگان جامعه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز روز هم جامعه ایران به روشنفکران حقیقی و شجاع نیاز دارد که با آگاهی و قاطعیت در سخن و نوشته های خود جامعه را به سر منزل مقصود هدایت کنند که متاسفانه چنین روشنفکرانی نداریم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 7 آبان 2569&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=3977814447885530749&amp;amp;postID=5006628624988770843&amp;amp;isPopup=true"&gt;بیان دیدگاه ها&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-1521622260543676860?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1521622260543676860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1521622260543676860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_25.html' title='روشنفکر کیست و وظیفه اش چیست؟'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-3482100913686213941</id><published>2010-10-17T11:42:00.000-07:00</published><updated>2011-01-02T08:19:37.442-08:00</updated><title type='text'>توهماتی از جنس دین فروشی و عوام فریبی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این پس لینک مقالات دکتر نوری علا را که هر هفته منتشر می شود در ابتدای پست نمی گذارم و به جایش آدرس فیلتر نشده سایت ایشان را در بخش سایت های مورد علاقه به جای آدرس فیلتر شده سایت ایشان می گذارم و هر کدام از دوستان که علاقه داشتند خودشان به سادگی می توانند مقالات ایشان را مطالعه کنند.&lt;br /&gt;دو کتاب و اثر پژوهشی بسیار ارزشمند از دکتر مسعود انصاری به نامهای ((الله اکبر)) و ((روز قیامت در اسلام)) را به بخش کتابهای ایشان در کتابخانه وبلاگ اضافه کردم و امیدوارم هر کسی که علاقه به مطالعه درباره اسلام دارد این دو اثر پژوهشی بسیار ارزشمند را مطالعه کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما کسانی که در دوران پس از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ایران زندگی کرده ایم و بزرگ شده ایم و تحصیل کرده ایم بارها و بارها سخنانی مانند ((اندیشه اسلامی دنیا را تسخیر کرده است)) یا ((غربیها هرچه بدست آورده اند از روی قرآن و کتاب های دینی مسلمانان بوده)) یا ((بسیاری از چیزهایی که امروز کشف شده و می شود در قرآن آمده است)) یا ((غربی ها از سیستم مدیریت اسلامی الگو برداری می کنند)) یا ((سیستم بانکداری اسلامی مورد توجه بانکهای بزرگ جهان قرار دارد)) و گفته ها و سخنانی از این دست را شنیده ایم.&lt;br /&gt;البته یکی از نخستین کسانی که سخنانی از این دست گفت و تلاش کرد که نوشته های قرآن را با قوانین ترمودینامیک منطبق جلوه دهد مهدی بازرگان که جزو نخستین گروه دانشجویان ایرانی بود که در زمان رضا شاه برای تحصیل به خارج از کشور فرستاده شده بود.&lt;br /&gt;کسانی که مدرنیته و چگونگی شکل گرفتن آن را تا حدی می دانند بدون شک چنین سخنانی را نمی پذیرند زیرا می دانند که یکی از بزرگترین دلایل پیشرفت غرب این بود که فیلسوفان و روشنگران اروپایی با تبر به جان درخت دین افتادند و با قدرت تمام که از منطق محکم سرچشمه می گرفت تیشه به ریشه دین و خرافات زدند و کلیسا برای جلوگیری از نابودی صد در صدی خود از قدرت سیاسی و حکومتی کنار رفت.&lt;br /&gt;حال جای این پرسش است که آیا کسانی که چنین سخنانی می گویند به راستی به آن اعتقاد دارند یا خودشان می دانند که این حرفها در دنیای مدرن قرن 21 جایی ندارد؟&lt;br /&gt;پاسخ من به این پرسش و عقیده شخصی من این است که مسئولان حکومتی جمهوری اسلامی و دین فروشان که بزرگترین دلیل وجودشان نا آگاهی عامه مردم و سخنان و گفته های عوام فریبانه آنهاست زمانی که چنین سخنانی را می گویند کاملا می دانند که تا چه حد این سخنان احمقانه است ولی افرادی از نسل جوان ایران که چنین سخنانی را می گویند و هیچ منفعت مالی هم از آن نمی برند از سر نا آگاهی چنین سخنانی را باور می کنند و تکرار می کنند و در واقع اینها از اثرات شستشوی مغزی  است که از کودکی در مدارس آغاز می شود و تا پایان دوران دانشگاه هم ادامه پیدا می کند. درست است که این شستشوی مغزی در بیشتر موارد عمل نمی کند و در بسیاری موارد هم نتیجه عکس می دهد و برای گروهی سبب جرقه ای در ذهنشان می شود که آنها را وادار می کند به اصل دین که در واقع ایدئولوژی این حکومت است شک کنند و بروند در اصل آن مطالعه کنند ولی بدون شک روی گروهی هم تاثیر می گذارد و آنها چنین سخنانی را می پذیرند زیرا آثار و رسوبات آن شستشوی مغزی در ذهن و اندیشه شان مانده است و اصولا هدف جمهوری اسلامی و حکومت های ایدئولوژیک همین است. کافی است نگاهی به آلمان هیتلری یا شوروی کمونیستی بیندازیم و آن زمان می بینیم که در آنجا هم شستشوی مغزی از کودکی و در مدارس انجام می شد و با اینکه روی اکثریت تاثیر نمی ذاشت ولی روی تعدادی که تاثیر می گذاشت تاثیراتش به شدت وحشتناک بود به صورتی که می توانست به طور کامل اندیشه آن کودک و نوجوان را تا ابد به تسخیر خود در آورد.&lt;br /&gt;حکومت هایی که هویت خود را از یک ایدئولوژی خاص می گیرند همیشه تلاش می کنند که به جامعه ای که به آن حکومت می کنند اینطور بقبولانند که ایئولوژی آنها در حال گسترش هرچه بیشتر در جهان است و هر روز انسانهای بیشتری به پیروان آن می پیوندند. حکومت جمهوری اسلامی نیز از روز نخست تشکیل خود همین تلاش را داشته است.&lt;br /&gt;اما حال باید دید راه حل مقابله با این موضوع که در واقع ریشه اش در آموزشهای ایدئولوژیک مدارس است چیست.&lt;br /&gt;بهترین راه حل بدون شک آگاهی دادن و آگاه کردن کودکان و نوجوانان و جلوگیری از تسخیر اندیشه آنها به وسیله تعلیمات ایدئولوژیک حکومت است. خواهر یا برادر یا فرزند هر کدام از ما با این تعلیمات و شستشوی مغزی وحشتناک امکان دارد به یکی از همین بسیجی های ایدئولوژی زده که پرده کلفت ایمان ایدئولوژیک در برابر چشمانش است تبدیل شود. هنوز ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی را فراموش نکرده ایم که با فتوای خمینی جنایتکار اعضای یک خانواده به دلیل ایدئولوژی زدگی یکدیگر را به نام کافر و منافق و از این دست القاب احمقانه و ضد انسانیت خطاب می کردند و یکدیگر را به این حکومت لو می دادند و چه بسیار خانواده هایی که به دلیل این ایدئولوژی احمقانه نابود شدند.&lt;br /&gt;بالا بردن آگاهی کودکان و نوجوانان و تشویق آنها از دوران کودکی به مطالعه و آموختن و شناختن و تصمیم گیری بهترین پاد زهر این شستشوی مغزی است که سبب باور کردن چنین اراجیفی می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-weight: bold;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;30 مهر زاد روز سردار دلیر ایرانی نادر شاه افشار است. نادر شاه زمانی که در جامعه ایران ظهور کرد افغان ها با سرنگون کردن جنایتکاران صفوی خودشان مشغول غارت ایران بودند ولی نادر شاه بزرگ آنها را از ایران بیرون راند و همچنین استعمارگر پیر که همسایه ایران است یعنی روسیه از مرزهای شمالی وارد خاک ایران شده بود و نیروهای نظامی خود را در شمال و شمال غرب ایران پیاده کرده بود که با تاختن نادر و تهدید نادر روس ها پا به فرار گذاشتند. از سویی دیگر جنایتکاران عثمانی نیز به خاک ایران آمده بودند و تصمیم به جدا کردن آذرآبادگان (آذربایجان) داشتند که نادر شاه بزرگ آنها را بیرون راند.&lt;br /&gt;نادر نخستین پادشاه ایران پس از تازش تازیان بود که اندیشه سکولار داشت و در نخستین کاری که پس از بیرون راندن افغانها از ایران کرد به دار کشیدن آخوندها به دلیل مفتخواری و عامل بدبختی بودن برای مردم بود و در واقع مصداق حقیقی یک دیکتاتور سفید و سازنده و میهن پرست بوده است. حدود سیصد سال پیش نادر درد جامعه ایران اسلامزده را فهمید ولی کسانی که روی خود نام روشنفکر گذاشته بودند و تحصیلکرده بهترین دانشگاه های دنیا و ایران بودند درد جامعه ایران را نفهمیدند و ما را به این بدبختی انداختند و گروهی از آنها هنوز آدم نشده اند و روی حماقتهای خود پا فشاری می کنند.&lt;br /&gt;نکته جالب و آموزنده زندگی نادرشاه بزرگ این است که او به مانند کوروش در تمام زندگی خود تنها با یک زن زندگی کرد و با همان زد هم توسط دو تن از سربازانش به قتل رسید.&lt;br /&gt;نقطه سیاه کارنامه نادر نابینا کردن پسرش به دلیل شکی است که به او برد که می خواهد پدر را به قتل برساند.&lt;br /&gt;گروهی که تنها چیزهایی شنیده اند با ژست روشنفکری نادر را جنایتکار می دانند زیرا چند بار به هند حمله کرد ولی نمی دانند که چرا حمله کرد. سالها دزدان و خرابکاران و جنایتکاران افغان که به درون مرزهای ایران آمده بودند و غارت ها کرده بودند  به هند پناهنده پناهنده شده بودند و نادر چندین بار از پادشاه وقت هند خواست که آنها را تحویل او دهد ولی پادشاه هند گویا خودش با خرابکاران دستش در یک کاسه بود و نادر مجبور به حمله هند شد تا ضرب شستی به آنها نشان دهد ولی هیچکس را به بردگی و کنیزی نگرفت و دلیل حملات بعدی هم تکرار این کار توسط پادشاه هند بود.&lt;br /&gt;ایرانی که نادر شاه بزرگ به ایرانیان تحویل داد سه برابر ایران امروزی بود که به برکت پادشاهان بی لیاقت و مفتخوار و زنباره قاجار دو سوم آن از دست رفت.&lt;br /&gt;چند جمله از این بزرگ سردار ایرانی می نویسم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;خردمندان و دانشمندان سرزمینم آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما. اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشید دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;شاهنامه فردوسی خردمند راهنمای من در زندگی بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;فتح هند افتخاری نبود برای من بلکه دستگیری متجاوزین و سر سپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند. اگر به دنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم که آن هم از جوانمردی و خوی ایرانی من به دور بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;کمربند سلطنت نشان نوکری برای سرزمینم است. نادرها بسیار آمده اند و بازهم خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد و این آرزوی تمام عمرم است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;برای اراضی کشورم هیچگاه گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 30 مهر 2569&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-3482100913686213941?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/3482100913686213941/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_17.html#comment-form' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/3482100913686213941'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/3482100913686213941'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_17.html' title='توهماتی از جنس دین فروشی و عوام فریبی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-7418354436081857587</id><published>2010-10-12T00:23:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.911-08:00</updated><title type='text'>مجاهدین خلق و امپریالیسم آمریکا!!!</title><content type='html'>به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://puyeshga.ipower.com/ES.Notes/2010/101510-PU-EN-Why-alternative-should-be-created-outside-of-Iran.htm"&gt;چرا آلترناتیو حکومت استبدادی همیشه در خارج ساخته می شود؟&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; نام دارد که نام مقاله خود بیان گر موضوع آن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک فایل پی دی اف و یک فیلم بسیار جالب و یک مقاله فوق العاده خواندنی به وبلاگ اضافه کرده ام.&lt;br /&gt; فایل پی دی اف آگهی صیغه در مشهد و در حرم مطهر آقا علی ابن موسی الرضا و قیمت خانمهای مختلف است که آدرس و شماره تلفن هم دارد و کاملا مستند است. هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت شغل بسیار شریفی دارند که نامش بد ولی پولش خوب است.!!!!!!!!&lt;br /&gt;فیلمی هم از مصاحبه ستار خواننده بزرگ ایران با صدای آمریکا و سخنانی بسیار شجاعانه از این خواننده بزرگ درباره اسلام و ایران است. درود باید فرستاد بر هنرمندانی مانند ستار که اینچنین شجاعانه سخن می گویند.&lt;br /&gt;مقاله یا بهتر است بگویم نوشته ای از خانم نادره افشاری به نام ((پس از پیروزی)) که تا حدی بعد طنز نیز دارد و درباره اتفاقات احتمالی است که پس از سقوط جمهوری اسلامی افتاده است. حتما بخوانید چون بسیار عالی نوشته شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این پست تصمیم گرفتم درباره بخشی از فعالیتهای تاثیرگزاترین سازمان سیاسی در روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی و متشکل ترین سازمان سیاسی مخالف حکومت جمهوری اسلامی یعنی سازمان مجاهدین خلق بنویسم. کاری به چگونگی زاییده شدن سازمان مجاهدین خلق از دل نهضت آزادی و کارهای تروریستی این سازمان در پیش و پس از انقلاب و سایر نقاط سیاه کارنامه این سازمان سیاسی و ایدئولوژی سیاسی آن در این نوشته ندارم و تنها می خواهم دیدگاه ها و جبهه گیریهای سیاسی این سازمان در برابر کشورهای غربی و به ویژه آمریکا در طول زمان به صورت مستند بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما خواهان سلامت امام هستیم زیرا تا وقتی که امام هست آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند &lt;span style="font-size:85%;"&gt;(تظاهرات در حمایت از گروگانگیری سفارت آمریکا - روزنامه اطلاعات در تاریخ 23 دی 1358).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تضاد اصلی حاکم بر جامعه تضاد خلقها با امپریالیسم است که امپریالیسم آمریکا مظهر کامل آن است و تنها از طریق یک مبارزه قهر آمیز توده ای دراز مدت پیروزی بر این دشمن غدار امکان پذیر است &lt;span style="font-size:85%;"&gt;(شرح تاسیس و تاریخچه وقایع سازمان مجاهدین خلق ایران-چاپ تهران - 1358 - صفحه 43).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مضمون برنامه حداقلی یک سازمان مسلح به ایدئولوژی اسلام و جهان بینی توحیدی دقیقا ملازم نفی همه جانبه آثار سیاسی و فرهنگی و نظامی و اقتصادی امپریالیسم جهانی به سردمداری آمریکا است. همان قدرت شیطانی و طاغوتی و کفر آمیزی که غدارترین نیروی تاراجگر تاریخ جهان را و تشکیل می دهد و همراه با سایر شرکا تمام خلقهای زیر سلطه جهان را استثمار می کند&lt;span style="font-size:85%;"&gt; (اعلامیه سازمان مجاهدین خلق ایران با عنوان " انتظارات مرحله ای از جمهوری اسلامی " در تاریخ 27 اسفند 1357).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اجازه بدهید سرافرازی هرچه بیشتر انقلاب شما را در مسیر تکامل ضد استثماری و ضد طبقاتی اش آرزو کرده و امیدوار باشیم شما با طرد انواع راههای رشد سرمایه داری هرچه زودتر در بنای جامعه نوین بدون طبقات توفیق یابید. مرگ بر امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا &lt;span style="font-size:85%;"&gt;(پیام سازمان مجاهدین خلق ایران به جبهه آزادی بخش ملی الجزایر به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد انقلاب الجزایر - روزنامه اطلاعات در تاریخ 6 آبان 1358).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانی که از استراتژی و خط مشی صحبت می کنیم منظور به دست دادن راه و خطوط کلی روشنی است که بتواند ما را در به ثمر رساندن انقلاب قهر آمیز ضد امپریالیستی یاری دهد زیرا بدون دست زدن به یک مبارزه مسلحانه امکان پیروزی بر دشمن غداری همچون امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا نیست&lt;span style="font-size:85%;"&gt; (شرح تاسیس و تاریخچه وقایع سازمان مجاهدین خلق ایران - چاپ تهران در سال 1358 - صفحه 22).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال از اینجا به بعد به طوری کلی خط مشی سازمان مجاهدین تغییر می کند بدون هیچ عذرخواهی و اعتراف به اشتباهات گذشته و تازه با وقاحت تمام از کارنامه گذشته خود دفاع می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه شما اشتباه می کنید. ما مارکسیست نیستیم و عمیقا دموکرات هستیم و مالکیت خصوصی و سرمایه گزاری خصوصی را قبول داریم.ما هیچوقت یک سازمان تروریستی نبوده ایم.ضد آمریکایی و ضد غربی هم نیستیم.وقتی که جنبش ما خمینی را سرنگون کند ما با تمام کشورها از جمله آمریکا روابط خوب برقرار خواهیم کرد و کشوری نمونه از کشورهای آزاد و مستقل به وجود خواهیم آورد.البته قصد ایجاد یک حکومت مذهبی را هم نداریم.ما در بازگشت به ایران یک حکومت موقت به ریاست خود من تشکیل خواهیم داد تا در ظرف شش ماه نظم را برقرار کند و بعد برای تعیین نوع حکومت مجلس موسسان تشکیل شود (مسعود رجوی در گفتگو با روزنامه آمریکایی philadelphia inquirer در تاریخ 22 اوت 1985).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتهامات آمریکا مبنی بر اینگه سازمان مجاهدین خلق یک سازمان مارکسیستی و ضد غربی و ضد اسرائیلی است صحت ندارد. این ادعاها بر اساس محتویات افترا آمیز یک جزوه هفده صفحه ای عنوان شده که سابقا توسط پلیس مخفی شاه منتشر شده بود (مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه آمریکایی U.S Today در تاریخ 11 نوامبر 1985).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرین شیرین کاری سازمان مجاهدین خلق در تجمعی بود که این سازمان در سفر احمدی نژاد به نیویورک تشکیل داده بود و دو نفر از دست راستی ترین و تندرو ترین سیاستمدارن آمریکا یعنی جان بولتون و رودی جولیانی را برای سخنرانی دعوت کردند (کاری ندارم که آنها به چه دلیل و با چه توافقی حاضر به انجام این سخنرانی شده اند).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این ویژه سازمان مجاهدین نیست که راحت زیر حرف خود می زند و هدف من هم از نوشتن این مطلب این نیست که بگویم مجاهدین بد هستند و فلان گروه و حزب و دسته خوب هستند بلکه هدف درک کردن این نکته که چرا سیاست بازان ایرانی (ما سیاستمدار نداریم و متاسفانه نداشتیم زیرا هیچگاه نخواستیم بپذیریم که سیاست یک علم است. تنها کسی که در تاریخ معاصر ایران تا حدی دید سیاسی و عمیق به مسائل داشت محمد رضا شاه بود که البته او هم متاسفانه از سیاستمداران غربی شکست خورد) تا این حد ساده و در واقع بدون شرمساری به خود اجازه می دهند که یک شبه حرف و سخن خود را تغییر دهند. دلیل این موضوع در واقع سابقه ای است که این افراد و احزاب از ما مردم سراغ دارند. گروه های چپ و جبهه ملی هم در این زمینه دست کمی از مجاهدین ندارند. اگر مردم ایران حافظه تاریخی داشتند و تا این حد فراموشکار هیچگاه یک سازمان سیاسی و یا یک شخصیت سیاسی بدون عذرخواهی و اعتراف به اشتباه در پیشگاه مردم از اعمال گذشته اش به خود اجازه چرخش های اینچنینی نمی داد. اگر مردم ایران حافظه تاریخی داشتند موسوی و کروبی و خاتمی و رهنورد بدون اعتراف و عذرخواهی از سوابق گذشته خود رهبر مبارزه برای آزادی در ایران نمی شدند و تا روزی که کارنامه سازمان ها و احزاب و شخصیت های سیاسی را تا این اندازه راحت فراموش کنیم وضعیتمان همین است. آخوندها نباشند یک گروه دیگر از نا آگاهی ما سو استفاده می کنند. باید یک بار برای همیشه این مشکل فرهنگی را از ریشه حل کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;درباره درون سازمان مجاهدین خلق کتاب &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);" href="http://www.mediafire.com/?zzf1t2jy5dy#1"&gt;هتل عمو مسعود&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; خانم نادره افشاری را توصیه می کنم حتما بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 23 مهر 2569&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-7418354436081857587?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/7418354436081857587/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_12.html#comment-form' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7418354436081857587'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/7418354436081857587'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_12.html' title='مجاهدین خلق و امپریالیسم آمریکا!!!'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-1460080754238215421</id><published>2010-10-04T11:58:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.914-08:00</updated><title type='text'>دو مناسبت مهم - جشن مهرگان و بزرگداشت حافظ شیرازی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://puyeshga.ipower.com/ES.Notes/2010/100810-PU-EN-Alternative-v-reformism.htm"&gt; آلترناتیوسازان و اصلاح طلبان&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; نام دارد که پاسخ به این پرسش است که آیا اصلاح طلبان و افرادی مانند موسوی و کروبی و خاتمی و رهنورد می توانند یک آلترناتیو (جایگزین) در برابر جمهوری اسلامی باشند یا خیر؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره 51 ماهنامه بیداری نیز منتشر شد و به مانند سایر شماره های این ماهنامه وزین و ضد خرافات مطالب و مقالات بسیار ارزشمندی در راه مبارزه با خرافات را در بر دارد. امیدوارم استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;جشن مهرگان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز 16 مهر (یا 10 مهر) روز بزرگداشت دومین جشن بزرگ ایرانیان پس از نوروز بزرگ و باستانی یعنی جشن مهرگان است. در گاهشمار باستانی ایران همانگونه که بارها گفته ام هر کدام از سی روز ماه یک نام دارد و نام دوازده ماه سال نیز در میان آن سی نام بود و به همین دلیل هر گاه که ماه و روز همنام می شوند یعنی یک جشن است. در ایران باستان این همنامی در دهمین روز از ماه مهر اتفاق می افتاد. در زمان رضا شاه که پس از 13 قرن که گاهشمار ایرانیان قمری بود دوباره گاهشمار خورشیدی در ایران رسمیت پیدا کرد ولی آغاز آن گاهشمار نیز به مانند گاهشمار قمری فرار محمد از مکه به مدینه بود.&lt;br /&gt;در گاهشمار ایرانی باستان پس از 12 ماه سی روزه 5 روز دیگر نیز در پایان سال وجود داشت و به این دلیل با اضافه کردن این 5 روز پس از کنار زدن گاهشمار قمری جشن مهرگان به روز 16 مهر تغییر کرد.&lt;br /&gt;مناسبت مهم دیگر جشن مهرگان که بسیار از موضوع همنامی ماه و روز و اینکه این جشن 10 مهر است یا 16 مهر مهمتر است این است که جشن مهرگان یاد آور قیام ملی کاوه آهنگر علیه ضحاک ماردوش تازی و پایین کشیدن ضحاک از قدرت به رهبری کاوه است که پس از ضحاک فریدون دوباره به پادشاهی (که مقام پدرش بود) می رسد.&lt;br /&gt;کاوه نماد آزادیخواهی در فرهنگ ایران بوده و هست.&lt;br /&gt;امیدوارم روزی جشن مهرگان با شکوه هر چه تمامتر در ایران عزیز برگزار شود.&lt;br /&gt;مردم ایران مردم شادی بودند. در هر ماه حداقل یک جشن می گرفتند و به مانند دوران اسلامی مرتب مشغول عزاداری و بر سر و صورت خود زدن نبودند.&lt;br /&gt;مهرگان را به همه ایران پرستان و ایران دوستان خجسته باد می گویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بزرگداشت حافظ شیرازی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز 20 مهر هم بزرگداشت خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی است.&lt;br /&gt;حافظ بزرگ در زندگی خود یک سیر تکاملی را پیموده است و از حافظ قرآن بودن و مسلمان بودن به کیش باستانی مهر رسیده است. در این زمینه تحقیقات بسیار خوبی استاد امید عطایی فرد انجام داده اند و همچنین دکتر ناصر انقطاع هم کتابی به نام ((حافظ و کیش مهر))  نوشته اند که در دنیای مجازی نیست و هر دو بزرگوار با سند و مدرک از اشعار حافظ نشان داده اند که بخش بزرگی از غزلیات این شاعر بزرگ بر ستون های اعتقادی مهر پرستی استوار است.&lt;br /&gt;دو غزل از حافظ بزرگ انتخاب کرده ام که امیدوارم لذت ببرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت&lt;br /&gt;که خدا در ازل از بهر بهشتم بسرشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;یک جو از خرمن هستی نتواند برداشت&lt;br /&gt;هر که در ملک فنا در ره حق دانه نکشت&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو و تصبیح و مصلی و ره زهد و ورع&lt;br /&gt;من و میخانه و ناقوس و ره دیر و کنشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;منعم از می مکن ای صوفی صافی که حکیم&lt;br /&gt;در ازل طینت ما را به می صاف سرشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;صوفی صاف بهشتی نبود زآنکه چو من&lt;br /&gt;خرقه در میکده ها بهر می ناب نهشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;لذت از حور بهشت و لب حوضش نبود&lt;br /&gt;هر که او دامن معشوق خود از دست بهشت&lt;/span&gt;  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;                      &lt;br /&gt;                                             &lt;br /&gt;حافظا لطف حق ار با تو عنایت دارد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;باش فارغ ز غم دوزخ و شادی بهشت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست&lt;br /&gt;مست از می و میخواران از نرگس مستش مست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;از نعل سمند او شکل مه نو پیدا&lt;br /&gt;وز قد بلند او بالای صنوبر پست&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخر ز چه گویم هست از خود خبرم چون نیست&lt;br /&gt;وز بهر چه گویم نیست با او نظرم چون هست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;چون شمع وجود من شب تا به سحر خود را&lt;br /&gt;می سوخت چو پروانه تا روز ز پا بنشست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;شمع دل دمسازان بنشست چو او برخاست&lt;br /&gt;افغان نظربازان برخاست چو او بنشست&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گر غالیه گیسو شد در گیسوی او پیچید&lt;br /&gt;ور وسمه کمان کش شد با ابروی او پیوست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;                            &lt;br /&gt;باز آی که باز آید عمر شده حافظ&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 16 مهر 2569&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-1460080754238215421?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/1460080754238215421/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_04.html#comment-form' title='9 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1460080754238215421'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1460080754238215421'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/10/blog-post_04.html' title='دو مناسبت مهم - جشن مهرگان و بزرگداشت حافظ شیرازی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-5179533597821373357</id><published>2010-09-28T10:37:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.917-08:00</updated><title type='text'>نامه ای از میرزا آقا خان کرمانی به ایران زمین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);" href="http://www.mediafire.com/?bzggeavuud8cifm"&gt; اپوزیسیون در نیویورک&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; نام دارد که امیدوارم بخوانید و استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شش مقاله فوق العاده خواندنی به کتابخانه وبلاگ اضافه کرده ام که امیدوارم دانلود کنید و بخوانید. پنج مقاله از آقای حنیف معلم است و بخشی را در گوشه سمت چپ وبلاگ به مقالات ایشان اختصاص دادم که عبارتند از:  ((11 ویژگی یک مسلمان متعصب)) و ((خدا یک کلاهبردار است)) و ((مقایسه ای میان علم و دین)) و ((طاعون اسلام)) و ((ترس بیمارگونه از اسلام)). همچنین یک مقاله فوق العاده خواندنی از آقای مردو آناهید به نام ((روشنفکران اسلامزده)).&lt;br /&gt;لینک یک فیلم در سایت یوتیوب را هم قرار داده ام که ((بزرگداشت دکتر شجاع الدین شفا در وزارت فرهنگ فرانسه)) است و فیلم دیگری را نیز با نام ((سخنان پروفسور ریچارد داوکینز درباره اخلاقیات مطلق)) برای دانلود قرار داده ام که زیرنویس فارسی هم دارد.&lt;br /&gt;این پست خود را به نامه ای از یکی از بزرگترین روشنگران تاریخ معاصر ایران یعنی میرزا آقا خان کرمانی که سالها پیش از انقلاب مشروطه و در دوران نکبت بار قاجار نوشته شده است اختصاص داده ام. متن نامه کمی طولانی است ولی توصیه می کنم حتما کامل بخوانید و ببینید این مرد بزرگ در آن روزگاران که کسی حرفش را نمیفهمیده چه عذابی کشیده است و اشک بریزیم به حال کسانی که پس از گذشت بیش از صد سال اندیشه هایشان هنوز در قلمرو دین و مذهب می چرخد و نام خود را هم روشنفکر می گذارند در حالی که خیانت آنان به سرزمینشان هزاران برابر بیش از مردم عادی این سرزمین بوده و هست.&lt;br /&gt;میرزا آقا خان کرمانی را ابتدا با آهن داغ چشمانش را از کاسه در آوردند و سپس کشتند. این را بارها گفته ام و بازهم می گویم تا بفهمیم در طول این 14 قرن نکبت بار اسلامی چه بلایی بر سر روشنگران و مبارزان فرهنگیمان آورده ایم.&lt;br /&gt;از این روشنگر بزرگ تاریخ ایران دو کتاب به نامهای (( سه مکتوب )) و (( هشت بهشت )) در کتابخانه وبلاگ قرار دارد و همچنین کتابی به نام (( اندیشه های میرزا آقا خان کرمانی )) که زنده یاد دکتر فریدون آدمیت آن را نوشته اند و اینها بهترین منابع برای شناخت اندیشه ها و نقطه نظرات این انسان بزرگ است.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نامه ای از میرزا آقا خان کرمانی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; به ایران زمین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای ایران گران شوکت زمانی وسعت مرز و بوم تو به جایی می رسید که از کران تا کرانش را خورشید در یک روز نمی پیمود.&lt;br /&gt;ایرانیان در دانش و آداب و اخلاق و فضیلت بر همه ملل سروری داشتند. علوم هندسه و جغرافیا و نظام دادگستری تو (ایران) شهره آفاق بود.&lt;br /&gt;جشن سده و اردیبهشت و نوروز و آواز نکیسا و موسیقی جملگی جملگی از ذوق شادمان و خرم این ملت بود.&lt;br /&gt;حیف از تو و افسوس بر تو ای ایران. چه شد آن قدرت آسمانی و عصر کامرانی؟&lt;br /&gt;یک مشت تازی لخت و برهنه و وحشی و گرسنه و دزد و شترچران و شریر و بی ادب و خونخوار مثل حیوان و پست تر از حیوان بر کاروان هستی تو تاختند.&lt;br /&gt;آنها با سوختن آثار علم و حکمت و فنون آتشی به دانش آفاق زدند و به جای نوشته های بزرگمهر حکیم و مزدک فرزانه اوراقی به هم ریخته و بی سر و ته به دست ایرانیان دادند که یک جمله آن را کسی نمی فهمد.&lt;br /&gt;آیین پاک و شرف تابناک ایران را بر اساس دروغ و بنیاد ظلم و دین موهوم و خدای مجهول و پیغمبر امی و ریشه ایرانیگری و بزرگواری و کیانیگری را از خاک ایران بر کندند و بر باد دادند.&lt;br /&gt;در حماقت ایرانیان و سفاهت آنان هیچ شک و تردیدی برایم باقی نمانده و الا هیچ عاقل فرزانه ای در جهان اطاعت راهزنانی که او را چاپیده اند نمی کند.&lt;br /&gt;ای ایران زمین تو حالا همه خراب و شهرهای آباد تو یکسره ویران و ملت تو جاهل و نادان و از خطوط آدمیت و حقوق بشریت محروم و به هر ستمی گرفتار.&lt;br /&gt;این فرمانروایان توست سیه دل و بد سگال و ظالم و نا بکار.&lt;br /&gt;این بزرگان توست که جز چپاول و خودکامگی و عناد قانونی برای زندگی نیافته اند. این حکام توست در هدر کردن ملت حریص و همه سست عنصر و تن پرور و عشرت طلب و این علمای توست که از هر علمی بی خبرند و همه شریک ظلم اند و طرار پرهیزگار و این تجار تو است که جز خیانت و دغل کاری و ربا خواری ندارند.&lt;br /&gt;این ارباب صنعت توست که به جز سر هم بندی کردن پیشه ای ندارند و آنها از کار دزدیده و بر طول سوگند دروغ خود افزوده اند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;این زنان توست در چادر مستور و خوار و حقیر و ناتوان و اسیر.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای ملت ایران زمانی ایران قلب جهان بود و شما سر دفتر دانایی بودید و منشور خرد به نامتان مضبوط و در افق دانش و فن چون نیر اعظم بودید و اکنون در ظلمات غفلت پژمرده و مکدر گشته اید.&lt;br /&gt;ای پسران و جوانان ایران جهانیان بار بندگی و اسارت از دوش افکندند و به سوی ترقی و آزادی گام برداشتند.&lt;br /&gt;ما از گلستان ایران گور ساخته ایم و از رگ غیرت بی بهره شدیم و در گذر سیل بیهوش خفته ایم.&lt;br /&gt;چه دیدید که نام ایران یکباره از دفتر ایام سترده شود. برخیزید و هر اساسی را که مباین بنیاد سیاست و منافع عام است براندازید و ایرانی بزرگ و شرافتمند برپا دارید و این زنده به گور شده های ایران را از قبر ذلت و قید اسارت و از دست علمای فناتیک آزاد دارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پایان شعر زیبایی می نویسم از استاد ((هادی خرسندی)) که امیدوارم از آن لذت ببرید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;یک مشت گدای عرب از راه رسیدند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;در میهن پر رونق ما خانه گزیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;با روضه و با روزه در این باغ پر از گل&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;چون گاو دویدند و چریدند و خزیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;با چوب و چماق و قمه و دشنه و چاقو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سرها بشکستند و شکمها بدریدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;گفتند که این منطق اسلام عزیز است&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;اینان که سیه کار تر از شمر و یزیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;بستند ز نفرت در دانشکده ها را&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;استاد و مبارز همه در بند کشیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;آنگاه به صحن چمن دانش و فرهنگ&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;هر جمعه چنان گله بزغاله چریدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;با چرک و شپش لشگر جرار گدایان&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;از سامره و کوفه و بیروت رسیدند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزی که جوانان وطن در صف پیکار&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;لبخند زنان ذائقه مرگ چشیدند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز سر افراشته در عین وقاحت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;این مرده خوران مدعی خون شهیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;اینک همه با غارت این مردم بد بخت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;گویی شرف گمشده را باز خریدند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با زور و ریاکاری و دزدی و تقلب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بر قامت دین جامه تزویر بریدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;موسیقی شان شیون مرگ است و گدایی&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;این کوردلان دشمن شادی و امیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;کوته نظران قاصد دوران توحش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بر سقف جهان تار خرافات تنیدند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جز مفت خوری مرده خوری نوحه سرایی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مردم هنر دیگری از شیخ ندیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;اکنون که سفیهان همه در مسند جاهند&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;اکنون که فقیهان همه چرمنگ و پلیدند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;در میهن ما منطق اسلام چماق است&lt;/span&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;دزدان همگی پیرو این دین مبین اند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 9 مهر 2569&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-5179533597821373357?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/5179533597821373357/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post.html#comment-form' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5179533597821373357'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5179533597821373357'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='نامه ای از میرزا آقا خان کرمانی به ایران زمین'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-1254472751810667549</id><published>2010-09-19T02:16:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.920-08:00</updated><title type='text'>احترام به عقیده یا احترام به آزادی عقیده؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر اسماعیل نوری علا این هفته مقاله تازه ای منتشر نکردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از زمان رنسانس در اروپا موضوع به چالش کشیدن ادیان به موضوعی فراگیر تبدیل شد. تا پیش از آن انسانهای بزرگی که با پایه های خرافی و ضد علمی و ضد انسانی ادیان مخالفت و مبارزه کردند یا به سختی مجازات شدند یا زنده زنده در آتش سوختند یا مجبور شدند که از عقاید خود به صورت زبانی بازگردند. ظهور رنسانس اصولا با به چالش کشیدن دین انجام می پذیرد و آن تقدس دین و پایه گزاران و پیشوایان هر دین از بین رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از همان زمان رنسانس دینکاران که دیدند دیگر امکان ورود به حکومت را ندارند حرفی نا درست را در ذهن مومنان و پیروان خود جا انداختند و آن حرف این بود: &lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);font-size:100%;" &gt;&lt;span&gt;(( به عقاید دیگران باید احترام گذاشت)).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; این جمله بدین معنی بود و هست که کسی درباره ادیان و عدم مطابقت آنها با علم و خرد و انسانیت صحبت نکند زیرا کار و کاسبی دستگاه دین به خطر می افتد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);font-size:100%;" &gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;جالب این بود و هست که احترام به عقاید دیگران تنها شامل عقاید مذهبی می شد و می شود وگرنه به سایر عقاید هر اندازه هم توهین شود (بر طبق عملکرد دینکاران و مومنان به ادیان) مهم نیست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; مثلا یک لیبرال اگر به بدترین شکل و با بدترین الفاظ در رابطه با سوسیالیسم صحبت کند و یا بالعکس (که البته هیچ منافاتی با آزادی بیان ندارد) هیچکس نمی گوید باید به عقاید دیگران احترام گذاشت و این موضوع تنها زمانی مطرح می شود که پای ادیان شناخته شده به میان می آید زیرا دین فروشان این ادیان مقام و منافع خود را در خطر می بینند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;اگر قرار بود همه به عقاید هم احترام بگذارند و عقاید یکدیگر را به چالش نکشند (حتی با بدترین لحن و واژه ها) دیگر چه نیازی به آزادی و به ویژه آزادی بیان بود؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; همه به عقاید هم احترام می گذاشتند و اصلا نیازی به بحث و تبادل نظر و عقیده نبود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اگر عقاید پوسیده به چالش کشیده نمی شد و عقاید بر خلاف دانش و ضد انسانی زیر بولدوزر دانش و انسانیت له نمی شد که بشریت امروز در اینجا نبود. هنوز به مانند انسان های اولیه بودیم.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;جالب این است که ادیان که بزرگترین دشمنان آزادی در بشریت هستند احترام به عقاید دیگران را به  دروغ به عنوان بخشی از دموکراسی مطرح می کنند و این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخ است. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);font-size:100%;" &gt;&lt;span&gt;هیچکس مجبور نیست به عقاید دیگران احترام بگذارد بلکه باید به آزادی دیگران در انتخاب و داشتن یک عقیده احترام بگذارد و کسی را مجبور به داشتن یا نداشتن یک عقیده نکند (البته این موضوع شامل عقاید و ایدئولوژی هایی است که دستور آزار و اذیت و حذف معتقدان به دیگر ایدئولوژی ها را نمی دهند و یا اگر در مانیفستشان بوده مومنان به آنها یک تعهد اجتماعی داشته باشند که آن بخش از عقایدشان به اجرا در نیاید که در آن صورت جامعه و حکومت یک کشور نه تنها می تواند بلکه وظیفه دارد با آن عقیده و ایدئولوژی مبارزه کند).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;اگر احترام به عقاید دیگران باید گذاشت باید پرسید چرا خود به اصطلاح پیامبران (شیادان) به اعتقادات مردم زمان خود احترام نگذاشتند و تازه با افتخار با عقایدشان مبارزه کردند؟ چگونه است که محمد و ابراهیم و موسی و عیسی و تمام این سی چهل نفری که با نام پیامبر به ما معرفی کردند (باقی 124 هزار پیامبر حتی نامشان هم در جایی نیست) هیچکدام به عقاید مردم زمان خود احترام نگذاشتند و همگی خدایان (بتهای) مردم زمان خود را شکستند و تازه خداوند قادر متعال هم در مواردی که آنها به هیچ وسیله ای موفق به تغییر عقیده مردم خود نشدند وارد عمل شد و به گفته خودش در قرآن و تورات بارها مردمانی را کشت و نسل کشی کرد؟ چطور آنجا توهین به عقاید دیگران اشکالی نداشته و تازه مومنین با افتخار از این عملیات شهادت طلبانه یاد می کنند ولی امروز که نوبت به چالش کشیده شدن ادیان است نباید به عقاید دیگران توهین کرد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شستشوی مغزی که ادیان (به ویژه سه دین ابراهیمی) انسانها را انجام دادند به یک وسیله خود را نگاه داشتند و آن مقدس کردن و مقدس جلوه دادن انسان ها و اماکن و کتاب ها و نام های خاص. باید بشریت به این حد از شعور برسد که هیچ چیز و هیچکس در تاریخ مقدس نبوده و نیست و نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما برسیم به این موضوع که ببینیم هدف از این جعل دموکراسی یا بهتر است بگویم ضد دموکراسی چیست؟&lt;br /&gt;دین فروشان و خدا فروشان در سراسر جهان (از جمله ایران عزیز) و در تمام طول تاریخ ادیان در بشریت از آگاهی مردم می ترسیدند و هنوز هم می ترسند زیرا آگاهی مردم برابر است با تعطیل شدن مفتخواری و از بین رفتن قدرت سیاسی.&lt;br /&gt;این جمله همانطور که گفتم بر خلاف دروغ مومنین یک جمله ضد دموکراسی و عامل خود سانسوری است زیرا به وسیله این جمله ادیان و مومنین نا آگاه آنها نمی خواهند بگذارند که کسانی که به حقایق امور از هر راهی پی برده اند دیگر مومنین را هم آگاه کنند و در واقع می خواهند حتی اگر کسی به حقایق این موضوعات پی برد همیشه از بیان آن بترسد و البته تا حدی ترس هم دارد زیرا پولساز ترین دستگاه های اقتصادی جهان دستگاه های دین فروشی و خدا فروشی مسیحیان و مسلمانان یعنی واتیکان و مکه هستند و به دلیل این وضعیت خوب مالی ابزار تبلیغات قوی هم در دسترس دارند و اگر نتوانند سر کسی را  که حقایقی را مطرح می کند به زیر آب کنند ترور شخصیت انجام می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span&gt;ممکن است با هر حرکت و هر حرفی عده ای (کم یا زیاد مهم نیست) ناراحت شوند. نمی توان آزادی دیگران را از آنان گرفت که گروهی ناراحت می شوند. هر کس از شنیدن حرفی یا خواندن نوشته ای یا دیدن تصویری ناراحت می شود به سادگی می تواند نبیند و نخواند و گوش ندهد ولی نمی تواند دیگران را سانسور کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);"&gt;نکته بسیار مهم : به جز محمد بن عبدالله هیچکدام از کسانی که در این سه کتاب ابراهیمی از آنها با عنوان پیامبر یاد شده است سندیت تاریخی ندارند (درباره عیسی و مریم هنوز مورخین به اجماع کامل و یا حد اکثری نرسیده اند و البته چیزی که مسلم است و شکی در آن نیست این است که دختر باکره باردار نمی شود) و تا جایی که امروزه مشخص شده همگی یا اکثریت مطلقشان افسانه های سومری و بابلی هستند که ابتدا یهودیان و سپس مسلمانان آنان را وارد کتاب خود کردند. به عنوان نمونه بسیاری از این افراد گفته شده است که در کشور مصر بوده اند. کشور مصر بر خلاف ایران که یکی از ضعفهای چند هزار ساله اش نداشتن تاریخ مدون است بیش از هفت هزار سال تاریخ مکتوب دارد و نامی از موسی و ابراهیم و... نیست. جالب این است که هیچکدام از آنها که در مصر بوده اند نام فرعون زمانشان در این کتابها نیست و تنها به عنوان فرعون که به پادشاهان مصر باستان گفته می شد بسنده شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);font-size:100%;" &gt;&lt;span&gt;ادیان ابراهیمی به ویژه اسلام ناب محمدی که گرفتاری 14 قرن اخیر ما از رسوبات آن در مغز مردم ایران است هیچ میانه ای با دموکراسی ندارند. روی مخالفین و کسانی که به هر دلیلی دوست ندارند و نمی خواهند پیرو اسلام (یا یهود و مسیحیت) باشند نامهایی از قبیل کافر و مشرک و ملحد و مرتد و منافق و از این دست چرندیات می گذارند و با استناد به این مخالفین خود را از ابتدای به وجود آمدنشان کشته و هنوز هم می کشند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span&gt;اگر دینی پایه های منطقی محکم داشته باشد هیچگاه از به چالش کشیدن و ایراد گرفتن از خود ترسی ندارد ولی تاریخ خلاف این را می گوید زیرا تمام کسانی که با اندیشه و انسانیت تیشه بر بنیان های سست ادیان زدند سرکوب و یا مجبور به خود سانسوری شدند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:100%;" &gt;به امید روزی که دست کثیف خدایان و ادیان از قدرت سیاسی و قانونگزاری و حکومت ابتدا در ایران عزیز و سپس در همه جای جهان قطع شود. شاید آن روز من و امثال من زنده نباشیم ولی در برابر میهن خود و نسلهای آینده وظیفه داریم که پایه گزار رهایی ایرانیان ابتدا از حکومت دینی و ایدئولوژیک (در هر شکلی و با هر گروهی) و سپس از خود دین و خرافات باشیم. شاید صد سال طول بکشد. شاید بیشتر و شاید کمتر. مهم نیست. مهم این است که هر اندازه که می توانیم به این حرکت کمک کنیم. دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد و ما با گام برداشتن خود در این راه به آن سرعت خواهیم بخشید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 1:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;روز 31 شهریور سالروز آغاز جنگ ایران و عراق بود که با حمله عراقیها و ورود به قصر شیرین و تصرف خرمشهر ادامه پیدا کرد و سپس با دلیری افسران باقی مانده ارتش و مردم بومی خوزستان خرمشهر پس از 2 سال آزاد شد و ایران تا آن زمان بین 30 تا 40 هزار کشته داده بود و از مجروح شیمیایی هم خبری نبود ولی با خودخواهی خمینی کثیف و نظام بی همه چیز جمهوری اسلامی که برای حفظ خود به این جنگ نیاز داشت این جنگ 6 سال دیگر ادامه پیدا کرد و تعداد کشته های ایران به علاوه تعداد مجروحین شیمیایی و ناقص العضو شده به بیش یک میلیون ایرانی رسید.&lt;br /&gt;جنایت فجیعی که رخ داد فرستادن انسانهای هنوز نا بالغ روی مین و جلوی مسلسل بود. این افتخار ندارد که بچه نا بالغ را با تهییج از مدرسه سوار اتوبوس و مینی بوس کنیم و در جبهه با تهییج مذهبی و قول بهشت و حوریان بهشتی و انداختن پلاستیکی بر گردنش و یک انسان سوار بر اسب جلوی چشم آنها فرستادن و او را امام زمان معرفی کردن و او را به روی مین بفرستیم که راه صاف کن باشد. این جنایت است و از فجیع ترین نوع جنایت است.&lt;br /&gt;من درباره جنگ ایران و عراق سال گذشته&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://kheradgeraee10.blogspot.com/2009/09/8-6.html"&gt; یک پست&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; بسیار مستند نوشتم که تک تک جملات و پاراگرافهایش از گفته ها و سخنان مسئولین آن روز جمهوری اسلامی است. این پست را اگر به موضوع جنگ ایران و عراق علاقه دارید بخوانید.&lt;br /&gt;نکته جالب توجه این است که صدا و سیمای حکومت دینی این مناسبت را تبریک می گوید. من هر چه با خود اندیشیدم چیز خوبی در این موضوع ندیدم و آن را یاد آور مسئله خوبی هم ندیدم. تنها یاد آور خودخواهی یک حکومت و کشته شدن و مجروح شدن و شیمیایی شدن بیش از یک میلیون هم میهن ماست. کسی که واقعا به چشم خود جنگ را دیده (این سپاهیان و دروغگو و شکم گنده و مفتخوار منظورم نیست) و مردن و کشته شدن و تکه تکه شدن انسانها و هم میهنانش را دیده این به هیچ وجه یک خاطره خوب در ذهنش نبوده و نخواهد بود.&lt;br /&gt;پیروز حقیقی این جنگ نه ایران بود و نه عراق بلکه پیروز حقیقی آن حکومت جمهوری اسلامی و کشورهای بزرگ و ثروتمند و کارخانه های اسلحه سازی بودند که آن کشورها نفت این دو کشور نفت خیز را ارزان می خریدند و شرکت های اسلحه سازیشان گاهی در قراردادهای بازار سیاه اسلحه ها را دو یا سه برابر قیمت عادی می فروختند.&lt;br /&gt;این جنگ بر خلاف شعارهای احمقانه اش نه بر علیه استعمار بلکه کاملا به سود استعمار بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(51, 51, 255);"&gt;پی نوشت 2:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;از سال گذشته که تیم تراکتورسازی با تماشاگران زیادش وارد فضای ورزش و اجتماع ایران شد هر از گاهی می شنیدیم که گروه های تجزیه طلب که خواهان جدایی آذرآبادگان (آذربایجان) از ایران هستند در ورزشگاه شعارهای جدایی طلبانه می دهند. با خود می گفتم حتما شایعه است یا به این بزرگی نیست و در واقع مرتب سر خود را کلاه می گذاشتم ولی هفته گذشته در بازی تیم پرسپولیس با ماشین سازی یکی از دوستان نزدیکم را که برای سفر در تبریز بود خواهش کردم و به ورزشگاه رفت و با قاطعیت گفت شعارهای تجزیه طلبانه داده می شود در ورزشگاه. با توجه به وضعیت متزلزل سیاسی کشور این خطر بسیار جدی است و درود می فرستم به علی دائی (با آنکه نه از خودش خوشم می آید و نه با عقایدش میانه ای دارم) برای بیان بی پرده این موضوع در برابر دوربین. اینکه اقوام (نه ملت ها) ایرانی حق دارند زبان خود را آموزش دهند درست است و این هم که به آنان ظلم شده است بازهم درست است ولی اینها دلیل نیست که کسی بخواهد ایران را تکه تکه کند. آن ها باید به حقوق خود برسند و در این شکی نیست ولی جدا شدن از ایران راهش نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 3:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بازهم محمود احمدی نژاد برای جلسه سالانه سازمان ملل به نیویورک رفت و خوشبختانه در دو سال اخیر تجمعات اعتراضی انجام شده در نیویورک بسیار بهتر از سالهای گذشته بوده (پیش از این دو سال اصلاح طلبان امید داشتند که خودشان جای احمدی نژاد را بگیرند ولی خامنه ای به مانند هسته میوه آنها را بیرون تف کرد و امروزه مخالف شده اند).&lt;br /&gt;نکته جالب مصاحبه هایی است که همیشه توسط رسانه های مختلف با احمدی نژاد انجام می شود و همیشه همان پرسش های تکراری و پاسخ های تکراری و عدم پیگیری مصاحبه گر و پرسش درباره احمدی نژاد. درباره لری کینگ و سی ان ان که من شکی ندارم که برای هر مصاحبه کلی پول رد و بدل می شود. حتی کریستین امانپور که خودش اصلیتی ایرانی دارد هم در گفتگو با احمدی نژاد خیلی آرام و بدون چالش گفتگو را پیش می برد.&lt;br /&gt;یک سری از هم میهنان ما هم می گویند سازمان ملل نباید احمدی نژاد را راه بدهد. چرا راه ندهد؟ سازمان مللی در کار نیست. سازمان دولت هاست در واقع. جمهوری اسلامی سالانه میلیون ها دلار حق عضویت می دهد.&lt;br /&gt;تازه این حکومت ضد زن و اصولا ضد انسان و ضد ایران جمهوری اسلامی به عضویت کنوانسیون زنان سازمان ملل در آمده. پول و دلار نفتی در این میان رد و بدل می شود. کشک نیست که از این همه پول سازمانی بگذرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 2 مهر 2569&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-1254472751810667549?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/1254472751810667549/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post_19.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1254472751810667549'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/1254472751810667549'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post_19.html' title='احترام به عقیده یا احترام به آزادی عقیده؟'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-3578981002440503763</id><published>2010-09-13T20:31:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.924-08:00</updated><title type='text'>ماجرای قرآن سوزی از چند زاویه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا &lt;a style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://puyeshga.ipower.com/ES.Notes/2010/091710-PU-EN-National-Secularism.htm"&gt;ناسیونالیسم واقعی فقط سکولار است&lt;/a&gt; می باشد که درباره پسوند تازه اضافه شده به ناسیونالیسم از سوی احمدی نژاد و سپاه است. حتما بخوانید این مقاله را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند کتاب و مقاله به کتابخانه وبلاگ اضافه کرده ام. سه داستان بسیار زیبا از شاهکارهای بزرگ مرد داستان نویسی ایران صادق هدایت که به ترتیب عبارتند از: بوف کور - داش آکل و آبجی خانم. هدایت یکی بود در تاریخ و تکرار نشد. همیشه گفته ام و بازهم می گویم که واژه روشنفکر بر تن یکی از معدود کسانی که می نشیند و برایش گشاد نیست صادق هدایت بزرگ است. او روشنفکر واقعی بود و نه آخوند کت و شلواری و نه مزدور عالیجنابان روس و انگلیس. یک کتاب از بزرگ نویسنده در گذشته یعنی دکتر شجاع الدین شفا به نام ((اطلس تاریخ ایران)) که اطلاعاتی جالب و مهم به صورت تیتر وار و توضیحات کوتاه درباره بخشهای مهم تاریخ و اقوام و جغرافیای ایران داده است که بسیار آموزنده و ارزشمند است. دو کتاب از بانو نادره افشاری که البته هر دو ویرایشی تازه از دو کتاب پیشین ایشان است. یکی ((رنسانس وارونه)) که پیش از این ویرایش قدیمی آن در وبلاگ بود و اکنون با اسناد و متون اضافه شده که بیش از 100 برگ به حجم کتاب اضافه کرده دوباره منتشر شده است. دیگری ویرایشی تازه از آخرین کتاب ایشان یعنی ((نه روسری نه توسری مملکت دوست پسری)) است که دوباره ویرایش شده و بخشهایی به کتاب اضافه شده است. همچنین یک مقاله از بانو نادره افشاری به نام ((راز سر به مهر بوف کور)) که درباره صادق هدایت و به ویژه شاهکار این ابر داستان نویس (بوف کور) و شاید بتوان گفت یکی از معدود روشنفکران (نه روشنفکر نمایان که آخوندهای کت و شلواری هستند یا به دنبال جامعه بی طبقه و این دست چرندیات غیر ممکن هستند) دوران نوین ایران است. دو مقاله از آقای مردو آناهید به نامهای ((سیمای الله در رفتار مسلمانان آشکار است)) و ((در مرداب اسلام هیچ گلی نمی روید)) که نام این دو مقاله فوق العاده بی نظیر خودشان بهترین توضیح برای آنهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روزها تقریبا داغ ترین خبر جهان تصمیم یک مفتخوار مسیحی (کشیش) در آمریکا در سالروز جنایت 11 سپتامبر برای سوزاندن قرآن و اعتراضات مقامات دولت آمریکا و سپس انصراف او از این کار و دوباره انجام این کار توسط شخص دیگر و فریاد ((اسلام در خطره)) مفتخواران اسلامی (آخوندها) و بیرون ریختن توده های شستشوی مغزی شده مسلمان و فریاد زدن آنان بود.&lt;br /&gt;آن مسلمان مومن (ایدئولوژی زده) آنقدر پرده ایمان ایدئولوژیکی که در برابر اندیشه و خردش کشیده کلفت است که حتی یک لحظه فکر نمی کند که آیا با سوزاندن تعدادی قرآن در یک شهر آمریکا مگر اسلام و قرآن از بین می رود که اینچنین خود را پاره پاره می کند؟ او تنها به مانند یک حیوان اهلی به دنبال چوپان خود (آخوند) راه می افتد و اندیشه و خرد را تعطیل می کند.&lt;br /&gt;هر کسی که در طول این مدت چند سال نوشته های من را دنبال کرده نظر و دیدگاه من را درباره اسلام و قرآن و پیشوایان اسلام می داند ولی سوزاندن قرآن چاره کار نیست زیرا اندیشه مسلمانان و اصولا دینداران (به ویژه پیروان ادیان ابراهیمی) فاسد است (در این زمینه مقالات دکتر آرامش دوستدار را از سایت ایشان حتما بخوانید) و خود این کشیش هم دست کمی ندارد. باید تشویق کرد که مسلمانان یا بهتر است بگوییم مسلمان زادگان قرآن را به هر زبانی که خودشان می فهمند و به آن تسلط دارند بدون هیچ تفسیر و واسطه و با اندیشه خود بخوانند. سوازنیدن قرآن آن اندیشه فاسد را از بین نمی برد. آن اندیشه 1400 سال ابتدا با شمشیر و سپس از سر عادت دوره به دوره و نسل و به نسل و سینه به سینه منتقل گشته و با سوزاندن چند صد یا حتی چند هزار و چند میلیون جلد قرآن از بین نمی رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید دوستانی بگویند که من بیخود به همه چیز شک دارم ولی به نظر من تصمیم این کشیش کاملا با هماهنگی دستگاه های دین فروشی و خدا فروشی اسلامی در یکی یا چند تا از اسلامزده بوده است تا یک ابزار تبلیغاتی برای مظلوم نمایی اسلامی و مسلمانان و به دنبال آن حکومت های اسلامی باشد. البته هر اتفاقی مانند این که به سود و مظلوم نمایی قرآن و اسلام کمک می کند یک سرش را در انگلیس پیدا کرد.&lt;br /&gt;هر کتاب و نوشته ای حتی بدترین کتابها و نوشته ها (از دیدگاه انسان های متفاوت) ارزش یک بار و گاهی چند بار خواندن را دارد. اگر حتی کتاب از دید یک شخص خیلی بد و مبتذل باشد خواندن آن به آشنایی با اندیشه های نویسنده آن بسیار کمک می کند و ریز شدن در تمام واژه ها و جملات آن به پیدا کردن ایرادات آن کمک می کند. قرآن و تمامی کتاب های دینی و به اصطلاح آسمانی (پیش از گوتنبرگ گویا ماشین چاپ در آسمان اختراع شده!!!!!!!!!) شامل این قاعده می شوند.&lt;br /&gt;متاسفانه این حرکت نا بخردانه کتاب سوزی را  که خود مسلمانان هنگام تازش به ایران و مصر انجام دادند و مسیحیان در قرون وسطی انجام می دادند یکی از انسان های تاثیر گذار در روشنگری ایران یعنی زنده یاد احمد کسروی هم داشت و سالانه مراسم کتاب سوزی برگزار می کرد و این کار او با تمام خدمات غیر قابل انکارش به روشنگری ایران نقطه سیاهی در کارنامه این مرد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;با تمام این توضیحاتی که دادم و مخالفت شدیدی که با این عمل داردم یک نکته نباید فراموش شود و آن این است که این عمل هیچ منافاتی با آزادی و دموکراسی ندارد و هر کسی می تواند کتابی را که برای خودش است و خودش پول خرید آن را داده یا آن را از کسی گرفته (مهم نیست که تعداد کم یا زیادی آن را دوست دارند یا به آن عقیده دارند یا حتی برایشان مقدس است) بسوزاند و واکنش مقامات رده بالای دولتی آمریکا و دخالتشان در این امر (که البته به خاطر منافع اقتصادیشان با کشورهای حاشیه خلیج فارس بود و نه از سر احترام به ادیان و مسلمانان) نشان داد که آمریکا بر خلاف نظر بسیاری و تبلیغات رسانه هایش در زمینه آزادی و دموکراسی بسیار عقب تر از کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان و انگلیس (از نظر داخلی و نه سیاست خارجی که در آن کثیف ترین حکومت دنیا بوده و هست و خواهد بود ) و به ویژه کشورهای اسکاندیناوی است. در ماجرای کاریکاتوریست دانمارکی دولت دانمارک با قاطعیت ایستاد و از آزادی شهروند خود در انتقاد و به سخره گرفتن هر شخصیت مهم در طول تاریخ دفاع کرد. در ماجرای ساختن فیلم مستند درباره اسلام توسط نماینده پارلمان هلند هم دولت این کشور از حق آزادی و حق شهروندی آن نماینده دفاع کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در این میان بازهم مانند همیشه بنگاه سخن پراکنی دولت فخیمه بریتانیا (بی بی سی) با شور و شوق و آب و تاب بسیار و دعوت از به اصطلاح کارشناسان (مزدوران) و خبرهای پر جنب و جوش از واکنش مسلمانان و فریاد ((وا اسلاما)) ی آنان در سرزمین های مختلف اسلامزده سخن می گفت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(51, 51, 255);"&gt;پی نوشت 1:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نخستین منشور حقوق بشر که از سوی افتخار بشریت و ایران کوروش بزرگ صادر شد و بر روی یک استوانه گلی نوشته شد این روزها برای مدت چهار ماه از سوی موزه بریتانیا به موزه ایران قرض داده شده. اینکه این منشور اصل است یا تقلبی و چه مناسبات پشت پرده ای از سوی جمهوری اسلامی با دولت انگلیس شده است را من نمی دانم ولی یک تاثیر مهم ورود این استوانه (چه اصل چه تقلبی) برای دومین بار به ایران این است که جوان ایرانی می فهمد که پایه گزار نخستین حکومت مرکزی در ایران چه انسانی با چه درجه ای از انسانیت بوده و به خود می بالد و بازشناسی هویتی ایرانیان که در دراز مدت یکی از ملزومات مردم ایران است کمک شایانی می کند.&lt;br /&gt;در این میان از یک ماجرای کمدی و یا شاید بهتر باشد بگویم از یک تراژدی غمناک نباید گذشت و آن چفیه انداختن دور گردن کوروش هخامنشی  از سوی احمدی نژاد و خم شدن سرباز در برابر او و تکان دادن پرچم جمهوری اسلامی با آن عنکبوت وسطش توسط یک بسیجی برای گرامی داشت کوروش بزرگ است.&lt;br /&gt;کوروش گفتن و ایران گفتن احمدی نژاد هر کسی می داند که برای عوام فریبی است وگرنه پروژه حذف نام پادشاهان از کتابهای تاریخ مدارس کلید نمی خورد و آن وضعیت غمناک پاسارگاد که با اخداث سد کمر به نابودی آن بسته اند و همچنین وضعیت اسفناک تخت جمشید و سایر آثار باستانی ایران مانند معبد آناهیتا نبود. البته این تنها ویژه احمدی نژاد نیست. خود ما هم دست کمی نداریم. کافی است ببینیم چه تعداد به دیدار کوروش در پاسارگاد و همچنین تخت جمشید و معبد آناهیتا و آرامگاه فردوسی می روند و چه تعداد به زیارت چند عرب که برای زنده ماندن خودشان هم کاری از دستنشان بر نیامده و قرار است واسطه میان آن انسان نا آگاه و خدا شوند (خدا قرار است پارتی بازی کند!!!!!!!!!!). کوروش بزرگ در خاک خود غریب است. مردم سرزمینش به جز چند جمله کلیشه ای درباره او چیزی نمی دانند.&lt;br /&gt;نکته جالب دیگر در این زمینه واکنش آیت الله بی بی سی به دیدگاه به اصطلاح ناسیونالیستی (ولی در باطن اسلامی و عوام فریبانه) احمدی نژاد و مقایسه آن با سخنان و دیدگاه های محمد رضا شاه پهلوی است. گویا آسمان دهان باز کرده اصلاح طلبان مزدور اکبر دزده (رفسنجانی) پایین افتاده اند و وظیفه خطیر دفاع از منافع بریتانیای کبیر قرار است در آینده به عهده بگیرند و پیرو حقیقی راه خمینی دجال باشند. موسوی هم اصلا ایران و ایرانی برایش مهم نیست. امیدوارم روزی فرصت شود و دیدگاه های ایشان در دوران نخست وزیری امااااااااااااااام (رههههههههه) را در وبلاگ منتشر کنم تا از سخنان ارزشمند ایشان استفاده کنید. موسوی و اصلاحاتچی ها برای خود خط قرمز تعیین کرده اند که در چه زمینه هایی یا سکوت کنند یا از آنها دفاع کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 2:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در هفته ای که گذشت در ترکیه رفراندومی انجام شد و اصلاحاتی با تایید مسلمانان نا آگاه این کشور در قانون اساسی صورت گرفت و ترکیه اگر چه در نام تغییری نکرد ولی در عمل تبدیل به جمهوری اسلامی شد و دستاوردها و تلاش های بزرگ مردی در تاریخ معاصر جهان به نام مصطفی کمال آتاترک - پدر ترکیه نوین رو به نابودی رفت و این کشور دوباره به حکومت اسلامی و این بار از جنس کت و شلوار و کراواتی تبدیل شد و در این مورد آیت الله بی بی سی با شور و شوق بسیار و خوشحالی وصف نا پذیر واکنش نشان داد و از رای دادن سکولارها و پیروان کمال آتاترک هم به این اصلاحات اسلامی سخن گفت (از این کمدی تر خبری شنیده اید؟ هر کسی دوست داشت این خبر احمقانه را باور کند). حزب اسلامی حاکم ترکیه با دروغی به نام دموکراتیک شدن کشور و کوتاه کردن دست ارتش از قدرت توانست توده نا آگاه مردم این کشور را فریب دهد. تا زمانی که اسلام سیاسی و حکومت اسلامی در خاور میانه است انگلیس هم خوب از عوام الناس خاور میانه سواری می گیرد. هر جا هم انگلیس خطر نابودی اسلام و به ویژه اسلام سیاسی را در کشوری بو بکشد فورا یک بلوای خبری با رهبری ارکستر بی بی سی ایجاد می کند یا یک مزدور بی همه چیز به نام روشنفکر می سازد و تحویل توده نا آگاه آن سرزمین می دهد نا مبادا اسلام و اسلام سیاسی نابود شود و منافع دولت فخیمه به خطر بیفتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی نوشت 3:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دیروز 25 شهریور سالروز تبعید ابر مرد تاریخ معاصر رضا شاه بزرگ از ایران به سیله متفقین بود. هیچ دولت مردی (جنگجویان منظورم نیست) در 14 قرن اخیر به اندازه این مرد به ایران و ایرانی خدمت نکرد و اینچنین او تنها ماند. هر کس هم فکر می کند شخصی بیش از این ابر مرد به ایران خدمت کرده بگوید تا با او بحث کنم.&lt;br /&gt;نمی دانم این خبر را که می خواهم بنویسم شنیدید یا خیر ولی برای من بسیار جالب بود. چند روز پیش در جشن خانه سینما زمانی که فیلم مستندی درباره تاریخ سینما در ایران در حال پخش بوده با پخش تصویر رضا شاه همه حاضرین در سالن از جا بلند می شوند و دست می زنند و هورا می کشند. این به من ثابت کرد که علاوه بر چند مورخ نمای مزدور و توده مذهبی نا آگاه انسان های آگاه هم در ایران کم نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 26 شهریور 2569&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-3578981002440503763?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/3578981002440503763/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post_13.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/3578981002440503763'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/3578981002440503763'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post_13.html' title='ماجرای قرآن سوزی از چند زاویه'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-5457895552200812210</id><published>2010-09-06T14:35:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.930-08:00</updated><title type='text'>بی هویتی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://puyeshga.ipower.com/ES.Notes/2010/091010-PU-EN-Setting-up-a-prepatory-committee.htm"&gt;درباره کمیته تدارکاتی کنگره ملی ایرانیان&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; نام دارد که پیرامون لزوم و چگونگی ایجاد یک کنگره ملی از تمام گروه های مخالف حکومت دینی می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند کتاب و فایل به کتابخانه وبلاگ اضافه کردم. نخستین آنها نامهای ایرانی است که برای هر ایرانی میهن پرستی مورد نیاز است. تمامی نامهای پارسی تا جایی که ممکن بوده در این لیست آمده. پس از آن باید به دو جلد تاریخ طبرستان اشاره کنم که جلد نخست آن نوشته ابن اسفندیار است و جلد دوم اضافاتی است به نوشته ابن اسفندیار شده است و از چگونگی به وجود آمدن طبرستان (مازندران امروزی) تا اتفاقات افتاده در طبرستان در قرنهای پس از آن مانند حمله تازیان و قیامهای پیاپی مردم دلیر طبرستان و حضور حسن و حسین و مالک اشتر در قتل عامهای مردم طبرستان می باشد. تاریخ طبرستان یکی از کم نقص ترین تاریخ های نوشته شده است. دو کتاب نیز از دکتر احمد ایرانی به کتابخانه اضافه کرده ام که به ترتیب عبارتند از سخنانی برای اندیشیدن که جزوه ای است شامل جملاتی کوتاه و تامل بر انگیز از برخی شخصیتهای سرشناس تاریخ و دیگری ارزش زن در ادیان آسمانی که منظور سه دین ابراهیمی است که در نام کتاب گمان می کنم توضیحات کافی باشد و نیازی به توضیح من نیست. یک کتاب از آقای فرزاد جاسمی در کتابخانه گذاشتم به نام قرآن بی هیچ پیامی برای ما که بدون هیچ توضیحی توصیه می کنم حتما این کتاب را مطالعه کنید و اما در نهایت کتاب صوفی گری که پیرامون تصوف می باشد از زنده یاد احمد کسروی که امیدورام استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از زمان تازش وحشیانه مسلمانان در 14 قرن پیش به سرزمین ما و به زور شمشیر مسلمان شدن نیاکانمان هویت ایرانی و ملی مردم ایران رو به زوال رفت و در دوره هایی حتی سرزمینی به نام ایران با یک حکومت مرکزی وجود خارجی نداشت بلکه هر شخص نیرومند در گوشه ای برای خود یک حکومت تشکیل داده بود. البته فردوسی بزرگ با سرودن شاهنامه (که اگر به معجزه اعتقاد داشتم این اثر شگفت انگیز را یک معجزه می دانستم) توانست هویت زبانی ما را از خطر نابودی نجات دهد و همچنین افسانه ها و داستان های اساطیری ایران زمین را در کنار بخشهایی از تاریخ حفظ کرد و به همین دلیل است که هنوز هم بهترین مسیر و نخستین کار برای بازیابی هویت برای هر ایرانی بدون شک خواندن شاهنامه فردوسی بزرگ است. درست است که کم و زیاد شده است در طول قرن ها و بخشهایی اضافه و بخشهایی کم شده است ولی بازهم خواندن شاهنامه نخستین گام برای هویت یابی است. پیش از این هم گفته ام که فردوسی بیش از 90 درصد واژه هایی که به کار برده است واژه های پارسی است و بیشتر بخشهای اضافه شده از این راه قابل تشخیص است.&lt;br /&gt;عرب پس از تسلط بر ایران که با ریختن خون مردان مخالف و تجاوز به زنان و بچه ها و فروختنشان در بازار مدینه به وسیله شاه شاهان و شوهر بیوه زنان و مرد مردان علی ابن ابیطالب و سایر هم کاسه های او صورت پذیرفت ابتدا تمام کتابهای ایرانیان را نابود کرد. اگر ایرانیان از بی دانشی تازیان استفاده نمی کردند و تخت جمشید را متعلق به سلیمان معرفی نمی کردند امروز چیزی از تخت جمشید و آن ناحیه تاریخی باقی نمانده بود. کما اینکه در مصر علاوه بر تمام کارهایی که در ایران کردند کمر به نابود کردن اهرام مصر بستند ولی خوشبختانه موفق به این کار نشدند و امروز آن اهرام سه گانه سالانه میلیاردها دلار برای مصر درآمد به ارمغان می آورد ولی اسلام فقط برای مصر خرج برمی دارد و باید به مشتی شیخ پشم الدین مفتخوار باج بدهند مردم و دولت مصر برای حفظ بیضه مقدس اسلام.&lt;br /&gt;تفاوت مسلمانان با سایر غارتگران وحشی از جمله مغول ها در یک چیز بود. تمامی غارتگران تاریخ کشتند و تاراج کردند و غارت کردند و استعمار و استثمار کردند ولی هیچگاه شمشیر و تفنگ روی سر مردم سرزمین های فتح شده نگذاشتند که یا هم عقیده ما بشوید یا می میرید ولی مسلمانان این کار را کردند و مردم غیر مسلمان را به زور شمشیر مسلمان کردند. این مسلمان کردن که تنها در حرف نبود. باید در عمل هم صورت می گرفت. دیگر کسی نمی توانست به زبان خود و به سنت مردم سرزمین خود نیایش کند و خلوت کند. این عمل باید در جمع صورت می گرفت و به زبان عربی این اتفاق می افتاد.&lt;br /&gt;زمانی که فرزندی متولد می شد باید به مانند تازیان در گوش به عربی داد و فریاد می کردند (اذان می گفتند).&lt;br /&gt;اوج این استثمار اما جایی بود که تازیان مردم سرزمین های فتح شده را مجبور کردند که روی فرزندان خود نامهای تازی و بعضا نامهای زشت و تحقیر آمیز تازی که هیچ عرب زبانی خودش این نامها را روی فرزند خود نمی گذارد بگذارند.&lt;br /&gt;یعنی ایرانیان نام کسانی را روی فرزندان خود گذاشتند که خودشان یا پیروان و همراهانشان سرزمینشان را غارت کرده بودند و به خواهران و مادرشان تجاوز کرده بودند و به عنوان کنیز آنها را فروخته بودند. این مانند این است که یک لهستانی روی فرزند نام آدولف بگذارد یا یک ژاپنی یا ویتنامی روی فرزند خود نام آمریکایی بگذارد.&lt;br /&gt;در ابتدا این کار از روی اجبار و ناچاری صورت می گرفت ولی به مرور از سر نا آگاهی و از روی باور و علاقه به تازیان این عمل صورت می پذیرفت.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;این درد بزرگی است که رضا شاه و مصدق و محمد رضا شاه هر سه روی فرزندان خود از سر نا آگاهی یا اعتقاد نامهای عربی گذاشتند و و فاجعه جایی است که رضا شاه و مصدق هر کدام روی یکی از فرزندان خود نامهایی با پیشوند زشت ((غلام)) که به معنای ((نوکر اخته شده که از او برای ارضای جنسی استفاده می شود)) است گذاشته اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نامهای زشت دیگر که تازیان در میان مردم سرزمین های فتح شده با زور باب کردند نامهای با پیشوند ((عبد)) به معنای ((بنده)) بود. اگر نام عبدالله را کنار بگذاریم کمتر عربی را می توان یافت که روی فرزند خود نامهایی مانند عبدالحسین یا عبدالحسن یا عبدالعلی بگذارد.&lt;br /&gt;در دوران پهلوی دوم با تمام یاد آوری هایی که از تاریخ ایران با زحمت و اصرار میهن پرستانی چون دکتر شجاع الدین شفا صورت پذیرفت ولی در مدرسه چیزی از تاریخ ایران و شخصیت های بزرگ این تاریخ به بچه ها یاد داده نمی شد و مرتب قصه های محمد و علی و حسن و حسین و بیماری زین العابدین در جنگ عاشورا تکرار می شد و یک نفر چیزی از شاهنامه و داستان های کهن ایرانی به فرزندان ایران یاد نمی داد و به جایش رجایی و باهنر و مطهری و مفتح کتابهای مذهبی و تاریخ های دروغین مدارس را گرد آوری می کردند. اگر تاریخ ایران زمین به بچه ها یاد داده می شد در نظام آموزشی آن رژیم دیگر جوان ایرانی که به ایرانی بودن خود افتخار می کرد و هویت خود را از ملیت خود می گرفت به برگزاری جشنهای 2500 ساله و همچنین تغییر مبدا تاریخ ایران که نشان دهنده تمدن کهن ایران زمین بود اعتراض نمی کرد و بلکه افتخار می کرد. اگر در نظام اموزشی آن رژیم تاریخ و چگونگی حمله مسلمانان به سرزمین ایران یاد داده شده بود (نه چرندیات دروغ شیعیان) دیگر جوان ایرانی برای رسیدن به آزادی پشت یک مبلغ دینی سینه نمی زد (البته این چیزی از مسئولیتهای هر شخص کم نمی کند زیرا انسان خرد و اندیشه دارد و همه وظیفه داشتند و دارند روی نتیجه اعمال خود بیندیشند). اگر این چیزها در مدارس یاد داده می شد دیگر کسی در زمان به دنیا آمدن فرزندش در گوش او عربی فریاد نمی زد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هر حال این بی هویتی که تجلی آن در نام ایرانیان است تا نسل پدر و مادرهای ما که وظیفه نام گذاری روی ما را بر عهده داشتند نیز ادامه داشت و بسیاری از ایرانیان به دنیا آمده در پس از این انقلاب ننگین هم مانند خود من نامهای عربی دارند ولی به مرور وضعیت کمی بهتر شد و پدر و مادرها نامهای ایرانی که نخستین نماد هویت ایرانی است را بیشتر و بیشتر روی فرزندان خود گذاشتند و می گذارند.&lt;br /&gt;امروز در سریالهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی بیش از 80 یا 90 درصد شخصیتهای منفی نامهای ایرانی دارند و این یکی از اهداف از پیش تعیین شده این سریالهاست که تصویر نامهای ایرانی را در ذهن مردم خراب کنند. شخصیتهای مثبت و خوب که بدون استثنا نامهای عربی دارند.&lt;br /&gt;وظفه نسل ما که پدر و مادرهای آینده این سرزمین هستیم این است که نخستین نماد هویت فرزندانمان یعنی نامشان را ایرانی بگذاریم و نام کسانی را که خودشان و پیروان و اعضای فامیلشان در سرزمینمان جنایت کردند روی فرزندان خود نگذاریم. همچنین ما وظیفه داریم که تاثیرات شستشوی مغزی مذهبی را که روی فرزندان ما انجام می شود خنثی کنیم و آنان را با هویت ملی و میهنی خویش آشنا کنیم و حقایق را به آنها یاد دهیم. &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران نباشد برای شخص من حداقل نه آزادی ارزشی دارد و نه هیچ چیز دیگر.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب این است که اکثر قریب به اتفاق بهائیان و یهودیان هم میهن نام ایرانی روی فرزندان خود گذاشته و می گذارند. هیچ ایرانی یهودی (حداقل می توانم بگویم من ندیده ام) روی فرزند خود نام ((موسی)) یا نام ((آبراهام)) نمی گذارد و اکثر قریب به اتفاقشان نامهای زیبای ایرانی روی فرزندان خود می گذارند. باید بفهمیم که هویت هر شخص از ملیت او می آید و نه از دین او. روزی که جامعه ایران به این سطح از شعور رسید می توانیم به داشتن یک حکومت ملی و دموکراتیک امیدوار باشیم. اینها بخشهای کوچکی از پیش زمینه های دموکراسی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدینه - 19 شهریور 2569&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-5457895552200812210?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/5457895552200812210/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post_06.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5457895552200812210'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/5457895552200812210'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/09/blog-post_06.html' title='بی هویتی'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-6866997344096502390</id><published>2010-08-31T13:37:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.933-08:00</updated><title type='text'>قتل عام زندانیان سیاسی - ننگی که از کارنامه جمهوری آخوندی پاک نمی شود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CM&amp;amp;A%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"\0022"; 	panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-alt:"Times New Roman"; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:auto; 	mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;به نام ایران بزرگ&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;درود بر همگی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);" href="http://puyeshga.ipower.com/ES.Notes/2010/090310-PU-EN-Nationality-as-a-basic-political-concept.htm"&gt; سنگ بنای همه مفاهیم مدرن سیاسی ((ملیت)) است&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; که درباره یک حکومت ملی و لزوم آن و پاسخ به شخصی است این اصطلاحات را اکنون خطرناک می بیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;نخست اینکه آرشیو ماهنامه ارزشمند بیداری را در وبلاگم کامل کردم و تمام شماره های این ماهنامه ارزشمند را برای دانلود قرار دادم. نوشته های این ماهنامه ارزشمند که در راه بیداری از خرافات است از آن دست نوشته هایی است که هیچگاه قدیمی نمی شود و همیشه تازه و نو است و خواندنش ارزش دارد.&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;در کتابخانه وبلاگ نیز بخشی را به کتاب ها و ترجمه ها و پژوهش های دکتر امیر حسین خنجی اختصاص دادم که آثارشان بسیار با ارزش است و امیدوارم استفاده کنید. کتاب فتوح البلدان در زمینه فتح سرزمینهای غیر اسلامی از جمله ایران توسط مسلمانان و رفتار آنها با مردم سرزمینهای فتح شده است که اثر فوق العاده ارزشمدی است. کتاب فرق الشیعه نیز فرقه ها و شاخه های ایجاد شده در تشیع (که خودش یکی از فرقه های اسلام است) را نام می برد و مختصری توضیح می دهد. اما با ارزش ترین اثر آقای خنجی (به نظر من) که در بخش آثار ایشان قرار دادم ((ایران از آغاز تا سقوط ساسانیان)) است که تاریخ سرزمینمان را از دورترین دوران تا حمله تازیان و سقوط ساسانیان در بر دارد و برای کسانی که مرتب می گفتند تاریخ ایران پیش از اسلام را از کجا مطالعه کنیم این گردآوری و پژوهش دکتر خنجی پاسخ بسیار خوبی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;یک مقاله نیز از بانو نادره افشاری اضافه کردم به نام ((دوستان مصدق و یاران خمینی)) که درباره کسانی است که از نزدیکان دکتر مصدق بودند ولی پیش از انقلاب تبدیل به حواریون خمینی شدند و به روی کار آمدنش کمک کردند. مقالات و نوشته های خانم افشاری مستند است و تمام منابع در پایان مطلب ذکر شده.&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;این روزها همچنین روزهایی است که گروهی از مردم سرزمینمان برای مردن مردی عرب در 14 قرن پیش خود را پاره پاره می کنند بی آنکه از جنایات این مرد در سرزمین خود خبر داشته باشند. البته من پیش از این در این باره مطلب نوشته ام ولی یک فایل نیز به کتابخانه وبلاگ اضافه کرده ام به نام ((علی و دشمنی با ایرانیان)) که امیدوارم بخوانید و استفاده کنید.&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;در پایان نیز لیست نامهای حدود 4500 نفر از زندانیان سیاسی که با فتوای خمینی در تابستان 67 توسط رژیم جمهوری اسلامی در دوران نخست وزیری جناب آقای مهندس میر حسین موسوی قتل عام شدند و به زنان و دختران هم پیش از اعدام تجاوز شد را می گذارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;قتل عام زندانیان سیاسی - ننگی که از کارنامه جمهوری آخوندی پاک نمی شود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;این روزها برای خانواده هایی&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;که در دهه نخست این حکومت ننگین عزیزان خود را از دست دادند یادآور سیاه&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;ترین روزهای زندگیشان است. تنها یک لحظه کافی است در ذهن خود تصور کنیم که&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;به یک پدر یا مادر بگویند فرزندت اعدام شده و ممکن است در خاوران خاک شده&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;باشد. یک لحظه انسان کافی است تصور کند که یک پدر و مادر زمانی که یک آشغال&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;به آنها بگوید که دخترتان دیشب پیش از اعدام زن من شد چه حالی پیدا می&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کنند؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;آنقدر به دختران (که بسیاری از آنها نوجوان و جوان بودند) تجاوز&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;شده بود توسط حیوانات جمهوری اسلامی که بسیاری از دختران مجبور به تخلیه&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;تخمدان شدند. البته من نمی توانم روی چنین موجوداتی حتی نام حیوان بگذارم&lt;/span&gt;. &lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کدام موجود در شب پیش از اعدام یک دختر وارد سلولش می شود و به زور لباس از&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;تن دختر در می آورد؟ به دخترانی تجاوز شد که بسیاریشان تنها جرمشان بودن&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;در یک خانه تیمی یا پخش یک مجله بود و تا به حال حتی اسلحه از نزدیک ندیده&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بودند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;تمام اینها را نوشتم تا کسی که هنوز انسانیت ذره ای در او وجود&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;دارد درباره یک توده ای به نام سید ابراهیم نبوی قضاوت کند که می&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;گوید:((هدف چیست از یادآوری این اتفاق؟)). این اشخاص رهبران و یا تئوریسین ها و یا همراهان&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;مبارزه برای آزادی ایران شده اند. اینها به این راحتی نمی توانند این ننگ بزرگ را پاک کنند. مهم نیست رفسنجانی چه میزان از داخل ایران پول بفرستد برایشان بلکه مهم این است که جنایات جمهوری اسلامی ممکن است مدتی فراموش شوند ولی دوباره به یاد مردم ایران می افتد. اگر خانواده ندا و سهراب و اشکان و ترانه و ده ها ایرانی دیگر که در یک سال اخیر عزیزانشان به قتل رسیدند هیچگاه خامنه ای و احمدی نژاد و سرداران دزد سپاه را حتی اگر از زمین تا آسمان عوض شوند نخواهند بخشید همین وضعیت برای هزاران خانواده ای است که به فرمان خمینی گجستک و در دوران در قدرت بودن اصلاح طلبان قتل عام شدند. ای کاش در میان اصلاح طلبان دو نفر مانند&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;عماالدین باقی وجود داشت&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;مسعود رجوی هم که چند سال است که کسی او را&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;ندیده و زنش هم مرتب آدم می خرد و تجمع تشکیل می دهد. انگار نه انگار که&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بهانه آن اعدامها خیانت این دو و همراهانشان و انجام عملیات نظامی بر علیه&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کشورشان است. این چندین هزار کشته (که هنوز تعداد دقیق آنها مشخص نیست&lt;/span&gt;) &lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;تنها نبدیل به یک ابزار تبلیغاتی برای این گروه شده است. معدود زندانیانی&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;هم که از اعدامها جان سالم به در بردند دیگر هیچکدامشان حتی پس از خروج از&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کشور نه به سمت چریک های فدایی رفتند و نه به سمت مجاهدین&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;مهم نیست&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;آنهایی که در آن اعدامها به قتل رسیدند در لحظه مرگ چه عقیده ای داشتند&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بلکه مهم این است که ایرانی بودند و هم میهن ما و نا عادلانه در دادگاه های&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;چند دقیقه ای اعدام شدند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بسیاری از کسانی که اعدام شدند پیش از آن به&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;چند سال حبس محکوم شده بودند و عده ای از آنها دوران حبسشان یا به پایان&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;رسیده بود و یا در شرف تمام شدن بود&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;دلیل اینکه جمهوری اسلامی به خودش&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;چنین جراتی داد حساب کردن روی احساسات متعصبانه توده نا آگاه مردم و همچنین&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;تجربیات ده سال پیش از آن بود. زمانی که افسران ارتش و مسئولان رژیم پهلوی&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;به آن صورت اعدام می شدند و کسی اعتراض نکرد و همه شادمان بودند باید فکر&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;این زمان را می کردند که متاسفانه نکردند. زمانی که سال 60 چپ ها اعدام می&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;شدند و همه خوشحال بودند بازهم کسی ذره ای به فکر فرو نرفت تا به فاجعه 67&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;رسیدیم. حتی همین چند سال اخیر هم زمانی که نخستین بار چرثقیل آوردند تا در&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;وسط خیابان اعدام کنند اگر جرثقیل را روی سرشان خراب می کردیم هیچگاه به&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کهریزک نمی رسیدیم. اگر اصلاحاتچی ها که در زمان خمینی قدرتشان خیلی بیش از&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;افرادی مانند خامنه ای بود به جای آنکه سرشان را به مانند گوسفند جلوی&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;خمینی روانی قاتل خم کنند اعتراض می کردند امروز خودشان را به مانند دستمال&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کاغذی به کنار پرتاب نمی کردند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کافی است ببینیم که موسوی - کروبی&lt;/span&gt; - &lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;خاتمی - رفسنجانی - حجاریان و نبوی در زمان خمینی گجستک بی همه چیز در کجا&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بودند. حالا امروز کاسه لیسان اینها در جرس و کلمه و بی بی سی و صدای&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;آمریکا می نشینند و می گویند اینها کاره ای نبودند و تصمیم بر عهده اینها&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;نبوده. انگار لال بودند و نمی توانستند یک کلمه اعتراض کنند (این حرفها&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;چیست؟ مگر کسی می توانسته و می تواند بگوید بالای چشم امااااااااااااام&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;راحل ابرو بوده؟ آسمان دهن باز کرده بوده و این قاتل کثافت هندی افتاده&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بوده پایین&lt;/span&gt;).&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کشورهای خارجی هم از نخستین روز جنایات خمینی که با اعدام افسران شریف ارتش و دست اندرکاران رژیم پهلوی آغاز شد از این جنایات خبر داشتند ولی مدعیان حقوق بشر گویا کارهای مهمتر از اعتراض به چنین اعدامهایی داشتند و تازه چند کشور در دستگاه تازه روی کار آمده جمهوری اسلامی مزدوران ایرانی داشتند. در تمام دوران جنایات خمینی خارجی ها خبر داشتند ولی خفه خون گرفتند چون منافع اقتصادی داشتند. ایران درگیر جنگ بود و اسلحه قاچاق می فروختند و نفت ایران را ارزان می خریدند. این پاراگراف را نوشتم تا اگر کسی گذرش به وبلاگم افتاد و خواند بداند که کشورهای خارجی هیچکدام اصلا مردم ایران برایشان ارزشی ندارد و تنها منافع اقتصادی برایشان مهم است و حقوق بشر مانند یک ابزار است برایشان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بدا به حال ما مردم یا بهتر است بگویم ننگ بر ما مردم&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;ایران که پشت کسانی سینه می زنیم که در زمان سالهای سیاه و خونین یکی نخست&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;وزیر بوده و دیگری رئیس بنیاد شهید و دیگری رئیس مجلس و آن یکی سردبیر&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;کیهان سرقت شده (کیهان حقیقی را دکتر مصطفی مصباح زاده پایه گزاری کرد و&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;بسیار برایش زحمت کشید) و وقاحت اینها هم جالب است که امروز می گویند مشخص&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;نیست&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;امااااااااااام تا چه حد دست داشته. دیگر گمان می کنم متن این فتوای&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;خونبار و جنایتبار و پاسخ خمینی به پرسش های موسوی اردبیلی را همه خوانده&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;باشند و بدانند این سخن تا چه حد دروغ است. اگر هم کسی نخوانده کافی است در&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;گوگل یک بار جسنجو کند. البته من شخصا از مریدان خمینی&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;قاتل هیچ انتظاری ندارم. اینها کسانی هستند که در مراسم مرگ یک روانی تمام&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;عیار به نام صادق خلخالی حضور داشتند و چهره ای ناراحت و مغموم هم داشتند&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;همگی. تا روزی که ما ایرانیها حافظه تاریخی نداریم و سوابق (آن هم به این&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;سیاهی) انسان ها را فراموش می کنیم به هیچ جا نخواهیم رسید. جمهوری اسلامی&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;باشد یا نباشد باز یکی می آید و سر مردم را کلاه می گذارد. نداشتن سابقه&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;سیاسی خیلی خیلی بهتر از داشتن چنین سوابق خونباری بهتر است&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;در پایان شعر زیبایی می نویسم از استاد مصطفی بادکوبه ای و آن را به همه مسئولان سابق و حاضر جمهوری اسلامی از اصلاح طلب و رفسنجانی و موسوی و کروبی و... تا خامنه ای و احمدی نژاد و رحیم مشایی و سرداران سپاه و خارج نشینانی مانند سازگارا و گنجی و مهاجرانی و نبوی و کدیور و... تقدیم می کنم زیرا تمامی این افراد یا هیچ چیز از وطن و ملیت نمی دانند و یا دارند دروغ می گویند زیرا اینها مرید کسی هستند (خمینی) که ملی گرایی و ملیت را کفر می دانست. پس بهتر است این افراد از مرجععععععععععع خودشان تقلید کنند و کافر نشوند.!!!!!!!!!!!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;گویی شکست شیر را از موش باور می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن بر خویش می لرزد قلم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وان دیده مبهوت را با خون دل تر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن بوی فلسطین می دهی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چکد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من یاد قتل نفس با الله و اکبر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن شهنامه پرپر می شود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;بی نام زرتشت مهین ایران و ایرانی نبین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می دود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من آیه های عشق را مستانه از بر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم و خودکشی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من یادی از حمام خون در تل زعتر (اردوگاهی در فلسطین) می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من رخت روشن بر تن گلگون کشور می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;ایران تو با یاد دین زن را به زندان می کشد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من کیش مهر و عفو را تقدیم داور می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می ستود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;ایران تو می ترسد از بانگ نوای نای و نی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;من با سرود عاشقی آن را معطر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span dir="RTL" style="" lang="AR-SA"&gt;وقتی تو می گویی وطن یعنی دیار یار و غم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;"&gt;من کی گل امید را نشکفته پرپر می کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;پی نوشت :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;اگر کسی هنوز ذره ای انسانیت در وجودش مانده و با توحشی به نام سنگسار مخالف است پتیشن زیر را امضا کند و برای هر کس هم که می شناسد بفرستد.&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://freesakineh.org/"&gt;حمایت از سکینه محمدی آشتیانی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;آدینه - 12 شهریور &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"  lang="AR-SA" style="color:black;"&gt;2569&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8782369543672238016-6866997344096502390?l=kheradgeraee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/feeds/6866997344096502390/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/6866997344096502390'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8782369543672238016/posts/default/6866997344096502390'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kheradgeraee.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='قتل عام زندانیان سیاسی - ننگی که از کارنامه جمهوری آخوندی پاک نمی شود'/><author><name>masoud</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00618416472147671188</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8782369543672238016.post-816220256346796102</id><published>2010-08-22T00:52:00.000-07:00</published><updated>2011-01-01T23:07:26.940-08:00</updated><title type='text'>روزه -  خصوصی یا عمومی؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;به نام ایران بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله این هفته دکتر اسماعیل نوری علا &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);" href="https://puyeshga.ipower.com/ES.Notes/2010/082710-PU-EN-Notes-on-the-concept-of-alternative.htm"&gt;ملاحظاتی ایرانی در باب آلترناتیو سازی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; نام دارد که توضیحاتی است از ایشان درباره شرایط گروه های مختلف برای رسیدن به آلترناتیو برای حکومت دینی است که توصیه میکنم حتما بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست اینکه کتابخانه وبلاگ را بر اساس نویسندگان طبقه بندی کردم و امیدوارم که خوانندگان با این طبقه بندی راحت تر به کتاب های مورد نظر خود دسترسی داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 شهریور سالروز ورود متجاوزانه نیروهای دو استعمارگر پیر یعنی روسیه و انگلیس در سال 1320 به بهانه واهی حضور مشاوران نظامی آلمان در ایران است. این در حالی بود که در ایران حدود 400 مشاور صنعتی از آلمان (که در آن زمان قدرت صنعتی شماره یک جهان بود) به همراه خانواده هایشان برای راه اندازی چرخ صنعت و دستگاه ها و تشکیلات لازم برای یک دولت مدرن حضور داشتند و هیچکدامشان اطلاعات نظامی نداشتند. این تنها یک بهانه از سوی این دو استعمارگر قدیمی بود زیرا نیروهای آلمانی به روسیه حمله کرده بودند و با توافق چرچیل و استالین انگلیس تجهیزات نظامی را با کشتی های جنگی تا خلیج فارس می آورد و از ایران باید برای روسیه (شوروی) می فرستاد. ایران در واقع جاده میان تجهیزات نظامی انگلیس و ارتش روسیه بود. اما دلیل دیگر کینه ای بود که انگلیسی ها از رضا شاه به دل گرفته بودند و باید آن را خالی می کردند. رضا شاه پیش از روی کار آمدن به انگلیسی ها قول حمایت از منافعشان را داده بود ولی در هنگام در قدرت بودن هم مزدوران و ماموران انگلیس یعنی آخوندها سر جایشان نشانده بود و هم با کمک دولت وقت آلمان پایه صنعت را در ایران گذاشت. کسانی که با علوم فنی و مهندسی آشنایی دارند می دانند که تمام استانداردهای صنعتی و تکنولوژیکی ایران استاندارد آلمانی است و این از همانجا سرچشمه می گیرد. نکته جالب در این باره اعلام بی طرفی چند باره ایران در زمینه بی طرفی در جنگ جهانی دوم است. حتی پس از حمله هیتلر به روسیه بازهم دولت ایران اظهار بی طرفی کرد. در هر حال انگلیسی و هندی ها از جنوب و روس ها از شمال به ایران حمله کردند و بسیاری از افسران و سربازان ارتش تازه پایه گزاری شده ایران را به صورت شبیخون به قتل رساندند. یادمان باشد هیچگاه به خارجی ها و مزدوران ایرانیشان اعتماد نکنیم حتی اگر صد در صد در جهت منافع ما حرف زدند به آنها شک کنیم. آنها تنها منابع انرژی کشورهای ضعیف را می خواهند و بس و اصلا طبقه کارگر و دموکراسی و این حرفها برایشان بهانه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو کتاب فوق العاده ارزشمند به کتابخانه وبلاگ اضافه کردم. یکی توضیح المسائل یا از کلینی تا خمینی نوشته زنده یاد دکتر شجاع الدین شفا است. نوشته ها و کتابهای دکتر شفا برای من بیش از هر نویسنده دیگری ارزش دارد. برای نوشتن این کتاب فکر می کنم دکتر شفا تمامی منابع فقه شیعه را خوانده و میلیون ها حدیث را از دیده گذرانده باشد تا این اثر فوق العاده نوشته شود. خود دکتر شفا در مقدمه کتاب می گویند سه سال برای مطالعه کتابهای مختلف حدیث در تشیع زمان گذاشته اند. توصیه می کنم مقدمه این کتاب را حتما بخوانید. یاد دکتر شفا گرامی باد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتاب دوم کتابی به نام حکیم رازی نوشته آقای پرویز سپیتمان می باشد که دیدگاه ها و اندیشه های این دانشمند بزرگ را به خوبی بیان می کند. این کتاب اتفاقا در دوران جمهوری اسلامی چاپ شده ولی تنها چند روز در بازار بود و سریعا توقیف و جمع آوری شد. امیدوارم از این اثر با ارزش استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردا 6 شهریور روز بزرگداشت حکیم محمد زکریای رازی دانشمند و فیلسوف ایرانی است. اسلامیون و آخوندهای کت و شلواری (روشنفکر دینی) در دهه های اخیر تلاش بسیار کرده اند که رازی را یک اندیشمند اسلامی معرفی می کنند ولی هر کسی که با اندیشه ها و دیدگاه های این مرد بزرگ آشنا باشد می داند که این حرف تا چه حد کمدی است. رازی تا جایی که من می دانم (اگر اشتباه می کنم دوستان اصلاح کنند) نخستین ایرانی و در واقع نخستین انسانی است که به آن درجه از دانش می رسد که می فهمد هیچ چیز از عالم ماده و منطق خارج نیست و این اندیشه ای است که در دوران معاصر و مدرنیته از آن با عنوان ماتریالیسم که یکی از کلیدهای پیشرفت بشریت است یاد می کنند. رازی چشمانش را به خاطر دیدگاه های خردورزانه اش از دست داد و آن قدر با کتاب بر سرش کوبیدند تا چشمانش نابینا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;روزه - خصوصی یا عمومی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من تصمیم نداشتم درباره روزه مطلبی بنویسم ولی حضورم در یک اداره دولتی و کند کار کردن و یا کار نکردن کارمندان آن سبب نوشتن این مطلب شد زیرا زمانی که از آنان پرسیدم چرا انقدر کار را طول می دهید خانمی با لحنی طلبکارانه گفت :((ما روزه هستیم و نیروی زیادی نداریم. از انسان روزه دار چه انتظاری دارید؟)). پس از آن بگو مگویی انجام شد و در هر حال با انجام کارم تصمیم به نوشتن این مطلب گرفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روزها حکومت به همراه گروهی از مردم سرزمینمان دوباره بساط روزه و روزه گرفتن را پهن کرده اند و به تازگی هم یک سری پزشک مزدور (ایرانی و خارجی) چرندیاتی می گویند درباره خوب بودن روزه. البته از این درس خوانده های مزدور همیشه زیاد بوده اند. روزگاری از کلیسا پول می گرفتند و به سود دین و اظهار نظر می کردند و امروز حکومت های اسلامزده (به ویژه عربستان و جمهوری اسلامی) هم اضافه شدند و برای درست جلوه دادن دستورات غیر منطقی اسلام به تعدادی به اصطلاح دانشمند پولی می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کشوری مانند ایران با این اقتصاد فاجعه بار در دوران جمهوری اسلامی و این تعطیلی های بی حد و مرز در طول سال با رسیدن ماه رمضان بسیاری از مشاغل یا به صورت نیمه تعطیل در می آیند و یا چند ساعت از ساعت کاریشان کم می شود و آسیب اقتصادی کشور در این ماه به اوج خود می رسد. حتی کارمندان دولتی که ممکن است روزه هم نگیرند از این بهانه استفاده می کنند و به خودشان فشار نمی آورند. اگر حتی از هر روز کاری دو ساعت کم شود در طول یک ماه این ساعت ها تعطیلی به حدود 6 روز کاری تعطیل خواهد رسید و ضرر و زیان اقتصادی بیش از پیش روی کمر مردم سنگینی می کند. البته این تعطیلی و کم کاری در این ماه ویژه دوران جمهوری اسلامی نیست. در دوران پهلوی دوم هم این اتفاق می افتاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها کسانی که کار و کاسبیشان خوب و سکه است قماش مفتخواران و بی همه چیزان یعنی آخوندها و مداحان هستند که در این ماه و ماه محرم به اندازه خرج تمام سال خود از عوام الناس نا آگاه سواری می گیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانی که کسی غذا و آب نخورد بدون شک انرژی برای کار کردن به مانند حالت عادی نخواهد داشت زیرا بدن انسان هم بدون داشتن انرژی که از غذا بدست می آید نمی تواند کاری کند و در طول چند روز که این اتفاق بیفتد بدن انسان به مرور تحلیل می رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروهی می گویند روزه به آنها احساس خوبی می دهد. نخست اینکه ما نمی دانیم که آن افراد راست می گویند یا از سر اجبار و تلقین و یا شرمندگی و کم نیاوردن پیش خود و دیگران این سخن را می گویند و سپس اینکه معمولا افرادی که این حرف را می زنند برای داشتن و نگه داشتن این احساس خوب یا اصلا کار نمی کنند یا نسبت به حالت عادی کمتر کار می کنند تا مبادا این احساس خوبشان جریحه دار شود زیرا خودشان هم می دانند که با اندکی فشار کاری و جسمی سریعا به آب نیاز پیدا می کنند و دیگر آن احساس خوب را نخواهند داشت.!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ایران که با سیاست های حکومت دینی روحیه سالم و شادابی در آن جریان ندارد بیش از پیش بی روحیه و عصبی می شود و این کاملا طبیعی است زیرا زمانی که هر انسانی برای ساعتهای طولانی غذا و به ویژه آب نخورد دیگه آن شادابی همیگشی را ندارد و بیشتر روزه داران عصبانی هستند و تنها با یک اتفاق ساده ممکن است یک درگیری پیش بیاید زیرا انسان زمانی که به آب و غذا دسترسی نداشته باشد هرچه بیشتر به خوی حیوانی خود بازمی گردد (با عرض پوزش) و هرچه بیشتر ادامه پیدا کند خشن تر و دردنده تر می شود و به خوی حیوانی خود نزدیک تر می شود و به همین دلیل است که در زمان افطار گروهی به سوی غذا حمله ور می شوند تا تمام فشار این چندین ساعت را جبران کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینکه روزه دقیقا آغازش از کجا بوده و در ادیان و مکتب های دیگر هم وجود دارد اصلا مهم نیست زیرا آخرین دینی که ظهور کرده بین 100 تا 150 سال پیش بوده است و آن هم پس از حدود 1300 سال ظهور کرده. در ایران زمین نیز روزه در اواخر دوران ساسانی و همچنین دوران اشکانی که دست کثیف موبدان زرتشتی در حکومت بود روزه وجود داشته ولی جالب این بوده که مردم عادی بیشترشان از این دستور پیروی نمی کردند و حتی کسی را که روزه می گرفت و مجبور به کار نکردن می شد به خاطر تنبلی سرزنش می کردند. اشتباه مهم نیست از جانب چه گروهی باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از توجیهات مسخره برای روزه این است که دستگاه گوارش انسان استراحت می کند. این حرف همان قدر مسخره است که شخصی بگوید مغز یا قلب با کلیه انسان باید برای یک ماه استراحت کند. اعضای بدن انسان حتی در زمان خواب هم به آن صورتی که این گروه می گویند استراحت نمی کنند بلکه استراحتشان در خوب و مفید و سالم کار کشیدن از آنهاست. تازه بدن انسان بسته به قوای جسمانی اش با چند ساعت غذا نخوردن به تدریج تحلیل می رود و مغز انسان برای فعالیت نیاز به گلوکز دارد و این گلوکز در پروتئین و قند و چربی و... وجود دارد. با نخوردن غذا بدن مجبور به استفاده از چربی ذخیره شده می شود ولی مشکل جائیست که برای این کار به میزان فوق العاده زیادی آب احتیاج دارد و در صورت نرسیدن این آب ممکن است بدن به نقطه ای برسد که خیلیها در این ماه دچار آن می شوند یعنی غش کردن و البته گاهی هم کمبود انرژی و نرسیدن آب به بدن سبب بروز توهماتی در مغز انسان می شود و اگر دیده باشید بسیاری می گویند فلان چیز یا فلان کس را دیدیم که اینجا ایستاده و صحبت می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما توجیه از آن مسخره تر این است که روزه برای پی بردن به ذات فقراست. مسلمین با توجیه نا آگاهانه به انسانیت و انسان دوستی و شعور خود توهین می کنند زیرا انسان را در درجه ای بی شعوری و بی عاطفگی در نظر می گیرند که تنها زمانی به همنوع خود کمک می کند که درد او را چشیده باشد. انسان به سادگی می تواند به همنوع خود کمک کند بی آنکه با این توجیهات مسخره خود را مجبور به تجمل گرسنگی و تشنگی کند و به خوی حیوانی خویش نزدیک شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فاجعه برای یک جامعه جایی است که طبقه تحصیلکرده آن بگویند چون خداوند فلان دستور را داده پس باید انجام داد حتی اگر با منطق ما سازگار نباشد زیرا ما توانایی درک دستورات خداوند را نداریم. حتی یک لحظه از خود نمی پرسند که این خداوند و آیا اصلا وجود خارجی دارد و اگر وجود دارد از کجا معلوم که این دستور را داده و اگر این دستور را داده چرا باید از خرد و منطق خود فاصله بگیریم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;تمامی ادیان و ایدئولوژی ها می گویند باید ایمان بیاوری و ایمان داشته باشی؟ می دانید چرا؟ زیرا زمانی که انسان در موضوعی به ایمان رسید دیگر خرد و اندیشه و منطق خود را در آن موضوع از دست می دهد و آنجا تبدیل به رباط آن دین یا ایدئولوژی می شود. به همین دلیل است که ایمان بزرگترین دشمن خرد انسان است.
